بصیرت: به دنبال بحران اقتصادی در منطقة «سیآیاس»، مهاجرت از آسیای مرکزی به سایر مناطق و کشورها از جمله امریکا فزونی یافته و به رغم مشقات زیاد، آمار مهاجرتها همچنان در حال افزایش است.
طی سالهای اخیر صدها هزار نفر از آسیای مرکزی در جستجوی کار و درآمد بیشتر به روسیه مهاجرت کردهاند. در بارة انگیزهها، نحوة مهاجرت و مشکلات مهاجرین آسیای مرکزی به روسیه، به ویژه پس از بحران اقتصادی اخیر در این کشور و اجبار برخی کارگران مهاجر به بازگشت به وطن، اخبار و تحلیلهای زیادی منتشر شده و می شود. اما درباره پدیدهای مهاجرت کاری از آسیای مرکزی به امریکا تقریباً صحبتی و اطلاعاتی منتشر نشده و این در حالی است که آسیای مرکزی این روزها با پدیده جدیدی به نام مهاجرت کاری به امریکا مواجه شده است. با این ملاحظه، این مقاله در واقع، نخستین پژوهشی است که پدیده مهاجرت مردمان آسیای مرکزی به امریکا را مورد بررسی قرار داده است. در این مقاله سعی شده تا چگونگی مهاجرت از آسیای مرکزی به امریکا و چالشهای پیشروی آنها در این کشور تحلیل ارائه شود. مهاجران آسیای مرکزی در ایالات متحده و در میان تنوع قابل ملاحظة نژادی در این کشور به چشم نمیآیند. گردهمآیی آنها نیز تنها به هنگام اعیاد بزرگ ملی از قبیل عید نوروز صورت میپذیرد. همچنان
شمار مهاجران کاری از آسیای مرکزی به امریکا طی سالهای اخیر افزایش یافته و نه تنها مردان، بلکه زنان را نیز در بر میگیرد. هدف اصلی این مهاجرتها به دست آوردن موقعیتهای شغلی بهتر و در واقع پول بیشتر است. با عنایت تشدید بحران اقتصادی جهانی به ویژه در روسیه و قزاقستان (کشورهای مهاجرپذیر از آسیای مرکزی)، روند مهاجرت از این منطقه به امریکا طی ماههای اخیر به نحو قابل ملاحظهای در حال افزایش است. نکتة جالب تأمل در این مهاجرتها اینکه؛
1- 75% مهاجران تحصیلات دانشگاهی داشته و برخی حتی واجد درجة دکتری هستند.
2- اساساً متولدین شهرهای بزرگ منطقه هستند.
3- متوسط سن آنها بین 30 تا 50 سال است.
4- به اطلاعات مربوط به مهاجرت از جمله سرمایه لازم برای مهاجرت به امریکا دسترسی داشتهاند که همین امر اسباب تفاوت زیاد میان آنها و مهاجران آسیای مرکزی به روسیه است.
5- اکثر آنها با روادید توریستی وارد امریکا شده، سپس (به رغم اتمام مهلت اقامت) در امریکا مقیم شدهاند.
اما با توجه به سختشدن فرآیند اخذ ویزای امریکا به ویژه پس از رویداد 11 سپتامبر، مهاجران آسیای مرکزی به روشهای غیررسمی متوسل شدهاند. در این میان،"یکی از شیوههای مطمئن مهاجرت، سفر به امریکا در قالب هیأتهای دولتی است. کسانی که مایل به مهاجرت به امریکا هستند به مقامات دولتی رشوه میدهند تا نام آنها در هیئتهای دولتی عازم امریکا وارد شود. مثلاً تصور کنید هیأتی از وزارت دارایی یک کشور آسیای مرکزی به امریکا سفر میکنند. چند نفری همراه با این هیأت مسئول ارائة خدمات هستند. مهاجران می گویند: به مقامات دولتی حاضر در این هیأتها از 7 تا 10 هزار دلار میدهند تا نام آنها به عنوان خدمه وارد لیست هیأت دیپلماتیک شود. از این رو، برای کارمندان سفارت امریکا شناسایی مهاجران غیرقانونی که در لیست اسامی هیأت دیپلماتیک پنهان شدهاند، خیلی مشکل است." برای نمونه، طی سالهای اخیر سازمان خیریه بانوی اول سابق قرقیزستان، مریم آقایوا با نام "میرم" یکی از مجاری موفق انتقال غیرقانونی مهاجر به ایالات متحده بوده که مهاجرانی را در قالب سفر هیأتهای خیریه و کارمندان اجتماعی برای تجربه آموزی به امریکا فرستاده است.
اما مسئله قابل تامل این که طی سالهای اخیر نیز از تعداد سفر هیأتهای دولتی به امریکا نیز کاسته شده که این مسئله مهاجران را به آزمون شیوههای خطرناک برای مهاجرت واداشته است. یکی از این شیوهها مهاجرت به امریکا بصورت قاچاق و از طریق مرز مکزیک است. گرجیهای زیادی که از این طریق وارد امریکا شده، به راهبرانی در این خصوص تبدیل شده و با قاچاقچیان انسان مکزیکی همکاری نزدیک دارند. آنها به راحتی برای مهاجران روادید سفر به مکزیک گرفته و از مکزیکوسیتی تا ایالت آریزونای امریکا 12 ساعت راه است. سفر خطرناک از این طریق که از بیابان میگذرد، گاه ممکن است تا 4 روز نیز ادامه یابد و احتمال مواجهة مهاجران با شرایط بدون آب و غذا نیز وجود دارد که این مسئله شرایط را برای آنها بسیار سخت میکند. هزینة مهاجرت از این طریق به امریکا حدود 9 هزار دلار است که این رقم خیلی کمتر از نرخ مهاجرت توریستی غیرقانونی می باشد.
مهاجرت به امریکا بسیار دشوار است، اما مهاجران به مزیتهای خاص این مهاجرت نسبت به مهاجرت به روسیه آگاهی کامل دارند. با مهاجرت به امریکا و به دست آوردن کار، شخص می تواند درآمد بیشتری کسب کرده و از تهدید کلهپوستیهای روس (گروههای نژاد پرست افراطی روس که با کاربست خشونت مهاجران را هدف قرار میدهند) و بیگانهستیزی ساکنان محلی نیز صدمهای نبیند. مهاجران غیرقانونی دستمزد سه هفتة اول کارشان را به آنهایی می دهند که در یافتن شغل به آنها کمک کردهاند. در مرحله بعد از 50 تا 80 درصد دستمزد خود را به خانوادههای خود در کشورهای فقیر آسیای مرکزی میفرستند. نه تنها خانوادههای آنها، بلکه دولتهای منطقه نیز از بابت دلارهای ارسالی آنها از امریکا متمتع میشوند. اگر برای مثال قرقیزستان یا تاجیکستان را در نظر بگیریم این کشورها بخش بزرگی از مردم خود را به خارج میفرستند و ظاهراً مهاجرت برای آنها به یک شیوة حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی تبدیل یافته است. پولی که مهاجران میفرستند، نه تنها مخارج خانوادههای آنان را تامین می کند، بلکه مشکلات و نارضایتیهای اجتماعی را نیز کاهش میدهد. اگر پول مهاجران نباشد به طور حتم کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز شاهد ناآرامیها و اعتراضهای زیادی خواهند بود، چرا که سیاست حکومتها در بسیاری بخشها ناموفق بوده و در چنین وضعی سازوکاری برای حفظ نظام اجتماعی عملاً وجود ندارد.
مهاجران آسیای مرکزی در امریکا که از وضع کشورهای خود آگاه کاملی دارند، تمایلی به بازگشت به موطن و کمک به اصلاح امور را ندارند، بلکه اقامت درازمدت در امریکا را ترجیح میدهند، چرا که دغدغه نان آنها را از هرگونه برخورد با دولت باز میدارد و فکر اصلاحات را از سر آنها بیرون میکند. هرچند آنها به این امر واقفند که ترک وطن از سوی آنها به معنی محرومیت کشور شان از موفقترین و تحصیلکردهترین شهروندانش است، اما ماندن در امریکا را با صدها مانع حقوقی، اجتماعی و فرهنگی ترجیح میدهند.