بصیرت: براساس گفته های مسؤولان حوزه نیرو، ایران بیش از دو و نیم برابر متوسط جهانی انرژی مصرف می کند، این درحالی است که گفته می شود الگوی مصرف تعریف شده در بخش برق 200 کیلووات به ازای هر خانوار یا هر مشترک در ماه است که این میزان در مقایسه با بسیاری از کشورها که 100 کیلووات را به عنوان الگوی مصرف تعریف کرده اند، بسیار بالا و غیرقابل دفاع است.
از این رو و به این دلیل که ما کشوری نفتی و صاحب منابع انرژی هستیم، انرژی را تا حدود زیادی کم ارزش تلقی می کنیم و یا حتی در بسیاری موارد ارزان بودن این کالا را به بی ارزشی آن تعبیر می کنیم.
بیشتر مردم کشور ما در حالی انرژی را فاقد ارزش می دانند که برای مثال قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق در ترکیه 10 برابر متوسط قیمت در ایران است که چنین مسأله ای باعث شده تا مصارف اسراف گونه را در بخشهای مختلف زندگی جاری مردم شاهد باشیم.
چنین رفتارهای مصرفی نادرستی بی شک نخستین جرقه های نامگذاری سال جاری را تحت عنوان سال اصلاح الگوی مصرف باعث شده است و موجب شده تا مقام معظم رهبری، سال 88 را تحت همین عنوان نامگذاری کنند. البته کارشناسان اعتقاد دارند، اسرافهای مردمی در برابر اسرافهای سازمانها و ارگانها بسیار ناچیز و در واقع معلول شرایطی است که مردم به ناچار در آن قرار گرفته اند.
قیمت گذاری راهگشا نیست
به عقیده یک کارشناس مسایل اقتصادی، طیف متنوع و متفاوتی از مسایل وجود دارد که چنانچه به خوبی شناسایی نشوند و با آنها برخورد منطقی صورت نگیرد، این خطر وجود دارد که پیام منطقی و هوشمندانه مقام معظم رهبری در زمینه اصلاح الگوی مصرف مورد استفاده های ابزاری و سیاست زده قرار گیرد و یا به شکل شعاری با آن برخورد شود.
دکتر فرشاد مؤمنی می گوید: ضرورت اصلاح الگوی مصرف به منظور پیشبرد امر توسعه ملی کاملاً احساس می شود، اما در اقتصاد ما واقعیتی وجود دارد که باید از آن تحت عنوان «دولت بزرگ» یاد کرد، بدان معنی که این دولت بزرگ در عین حال خود بزرگترین مصرف کننده در اقتصاد کشور هم هست.
این اقتصاددان اضافه می کند: اگر می خواهیم با پیام مقام معظم رهبری صادقانه برخورد کنیم، باید روی این ایده پافشاری کنیم که اصلاح الگوی مصرف باید از اصلاح بزرگترین مصرف کننده، یعنی دولت، آغاز شود و عقل سلیم هم این چنین اقتضاء می کند.
به عقیده وی، چنانچه دولت صدق ورزی نسبت به پیام نوروزی مقام معظم رهبری را مد نظر دارد، باید به جای افزایش قیمتها و اصلاح آن در زمینه هایی همچون سرمایه های انسانی، درآمدهای ناشی از صدور نفت و درآمدهای ریالی در وهله اول شفاف سازی کند.
مؤمنی تصریح می کند: بدون شک در میان مصارف متنوع و رفتارهای مصرفی دولت آنچه که در توسعه ملی مؤثر است، نحوه مصرف درآمدهای نفتی، درآمدهای ریالی در اختیارات دولت و چگونگی به کارگیری سرمایه های انسانی ظرف 3/5 سال گذشته است.
او افزایش قیمت حاملهای انرژی در راستای اصلاح الگوی مصرف را از جمله محورهایی می داند که احتمال فرصت طلبی و برخورد ابزاری با پیام مقام معظم رهبری را افزایش می دهد.
وی می گوید: دولت بر شوک درمانی اقتصاد تأکید دارد و قصد دارد بخشهایی از کسر بودجه پنهان و آشکار خود را از این طریق پوشش دهد و اخیراً هم اعلام کرده اصلاح الگوی مصرف را در دفاع از شوک درمانی مدنظر خواهد داشت، اما باید به دولت و نمایندگان مجلس یک تذکر را وارد دانست و آن اینکه راه اصلاح الگوی مصرف حاملهای انرژی تنبیه مالی مصرف کنندگان بی دفاع و مظلوم نیست.
این اقتصاددان معتقد است: راه واقعی اصلاح الگوی مصرف اصلاح الگوی تولید و فراهم کردن بسترهای زیربنایی است.
او در این زمینه توضیح بیشتری می دهد و می گوید: برای مثال اگر مصرف بنزین در کشور رشد بی ضابطه ای دارد به آن معنی نیست که مردم چنین رفتاری را دارند و مستقیماً در مصرف بنزین اسراف می کنند، بلکه ما در الگوی تولیدی خود، خودرویی را طراحی و تولید می کنیم که سه برابر استانداردهای پیشرفته جهان بنزین مصرف می کند و در واقع این گونه خودروها را بر مصرف کننده تحمیل می کنیم.
مؤمنی اضافه می کند: دولت نباید به گونه ای عمل کند که چوب بی کفایتی برخی مدیران را مردم بخورند، بلکه اصلاح در الگوی تولید باید مدنظر باشد.
این اقتصاددان به مصرف پر اتلاف سوخت در نیروگاه های کشور هم اشاره می کند که باید مورد بازنگری جدی قرار گیرد.
وی اظهار می دارد: از منظر امکانات زیربنایی، مهمترین مسأله دسترسی بیشتر مردم به حمل و نقل عمومی است که دولت باید صادقانه توضیح دهد که در راستای توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و مترو، چرا این همه اهمال به خرج داده است و اکنون از افزایش قیمت حاملها به عنوان راه حلی برای کنترل مصرف یاد می کند؟!
مؤمنی می گوید: با دستکاری قیمتها به هیچ وجه اصلاح الگوی مصرف محقق نمی شود، بنابراین ضروری است رفتارها و رویه های تصمیم گیری از هر منظر اصلاح شود.
به نظر این اقتصاددان، از هر زاویه ای که بحث اصلاح الگوی مصرف را مورد بررسی قرار دهیم به ضرورت تغییر در رویه های تصمیم گیری می رسیم و از این طریق به هدف اصلی، یعنی اصلاح الگوی مصرف، دست می یابیم.
قیمت گذاری بهینه دولت
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هم در این خصوص به خبرنگار ما می گوید: آنچه که سالهای زیادی برای دستیابی به آن تلاش شد اصلاح نظام قیمتها بوده است و اکنون بحث اصلاح الگوی مصرف صرفاً اصلاح نظام قیمتها را مدنظر دارد و حتی بخشی از این مسأله در طرح تحول اقتصادی هم آمده است.
دکتر جمشید پژویان روح لایحه هدفمند یارانه ها را اصلاح قیمت حاملهای انرژی می داند و اضافه می کند: اصلاح الگوی مصرف مربوط به قیمتهایی است که دولت آن را برقرار می کند، بنابراین قیمت گذاری دولت باید بهینه باشد تا الگوی مصرف هم در پی آن بهینه شود.به عقیده این اقتصاددان، یکی از محوری ترین مسایلی که باید لحاظ شود حذف اختلالهای بازار و مداخله های دولت است.
او خاطرنشان می سازد: اصلاح الگوی مصرف چیزی فراتر از رفتن بازار به سمت رقابتی شدن نیست و قطعاً دولت باید این امر را با جوانب کامل آن به واقعیت تبدیل کند تا الگویی اصلاح شده در مصرف داشته باشد.