على حمزهپور
ماهیت غیریکپارچه جامعه آمریکا و نظام سیاسی وحزبی آن موجب شده است تا فرصتی برای فعالیت انواع گروههای فشار و لابی ها در مسائل نفتی، کشاورزی، بهداشتی، قومی، نژادی و حتی روابط خارجی پدید آید. این گروه های متعدد و بزرگ در تاثیرگذاری بر روند پیشبرد اهداف سیاسی ، نقش مهمی ایفا می کنند و توانایی دارند نیازهای خود را مطرح کنند ودر برابر تصمیم گیریهایی که علیه منافع آنهاست ایستادگی نمایند. این گروهها قادرند در بسیاری از مراحل و سطوح فرایند سیاسی مانند سطوح ایالتی ، مبارزات انتخاباتی مقدماتی ، کمیته های کنگره وارد آوردن فشار به رئیس جمهور، تبلیغات ونفوذ در افکار عمومی و طرح دعوا در دادگاهها، دست به اقدام بزنند.
واژه لابی به عنوان یک مفهوم کلی به سازمانها و اشخاصی گفته می شود که در پی منافع ویژه یا به عنوان گروههای فشار در تلاش برای تاثیرگذاری در روند قانونگذاری قوه مقننه یا تصمیم گیریهای قوه مجریه می باشند. روند پیدایش لابی ها به 150 سال پیش باز می گردد. در آن هنگام اشخاص بطور منظم در راهروهای کنگره حضور می یافتند تا در مورد لایحه ها و طرحهای مطرح شده در مجلس نمایندگان و سنا و تاثیرات آنها برزندگی خصوصی و منافع اقتصادی خود به بحث و کنگره بپردازند. لابیها برای رسیدن به اهداف خود شیوه های گوناگونی بکار می برند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- دیدار خصوصی با مقامات رسمی و مطرح نمودن خواسته های مورد نظر
2-مشارکت در تامین منابع مالی طرحها و لایحه های مورد نظر خود
3- حضور در کمیته های کنگره و ارائه نقطه نظرهای خود
4- بسیج افکار عمومی از طریق ارسال تلگرافها ، نامه ها و ابزارهای جدید ارتباطی
به تدریج با توسعه میان گروه های فشار، منافع ویژه و لابی ها، کنگره آمریکا در سال 1946 با تصویب قانون فعالیت این سازمانها را رسمیت بخشید. در این قانون لابی ها ملزم به ثبت سالانه خود در مجلس های نمایندگان و سنا شده اند. همچنین لازم است هر سه ماه یکبار و بطور پیوسته گزارشی از کمک های مالی دریافتی، نام اعضا و مراجعه کنندگان ، قانونهای درخواستی مورد نظر و هزینه های خود را به کنگره ارائه نمایند. در بیش از نیمی از ایالتها لابی ها ملزم هستند گزارشهای خود را به صورت آشکار و برای اطلاع عموم منتشر نمایند.
انواع گروههای فشاردر ایالات متحده آمریکابا توجه به نقش تردیدناپذیر گروههای فشار و لابی ها به ویژه در زمینه سیاست خارجی و روابط بین المللی در آمریکا عبارتند از:
1- گروههای متنفذ اقتصادی:
در این بخش گروههای متنفذ بسیاری فعالیت می نمایند که متناسب با میزان نفوذ و تاثیرگذاری خود، بر بخشی از دستگاه دیپلماسی ایالات متحده تسلط دارند. هر یک از گروههای یاد شده با توجه به حوزه های فعالیت خود در تلاش هستند تا سیاست خارجی ایالات متحده را در جهت منافع خاص خود سوق دهند. بطور مثال گروههای متنفذ اقتصادی کاخ سفید را در فشار قرار می دهند تا زمینه گسترش صادرات را با بازکردن بازارهای معرف جدید مهیا سازد. آنان از برپایی بلوک های منطقه ای اقتصادی یا سازمانهایی نظیر سازمان تجارت جهانی حمایت می کنند و خواهان گسترش روابط با کشورهایی نظیر چین هستند.
2- گروههای اجتماعی و مذهبی:
این گروهها در برابر گروههای متنفذ اقتصادی قرار دارند و سیاست خارجی کشور را از دریچه موضوعاتی چون آزادی های مذهبی، اجتماعی و حقوق بشر می نگرند. گروههای یاد شده بر توسعه روابط ایالات متحده با کشورهایی که حقوق بشر را (با قرائت آمریکایی) رعایت نمی کنند حساس بوده بارها توانسته اند سطح روابط واشنگتن را با چنین کشورهایی کاهش دهند.
3- گروههای متنفذ نژادی:
این گروهها با دقت، عملکرد دستگاه دیپلماسی ایالات متحده را پیگیری می نمایند. هر یک از اقلیت های نژادی دارای یک یا چند گروه فشار می باشد. گروههای یاد شده متناسب با سهم جمعیتی ، قدرت اقتصادی ، نفوذ رسانه ای و انسجام تشکیلاتی، دارای پایگاه و نفوذی هستند که موجب تاثیرگذاری آنان بر واشنگتن می شوند.