صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۴۸۱۱
گفتگوی «پرس تی وی» با چارلز فریمن، تحلیلگر ارشد اطلاعاتی آمریکا؛

دولت بوش خیلی از گزارش «ان آی ای» دلخور شد


بصیرت: چارلز فریمن که از سوی دولت باراک اوباما برای تصدی ریاست شورای اطلاعاتی آمریکا انتخاب شده تحت فشارهای لابی های صهیونیستی مجبور به استعفا شد.وی در گفتگو با برنامه «رو در رو» پرس تی وی به تشریح دیدگاههای خود درباره سیاست خارجی آمریکا و تأثیر نفوذ لابی های صهیونستی بر این سیاستها پرداخته است.
* اخبار منتشره درباره انتخاب شما برای تصدی پست ریاست شورای امنیت ملی آمریکا، واکنشهای متناقضی را میان سیاستمداران برانگیخت و در ابتدا خود شما نیز مطمئن نبودید که این سمت را قبول خواهید کرد یا خیر. چه چیزی باعث شد پیشنهاد دریاسالار دنیس بلر را برای به دست گرفتن سکان هدایت این شورا بپذیرید؟
** البته خود من نیز برای دوباره پیوستن به بخش دولتی تمایل زیادی نداشتم زیرا 30 سال از عمر خود را در خدمت دولت بودم. بیشتر تمایل داشتم در بخش خصوصی کار خود را ادامه دهم تا بتوانم آزادی بیشتری داشته باشم و راحت تر حرف بزنم و البته کمی هم پول کسب کنم.
اما در نهایت دریاسالار بلر مرا قانع کرد که من ویژگیهای منحصر به فردی دارم که می توانم در این سمت مفید باشم. ویژگیهایی چون تجربیاتم درباره نقاط مختلف جهان، توانایی ابراز عقیده به طور مستقیم و صادقانه به دور از نظرات سیاسی.
آنچه دریاسالار بلر و من می خواستیم، ارتقای کیفیت سازمانهای امنیتی آمریکا بود و به دنبال آن، بازگرداندن اعتبار از دست رفته؛ تمامی این دلایل باعث شد تا تصمیم بگیرم یک بار دیگر در خدمت کشورم باشم.
* آیا ناراحت نشدید که رئیس جمهور آمریکا در برابر انتقادهایی که به شما شد سکوت کرد و از شما حمایت نکرد؟ آیا از دولتی با شعار تغییر انتظار بیشتری نداشتید؟
** البته در وهله نخست ناامید شدم که کاخ سفید از من هیچ گونه حمایتی نکرد. البته بعدها که نحوه عملکرد دولت جدید را درک کردم فهمیدم نباید تعجب می کردم.
عزل و نصبها در دولت فعلی بر اساس تمرکز زدایی است.
انتخاب من نشانه ای از تغییرسیاست در هیچ مورد و هیچ منطقه ای نبود حتی در خاورمیانه. همان طور که گفتم، تنها دلیل انتخاب من، برگرداندن اعتبار به سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و ارتقای سطح کیفی گزارشهای آنها بود. بدگویانم مرا نمادی از تغییر سیاست معرفی کردند زیرا آنها می خواستند این تصور را القا کنند که برنامه های من بشدت ضد اسرائیلی است و مقاصد دیگری ندارم.
* گفتید که هیچ برنامه ضد اسرائیلی ندارید. البته این نکته را نیز گفته اید که لابی ها ی صهیونیستی نزدیک به حزب لیکود (در اسرائیل) در آمریکا وجود دارند که در تضاد با منافع آمریکا گام بر می دارند.
** بله فکر می کنم گروه کوچکی در جامعه یهودیان آمریکا وجود دارد که به شدت به حزب لیکود اسرائیل گرایش دارند و حتی موافق سیاستهای لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل خانه ما» هستند و این گروه از تاکتیک ترور شخصیت شیادانه و ارعاب سیاسی استفاده می کنند تا سیاستهای خود را پیش ببرند.
البته من فکر نمی کنم این گروه کوچک را بتوان نماینده تمامی جامعه یهودیان آمریکا دانشت و آنان نماینده اکثریت مردم آمریکا نیستند. در واقع یکی از دلگرم کننده ترین بخشهای این تجربه سیاسی حمایت دوستان یهودی از من بود و بسیاری از یهودیان آمریکا که هرگز آنان را ملاقات نکرده بودم و تصور می کردم من باب بحثی را که مدتها به تعویق افتاده بود باز خواهم کرد و آنان را از سلطه عناصری که با افراطیون اسرائیل همدلی دارند رها خواهم کرد از من حمایت کردند.
* شما این را نیز گفته اید که درباره اینکه گروه کوچکی در آمریکا در جهت منافع کشوری خارجی کار می کنند، نگران هستید. به نظر شما چرا این گروه از ورود شما به این سمت جلوگیری کردند و آنها درباره شما چه فکری می کنند؟
** فکر نمی کنم آنها برای کشوری بیگانه کار کنند، بلکه آنها فقط در جهت منافع گروه کوچکی در یک کشور بیگانه کار می کنند که به نظر من بسیار خطرناکتر است. آنها به این دلیل با من مشکل دارند که من منتقد سیاستهای اسرائیل هستم. سیاستهایی که به نظر من مخرب هستند؛ هم برای منافع آمریکا و هم برای منافع خود اسرائیل. اگر اسرائیل به همسایگان عرب خود به ویژه فلسطینیان توجه نکند و به آنها احترام نگذارد، فکر نمی کنم بتواند در خاورمیانه دوام بیاورد.به نظر من این انتقادها در جهت دشمنی با اسرائیل نیست بلکه، انتقادهای دوستانه و خیرخواهانه است و نادیده گرفتن موافق نبودن با آنها مخرب ترین چیز در باره این گروه است.
* به نظر می رسد در میان سیاستگذاران آمریکا انتقاد از اسرائیل به یک تابو تبدیل شده است.
** بله انتقاد از اسرائیل در آمریکا یک تابو بزرگ است. اما طنز قضیه اینجاست که خود اسرائیلی ها بزرگترین منتقدان خود هستند و با ادبیاتی تندتر با رهبران خود سخن می گویند، اما آمریکایی ها اجازه این کار را ندارند.
* چرا؟
** فکر می کنم این گروه کوچک از صهیونیستها که متعلق به راستگرایان اسرائیل هستند، برای حفظ منافع خود، مایلند حمایت کورکورانه آمریکا از تمامی سیاستهای آنان ادامه داشته باشد. از نظر آنها هرگونه انتقادی که در همسو با نظرات اکثریت جامعه جهانی درباره عملکرد اسرائیل است، نباید مطرح شود.
* و این اقدامات چه خطرهایی برای منافع ملی آمریکا در بر دارد؟ فکر می کنید چهره آمریکا در جهان مخدوش شده است؟
**چهره آمریکا به دلیل حمایتهای بی دلیل از اسرائیل مخدوش شده است و منافع آن لطمه زیادی دیده است.
* در باره پیام نوروزی اوباما به ایران و پاسخ مقامات ایران چه فکر می کنید؟
** به نظر من این رخ دادها ماهیت تحرکات پیش مذاکره ای دارند و البته هر دو طرف روشن کردند که سخنان پیش از مذاکره، خود مذاکره نیست زیرا موضوعات مهمی بین دو کشور وجود دارد که باید ابتدا حل شود و هیچ کدام از دو کشور نمی توانند به تنهایی برنامه ای را در پیش گیرد و باید برنامه هر دو طرف در نظر گرفته شود.
این گونه تحرکات به خودی خود مشکلی را حل نمی کند، اما راه را برای یافتن راه حلها بهتر تسهیل می کند.
* برای بهبود روابط تهران و واشنگتن چه کارهایی باید انجام شود؟
** فکر می کنم باید از ارسال پیامهای یکنواخت و تهدیدآمیزی که دولت پیشین آمریکا به ایران ارسال می کرد، خودداری شود زیرا فکر نمی کنم ملتها را شرور خطاب کردن و اعلام این مطلب که تا تسلیم نشوند با آنان مذاکره نخواهد شد، سودمند باشد. همچنین تهدید آنها به بمباران و حمله دردی را دوا کند.
* آیا لابی های اسرائیلی و طرفدار حزب لیکود یا لابی «ایپک» با بهبود روابط ایران و آمریکا موافق هستند؟
** به نظر من این عناصر که احزاب افراطی دست راستی در اسرائیل و طرفداران آنها هستند ایران را تنها تهدید جدی علیه موجودیت اسرائیل می دانند که من با این عقیده مخالف هستم .تنها عمل ایران می تواند تهدید جدی برای اسرائیل به شمار رود و به نظر هم نمی رسد که ایران تصمیمی برای حمله داشته باشد.در واقع فقط یک تهدید وجود دارد و آن این است که اسرائیل بر برنامه خود خود پافشاری می کند.
فکر نمی کنم دولت اوباما نیز تصمیم داشته باشد با این نظرات کنار آید.
*اجازه دهید کمی درباره جامعه سیاسی در آمریکا سخن بگوییم. فکر می کنید آنها نیز برای بهبود روابط با ایران آماده اند؟
** این اجماع وجود دارد که روشهای پیشین شکست خورده است. ما در سی سال گذشته در بن بست قرار گرفته بودیم. ایران آن قدر کشور مهمی است که نمی توان آن را به شیوه ای که ما نادیده می گرفتیم نادیده گرفت.فکر می کنم در باره لزوم گفتگو با ایران اجماع وجود داشته باشد.
* به سال 2006 باز می گردیم که در آن گزارش «ان ای ای» در مورد ایران جنجال آفرین شد و برخی تحلیلگران می گویند حتی دولت بوش نیز شگفت زده شد.
** فکر می کنم دولت بوش خیلی از نتیجه گیری این گزارش در مورد ایران دلخور شد که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را تعلیق یا رها کرده است در حالی که عزم دارد دیگر بخشهای برنامه هسته ای خود را ادامه دهد.
این گزارش برای دولتی که داشت برای حمله به ایران آماده می شد از نظر سیاسی خیلی نامتعارف بود. این گزارش همه چیز را متوقف کرد.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات