صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۸۴۹۹۰

تروریسم و سلطه‌گرى (بخش چهارم)


دکتر عباسعلی فرزندی
تروریسم درطول تاریخ جنایت های بیشماری بر انسانیت روا داشته است. امروزه نیز حقوق اساسی انسان ها را نشانه رفته است. نظام سلطه و متجاوزان به حقوق انسانی از این مقوله استفاده ابزاری می کنند تا اهداف خود را تامین می کنند. با توجه به اینکه از تروریسم و جریان های تروریستی هنوز تعریف مشخصی در حقوق بین المللی ارائه نشده است به نظر می رسد شناخت آن نیازمند درک و تلاش بیشتری است. بسیاری از کارشناسان عرصه بین المللی، تروریسم را به «استراتژی ارعاب و خشونت» تعبیر کرده اند و آن را به انواع متعددی از جمله تروریسم اسطوره ای، تروریسم آنارشیستی، تروریسم اجتماعی، تروریسم قومی، تروریسم مواد مخدر و تروریسم دولتی تقسیم بندی کرده اند. با این وجود این تعاریف و تقسیم بندی ها نمی تواند ماهیت حقیقیی تروریسم را آشکار سازد و تروریست های واقعی را به افکار عمومی معرفی کند و همچنین از مدافعان حقوق مشروع خود، رفع اتهام نماید. واقعیت این است که این تعاریف و دسته بندی ها هرگز نمی تواند اندیشه ها و کانون های تروریستی و حامیان آنها را در جهان شناسایی و معرفی کند. پس باید با شیوه دیگری به فهم واقعی تروریسم رسید.
چهره واقعی تروریسم زمانی برملا می شود که به ویژگی ها و مشخصات جهان کنونی، استراتژی غرب به ویژه آمریکا برای نظام جهانی، کانون های تروریستی در جهان امروز و چگونگی ایجاد آنها، ریشه ها و مبانی نظری اندیشه های تروریستی، کالبدشکافی حوادث جاری در مناطقی که دستخوش تحولات متاثر از اقدامات تروریستی بوده و کسانی که قربانی این پدیده شوم هستند، دستاوردهای پشت پرده اقدامات تروریستی برای کانون های پرورش تروریسم و... نگاهی هرچند گذرا داشته باشیم.
برای بررسی این موضوعات باید به این واقعیت توجه نمود که جوامع غربی به ویژه آمریکا با بهره مندی ازحجم انبوه رسانه ها و تبلیغات گسترده خود تلاش وافری دارند که تصویری در اذهان ملل جهان به وجود آورند که همراه با مقوله تروریسم مفاهیمی همچون بنیادگرایی اسلامی، مسلمانان، منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و مفاهیم مشابه آن بر افکار عمومی تحمیل شود. آنها همچنین تلاش گسترده ای می کنند تا غرب را غرق در دمکراسی و محیطی عاری از هرگونه حرکت های خشونت آمیز یا تروریسم جلوه داده و تروریسم را موضوعی وارداتی برای مغرب زمین معرفی کنند تا بتوانند بر تعارض و شکاف دولت- ملت که ناشی از بحران هویت اجتماعی و فرهنگی مغرب زمین است سرپوش بگذارند. غرب تلاش می کند لیبرال دمکراسی با ماهیت غربی را به عنوان یک اندیشه جهانی با مقبولیت عامه بر جهانیان تحمیل کند و مخالفین آن را تروریست ها و حاملان اقدامات تروریستی معرفی نماید اما واقعیت های دو دهه اخیر نمایشنامه غرب را برای تعریف واژگونه مفاهیم و انحراف افکار عمومی دگرگون کرده و امروز جهان غرب در معرفی و تعریف مفاهیم و از جمله تروریسم دچار نوعی پارادوکس شده است.
آمریکا و سردمداران نظام سلطه برای پیشبرد اهداف خود، تثبیت نظام سلطه گری و آرمانی جلوه دادن اندیشه های لیبرال دمکراسی به استفاده ابزاری از اقدامات تروریستی روی آورده اند. آنها از طرفی برای جلوگیری از ضربه های ناشی از اقدامات تروریستی تلاش می کنند که آن را وارونه معرفی کنند و گروه ها و جریان ها، دولت ها و شخصیت های مستقل در عرصه بین المللی را نیروهای تروریستی معرفی کنند. عملکرد نومحافظه کاران حاکم بر دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی در عرصه جهانی و در برخورد با سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی گویای همین نکته است که آنها در روابط بین المللی از اقدامات تروریستی استفاده می کنند و گروه های تروریستی را مورد حمایت قرار می دهند اما به منظور فریب افکار عمومی جهان، سایر دولت ها و جریانات مستقل که سیاست های آنها را بر نمی تابند تروریست معرفی می کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات