صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۹  ، 
کد خبر : ۸۵۰۱۷
تحلیل صبح صادق از بحث مذاکره آمریکا با ایران

تغییری که باید تغییر کند


رضا گرمابدرى
اوباما رئیس جمهور آمریکا پیروزی خود در انتخابات را مدیون دو عامل می داند: الف- عملکرد ناصواب و رنج آور دولت بوش ب- طرح شعار «تغییر» که در شرایط به شدت نگران کننده و تنفرآمیز ایجاد شده توسط دولت بوش مناسبترین شعار بود. هنگامی که اوباما به عنوان رئیس جمهور وارد کاخ سفید شد اوضاع آمریکا متأثر از بحران اقتصادی بسیار در هم ریخته و پریشان بود. تأثیر منفی این وضعیت بر سیاست خارجی آمریکا نیز غیرقابل انکار بود. گستردگی و عمق این نابسامانی آن چنان بود که انتخاب هر نقطه برای آغاز کار اصلاحی را با مشکل مواجه می کرد. آنچه که به عنوان یک اقدام برای گریز از بلاتکلیفی میسر بود تزریق حدود 800 میلیارد دلار به بخش اقتصادی آمریکا بود که مشابه آن توسط بوش به اجرا گذاشته شده بود اما حاصلی در بر نداشت.
حفره های ایجاد شده در بستر جامعه آمریکا آن چنان عمیق و وحشتناک بود که هیچ کس جرأت نداشت مستقیماً به سراغ آن برود. بی برنامه گی دولت اوباما در سر و سامان دادن به اوضاع نابسامان و گذشت اندکی از زمان کافی بود تا در روزهای آغازین کار اوباما از میزان محبوبیت وی کاسته شود امری که برای بوش در دوره دوم ریاست جمهوری اتفاق افتاد. اوباما و همکارانش خیلی زود متوجه شدند از ناحیه اصلاحات و نسخه پیچی برای بیماری مزمن شده جامعه آمریکا قادر به حل مشکل و پدید آوردن نشانه های «تغییر» به عنوان شعار تحریک کننده و امیدزای خود نیستند لذا چاره را در کار و سوی دیگر دیدند. از این رو آنها به مسائل دیگر که عمدتاً خارجی بودند روی آوردند، به ویژه اینکه این مسائل سابقه ای هم در مباحث انتخاباتی اوباما داشت از بین این مسائل موضوع ایران سرآمد بود و می توانست کلید طلایی قفل مشکلات عدیده اوباما باشد. از این رو مشاهده شد که اوباما مدتی پس از انتخاب شدن مجدداً از ایران صحبت کرد و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه اش نیز هر از گاهی درباره ایران سخن می گفت.
اوج روی آوردن به ایران آغاز سال جدید بود. اوباما به بهانه حلول سال جدید خورشیدی به مردم و رهبران ایران یک پیام نوروزی داد و در آن با تجلیل از مردم و فرهنگ کهن ایران در عین دادن وعده های شیرین، ناشیانه مجدداً ادبیات دوره جورج بوش را تکرار کرد تا دستش رو شود و حساسیت ایرانیان باهوش و آگاه برانگیخته گردد وی در حالی که از جشن و نوید روزهای بهتر سخن می گفت ناگاه اعلام کرد: «این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهنده بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت.»
مورد دیگری که آمریکایی ها سعی کردند آن را بزرگ جلوه دهند، دعوت ایران برای نشست لاهه پیرامون مسائل افغانستان بود. پس از برگزاری این نشست رسانه های غربی و به ویژه آمریکایی هیاهو به راه انداختند که مقامات ایرانی و آمریکایی در لاهه با یکدیگر دیدار کردند. این در حالی بود که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت وگوی «آخوندزاده» نماینده ایران در نشست لاهه با «ریچارد هالبروک» نماینده ویژه آمریکا را تأیید نکرد. پس از این واکنش ایران بود که وزارت خارجه آمریکا با تعدیل اصل خبر دیدار آنها را در حد احوالپرسی ذکر کرد. آمریکایی ها با قرار دادن موضوع مواد مخدر در دستور کار سعی کردند نظر ایرانی ها را برای حضور در این نشست جلب کنند، زیرا ظاهراً بحث مواد مخدر از موضوعات مشترک مورد توجه ایران و آمریکا است. اظهار علاقه آمریکایی ها به مذاکره با ایران از سوی برخی کشورهای مهم با استقبال مواجه شد و همین استقبال به عنوان نشانه ای مثبت، آمریکایی ها را برای پیگیری موضوع تشویق کرد.
«دیوید میلیبند» وزیر امور خارجه انگلیس برای نخستین بار در سه سال و نیم گذشته از عدم لزوم فشار بر اعمال تحریم های بیشتر پیدا کرده و هم در خصوص مذاکره با ایران موفق شده است. بنابراین مذاکره با ایران برگ برنده ای برای اوباما است. اگر اوباما و گروه وی اینگونه به ایران بنگرند که به نظر می رسد این چنین است می بایست آماده پرداختن هزینه آن هم باشند. مسائل داخلی آمریکا و اقتضائات بین المللی ناخواسته سرنوشت دولت اوباما را به ایران گره زده است به نظر می رسد وابستگی مسائل دولت اوباما به ایران بسیار بیشتر از وابستگی دولت بوش است. پس باید اوباما برای این موضوع یعنی مذاکره با ایران از انگیزه بیشتری برخوردار باشد.
وضعیت و موقعیت آمریکا در این بحث تا حدودی مشخص شده است اما در خصوص وضعیت ایران به طور خلاصه می توان گفت ایران در حال حاضر نیازی به مذاکره با آمریکا ندارد زیرا مشکلات عدیده دولت جدید آمریکا آنقدر دست و پا گیر و مشغول کننده است که نتواند بیش از دولت های دیگر برای ایران مشکل آفرینی کند از طرفی هم دولت فعلی فاقد اقتدار دولت های پیشین است تا بتواند به اتکای اقتدارش دولت های قدرتمند را علیه ایران رهبری کند. در چنین اوضاع و احوالی سایر کشورها علی رغم میل آمریکا می توانند رابطه شان با ایران را مبتنی بر منافع ملی شان تنظیم کنند نه متناسب با الگوی دیکته شده از ناحیه آمریکا می توانند رابطه اشان با ایران را مبتنی بر منافع ملی شان تنظیم کنند نه متناسب با الگوی دیکته شده از ناحیه آمریکا.
از طرفی هم دولت آمریکا شدیداً به گفت وگو با ایران نیاز دارد، بنابراین دولت ایران نسبت به دولت آمریکا از موقعیت بهتر و برتری برخوردار است، پس منطقی است که دولت آمریکا در بحث مربوط به مذاکره که میل آمریکا است نه ایران به درخواست های ایران توجه جدی داشته باشد. خواسته های ایران بارها به شکل مشخص توسط مسئولین جمهوری اسلامی ایران بیان شده است و آمریکایی ها نیز با آن آشنا هستند، مناسب است آمریکایی ها اقدامات عملی شان درباره خواسته های روشن ایران را نشان دهند تا ایران متقاعد شود که آمریکا صادقانه به «تغییر» علیه ایران سخن گفته وی در خلال سخنانش در پارلمان انگلیس گفت: «قدرت های بزرگ جهان نباید برای اعمال تحریم های تازه بر ایران در زمانی که تهران فرصت خوبی برای حرکت به سوی عادی کردن روابط با واشنگتن دارد عجله کنند.»
«برنارکوشنر» وزیر خارجه فرانسه در مصاحبه با روزنامه «الریاض» به مجال پیش آمده پس از روی کار آمدن دولت اوباما در آمریکا اشاره کرد و از ایران خواست که از این فرصت بهره ببرد. کوشنر به مقامات تهران توصیه کرد فرصت را دریابند و تأکید کرد در شرایط حاضر، تنها «اراده ایران برای همکاری» لازم است. به غیر از رژیم صهیونیستی که آن هم به شکل مشروط مذاکره اوباما با ایران را پذیرفته و برخی از کشورهای عربی مابقی کشورهای مطرح جهانی نسبت به این اقدام نظر مثبت دارند. اما سوال اساسی این است که چرا دولت اوباما با ولع بحث مذاکره با ایران را دنبال می کند؟!
در شرایط حاضر مذاکره دولت اوباما با ایران برگ برنده ای برای اوست که می تواند مشکلات داخلی و خارجی اوباما را که این روزها فشار سنگینی را بر وی وارد می کند کاهش دهد. اوباما به درستی دریافته است شرایط بغرنج داخلی جامعه آمریکا به وی اجازه نمی دهد که در راستای شعار «تغییر» کار در خور و مورد توجهی را در داخل انجام دهد از طرفی هم قادر نیست مردم آمریکا را در قبال شعار خود معطل و منتظر نگه دارد، این معطلی و انتظار با نشانه رفتن مذاکره با ایران به واسطه اهمیت قابل ملاحظه آن که تقریباً این روزها کمتر آمریکایی نسبت به آن بی اطلاع و بی اعتنا است قادر خواهد بود ظرفیت انتظار آمریکایی ها را افزایش دهد، این رفتار بسته به قدرت بازیگری دولت اوباما می تواند پرده های متوالی داشته باشد و نسبت به هر پرده ای بر فرصت اوباما افزوده خواهد شد و چنانچه در نهایت اوباما بتواند باب مذاکره با ایران را بگشاید هر دو عرصه را برده یعنی هم برای پرداختن به مسائل داخلی فرصت می اندیشد و «تغییر» برای آنها به ویژه در خصوص ایران یک راهبرد است نه تاکتیک.
چنانچه آمریکایی ها شیوه اتخاذ شده را ادامه دهند و با نوساناتی اندک کار استمرار یابد و به نتیجه ای که هدف اولیه بوده نرسند داشته های طرفین می تواند بدین شکل باشد: آمریکایی ها فرصت زمانی را برای رسیدگی به اوضاع داخلی خود به دست آورده اند اما اینکه این فرصت برای حل معضلات داخلی آمریکا مفید است یا خیر به واسطه حجم بالای مشکلات به نظر می آید چنان نجات بخش نخواهد بود، خاصه اینکه این فرصت از نظر زمانی کوتاه باشد. کشورهای همراه آمریکا از آزادی عمل بیشتری برخوردار خواهند شد و دیگر معلوم نیست که بشود این آزادی عمل را مجدداً باز ستاند. شکاف میان آمریکا و ایران عمیق تر باقی خواهد ماند.
در خصوص ایران وضعیت این چنین خواهد شد که ایران با اقدامات مثبت رویکرد آمریکا را بررسی کرد و به میزانی که منافع ملی آن اجازه می داد پیش رفته اما صادق نبودن آمریکایی ها کار را متوقف نمود. این عمل چهره ایران را در نظام جهانی ترمیم و تلطیف خواهد کرد تا جایی که بخش قابل توجهی از تبلیغات آمریکایی ها خنثی خواهد ماند و در نهایت می توان گفت آمریکایی ها بازنده بازی خواهند بود کما اینکه پس از سخنان مقام معظم رهبری که پاسخی به پیام نوروزی اوباما بود برخی از رسانه های مهم جهانی واکنش نشان دادند و تحلیل کردند که آمریکا در این اقدام نیز شکست خورده است؛ واشنگتن پست: رهبر ایران تعهد اوباما به بهبود روابط با ایران را شعار می داند.
خبرگزاری فرانسه: سخنان آیت الله خامنه ای علامتی است از اینکه ایران هیچ تغییری در رویکرد آمریکا نسبت به ایران مشاهده نمی کند.
لس آنجلس تایمز: سخنان رهبر ایران دقیق ترین و مقتدرانه ترین پاسخ به پیشنهاد رئیس جمهور آمریکا بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات