هادی مجیدی
با اینکه گزارش بیکر هامیلتون مذاکره با ایران را برای حکومت بوش، یک ضرورت جهت خروج از بحران و باتلاق عراق می دانست، بوش و تیم حکومتی وی از چهار ماه قبل و اولین دور مذاکرات با ایران به نحوی عمل کرده اند تا از چالش های امنیتی- سیاسی خود در عراق در تعامل با ایران، فرصت سازی جدید کنند. بازی مذاکراتی آمریکا به نحوی بوده تا صحنه و بازیگران امنیتی- سیاسی به نحوی بازتعریف شوند که مبانی تحلیلی ایران به هم بریزد و عناصر و پارامترهای جدیدی به معادله وارد و نقاط قوت ایران در عراق به چالش کشیده شوند.
برهمین اساس، تضعیف حکومت مالکی به حدی که برای بقا، به راحتی امتیاز داده و در مسیر رفتاری و مطلوب آمریکا ناچار باشد، برخورد و دستگیری مسئولین و کادرهای جریان صدر به حداکثر رسیده و زمینه های اختلاف بین گروه های شیعی فعال شده است و دیپلمات های ایرانی هدف دستگیری و فشار امنیتی، سیاسی و تبلیغاتی قرار گرفته اند.
فشار تبلیغات روانی شدید علیه سپاه و مستندسازی اتهامات به آن به محور اصلی دیپلماسی و تبلیغات رسانه ای آمریکا تبدیل شده است.
جریان سازی جدید در محیط سنی عراق وارد مرحله جدید شده و با ضعیف شدن کارکردهای القاعده در سقف سیاست های آمریکا، رویکرد عشایری و مجالس صحوه به عنوان سپر دفاعی برای نیروهای اشغالگر فعال شده تا به راحتی در محیط سنی با القاعده و در محیط شیعی با جریان صدر و تشکل سیاسی بدر برخورد کنند. حاصل کار اینکه آمریکا در گزارش جدید پترائوس موقعیت امنیتی خود را بهبود بخشیده و اتهامات خود علیه ایران را به حداکثر رسانده است.
مشکل آمریکا برای دور چهارم مذاکره دیگر مسئله عراق نیست و یا حداقل اولویت اصلی نمی باشد، بلکه جوهر هدف گذاری آمریکا برای دور چهارم مذاکره، بحران و چالش های منطقه ای در سیاست های آمریکاست که در سیاست رسانه ای و دیپلماتیک از بهانه پرونده هسته ای استفاده می کند.
بوش و تیم حکومتی وی با تشدید مواضع و تلویح به حمله نظامی و تصویب سیاست های تحریم و مجازات اقتصادی و ارتقا دادن به سطح اتهامات به ایران در عراق، به دنبال کسب حداقل های لازم در محیط منطقه ای است.
بوش به خوبی درک می کند و احتمالا دمکرات ها نیز با وی هم عقیده اند که اگر پرونده شکست خورده عراق (حتی اگر در عراق بماند) به شکست کامل دیگر پرونده های لبنان، افغانستان و فلسطین اضافه شود، یک پتانسیل پرقدرت منطقه ای که اصالتا ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی است، منطقه را فرا خواهد گرفت که مهار آن غیرممکن است.
بدین رو بوش در کنار نشان دادن چنگ و دندان نظامی (مانور دریایی در خلیج فارس و آمادگی های دیگر) و سیاست فشار اقتصادی و اتهام زدن در عراق از زبان پترائوس آماده مذاکره با ایران می شود، تا باز هم از چالش های خود، فرصت سازی کند.
لذا دور جدید مذاکره با آمریکا باید با «سناریو و بازی مذاکراتی» دیگری دنبال شود تا آخرین شانس استعماری بوش و آمریکا از آنان سلب گردد.