صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۵  ، 
کد خبر : ۸۵۱۳۰

هولوکاست دروغ بزرگ (بخش هفدهم)


پرسش 17: انکارگران هولوکاست (به ویژه در میان مخالفان موجودیت اسرائیل) ادعا کرده می گویند: یهودیان با «بزرگ نمایی» رویداد هولوکاست و ادعای کشتار شش میلیون نفر یهودی، می کوشند «مظلوم نمایی» کنند!
پاسخ: این واقعیت را باید پذیرفت که در هیچیک از دوران های تاریخ، حکومتی برنخاسته که نابودی کامل یک قوم دیگر را هدف ملی و نظامی خود قرار دهد و برای رسیدن به این هدف، همه امکانات خود را بسیج کند و یک ماشین عظیم جنگی برپا سازد و اردوگاه های مرگ و کوره های آدم سوزی احداث کند. حکومت آلمان نازی نه تنها واحدهای ویژه موسوم به اس.اس و اس.آ را برای اجرای نقشه شیطانی نابودی یهودیان به کار گرفت، بلکه حتی پزشکان دون صفت را به اجرای آزمایش های فجیع پزشکی روی بدن یهودیان تشویق کرد و حقوقدانان آلمانی با زیر پا گذاشتن اصول انسانی به تدوین و تصویب قوانین نژادپرستانه پرداختند و همه مردم آلمان را علیه یهودیان تحریک کردند و حتی مردم سرزمین های اشغال شده را نیز برای اجرای نقشه شیطانی خود به کار گرفتند.
در هیچ دوره ای از تاریخ اتفاق نیفتاده که یک ملت نیمی از افراد جامعه خود را از دست بدهد.
در جنگ های بشری در طول تاریخ، قومی بر قوم دیگر مسلط می شد و سرزمین او را به تصرف در می آورد. ولی یهودیان سرزمینی نداشتند که حکومت آلمان هیتلری آن را اشغال کند.
در جنگ ها، یک قدرت نظامی به مصاف قدرت نظامی رقیب می رود تا پیشدستی کرده آن را منهدم سازد، پیش از آنکه این قدرت موجودیت آن کشور را به خطر اندازد. ولی یهودیان ارتش یا قدرت نظامی نداشتند.
در دوران قرون وسطی بارها اتفاق افتاده که یک حکومت درصدد برآمده باور مذهبی خود را بر یک قوم دیگر تحمیل کند، ولی در لحظه ای که افراد آن قوم، دین حکومت تجاوزگر را پذیرفتند، جانشان در امان مانده است.
در دوران انکیزیسیون (تفتیش عقاید) در اروپا، کلیسای مسیحی از کشتن هر یهودی که حاضر به تغییر دین می شد صرفنظر می کرد. در فاجعه مسلمان کردن یهودیان مشهد دراواسط قرن نوزدهم، هر یهودی که مسلمان شد، امان یافت و جان خود را نجات داد.
ولی در حکومت آلمان نازی، حتی یهودی مسیحی شده نیز به اردوگاه مرگ فرستاده می شد و کسی که مادر و مادربزرگش آلمانی «پاک»، ولی پدربزرگ یا مادربزرگش «یهودی نجس» بوده، باز هم می بایست نابود شوند، یعنی، فردی که از «نژاد پست» زاده شده بود، مرگ او الزامی بود.
چنین باور شیطانی هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته و هرگز حکومتی چنین قاطعانه به نژادکشی دست نزده است.
بنابراین، فاجعه هولوکاست آنقدر بزرگ و تکان دهنده است، که سخن گفتن از آن به هیچ وجه نمی تواند «مظلوم نمایی» محسوب شود.
پاسخ ما به پاسخ آنها: در شماره های قبل اثبات کردیم که صهیونیست ها چگونه از بزرگ نمایی رویداد هولوکاست استفاده کردند. همچنین تبیین شد که هولوکاست به آن معنایی که یهودیان می گویند بنابر تحقیقات محققان منصف وجود نداشت. با این حال در پاسخ به پاسخ فوق چند نکته قابل توجه است.
1- در اینکه در اروپا یهودی ستیزی وجود داشت شکی نیست اما یهودی ستیزی اگر چه ریشه دینی داشت اما ریشه رفتاری یهودیان در جوامع اروپایی نیز داشت از جمله حملات بی باکانه به اصول عقاید، شخصیت ها، احزاب، افتخارات تاریخی و مفاخر مذهبی مسیحیان در بسیاری از روزنامه هایی که در مالکیت یهودیان بود و یا توسط سردبیران یهودی اداره می شد و بیشتر در برلین انتشار می یافت. رسوخ غیرعادی یهودیان در بسیاری از زمینه های فعالیت های گوناگون مانند روزنامه نویسی، تئاتر، موسیقی، بازرگانی و صنعت، انحصاری شدن برخی از فعالیت های بازرگانی و صنعتی در دست یهودیان و فساد اقتصادی و... مواردی هستند که یهودستیزی را در اروپا دامن زد. درکنار این مسایل اندیشه های نژاد پرستانه در آلمان به ویژه شخص هیتلر مزید بر علت بود. بنابراین سخن ما نیز موید این مسئله است که اساسا غرب ماهیت نژادپرستانه و مآلا استعمارگرایانه و توسعه طلبی دارد. بر مبنای چنین مفروضی موضوع هولوکاست بیش از اینکه حاکی از یک واقعیت باشد دلالت بر مقاصد سیاسی و فریب بزرگ قرن بیستم دارد. در این جریان حکومت آلمان نازی امکانات خود را بسیج کرد، ماشین عظیم جنگی را برپا کرد به جهت فتح جهان (چنانکه آمریکا در حال حاضر انجام می دهند) نه برای از بین بردن و نابودی کامل یهودیان. زیرا قبلا اثبات کردیم که کشته شدن شش میلیون در جریان جنگ جهانی دوم به هیچ وجه صحت ندارد و کشته شدگان یهودی به همان میزان است که سایرملل نابود شدند.
دبلیو.ان. سیننگ و جی.رودلف درتحقیقات علمی خودشان نشان دادند که آمار دقیق کشته شدگان کمتر از پانصدهزار نفر است. جی.رودلف.جی.گراف در تحقیقات دیگری اثبات کردند که در اردوگاه ها، اتاق های گاز کشنده یا ابزارهای پیچیده برای کشتار جمعی وجود نداشته است. از نظر محققانی مانند سی.ماتاگنووای و نئومایر ظرفیت کوره های جسدسوزی برای سوزاندن اجسادی که به دلیل گرسنگی و بیماری جان خود را از دست داده بودند هم کافی نبود. محققانی مانند اف.فوریسون، ام.کوهلر نیز اثبات کردند که تمامی مدارک هولوکاست براساس گفته های شاهدان عینی است که غیرواقعی بودن شهادت های آنها نیز تایید شده است. نکته جالب تر را آر.بوتز در کتاب خودش نوشت. وی گفت نه در کنفرانس یالتا در فوریه 1945 که روسای ایالات متحده، روسیه و انگلیس حضور داشتند نه واتیکان و نه حتی صلیب سرخ بین المللی علیه به اصطلاح هولوکاست اظهارنظر نکرده اند و هیچ یک دلیلی برای آن ارائه نداده اند. اگر فاجعه ای به این بزرگی که یهودیان مطرح می کنند اتفاق می افتاد حداقل ابراز تاسفی از سوی آنها صورت می گرفت.
2- اگر بنا باشد همه متهم به دست داشتن در واقعه (ساختگی) هولوکاست باشند پس چرا یهودیانی که با حکومت نازی همکاری می کردند و حتی یهودیانی که در واحدهای ویژه موسوم به اس.اس بودند، مورد تعرض قرار نمی گیرند. حقیقت امر این است که سازمان های امنیتی آلمان هیتلری (شامل اس.اس و گشتاپو) که توسط شخص هیتلر اداره می شد، نه تنها هدف اصلی خود را کشتار سیستماتیک یهودیان قرار نداده بود، بلکه شواهدی از همکاری آنان با سازمان های مخفی یهودیان در دست است. مطابق این شواهد سازمان اس.اس یا سازمان مخفی نظامی هاگانا همکاری نزدیکی داشته ضمن دریافت گزارش هایی از هاگانا در مورد وضعیت یهودیان در فلسطین، راهنمایی و کمک های لازم را برای بهبود وضعیت مهاجرت یهودیان آلمان به فلسطین ارائه می داده است. علاوه بر این ،سازمان اس.اس اطلاعات کاملی از برنامه های آتی دولت آلمان در اختیار هاگانا قرار می داده است. به عنوان آخرین نمونه از همکاری آلمان هیتلری و صهیونیست ها باید به موافقتنامه انتقال بپردازیم که به عبری «هاوارا» نامیده می شود. این موافقتنامه در آگوست 1933 میان مقامات آلمانی و نمایندگان آژانس یهود از جمله حیم آرلوسوروف، دبیر سیاسی آژانس یهود امضا گردید. بدین ترتیب در فاصله زمانی سال های 1933 تا 1941 بیش از شصت هزار نفر از یهودیان آلمان با استفاده از موافقت فوق به فلسطین منتقل شدند. جالب اینکه اکثر محققین اعتقاد دارند که «برنامه انتقال» در این سال ها همچنان ادامه داشته، حتی بر سرعت آن نیز افزوده شده بود.
3- در متن پاسخ فوق نویسنده واقعیت را ناخواسته آشکار ساخته که ما به آن اعتقاد داریم. نویسنده اعتراف می کند که «یهودیان سرزمینی نداشتند که حکومت آلمان هیتلری آن را اشغال کند» در ادامه می نویسد که «یهودیان ارتش یا قدرت نظامی نداشتند» این اعتراف دو موضوع اساسی را اثبات می کند الف)هولوکاست آفریده شده تا یهودیان سرزمینی را در فلسطین اشغال کنند. براساس هولوکاست یهودیان با ترفندی بسیار ظریف همانطور که ذکر شد به سرزمین فلسطین منتقل شدند چه در زمان هیتلر و چه پس از آن. ب)اعتراف فوق اثبات می کند که یهودیان تا پیش از جنگ جهانی دوم سرزمینی نداشتند و سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین بوده است. براساس آمار، جمعیت یهودیان فلسطین قبل از مهاجرت ها کمتر از 10 درصد کل جمعیت منطقه بود اما به هنگام تشکیل رژیم صهیونیستی در مه 1948 جمعیت یهودیان به یک سوم جمعیت فلسطین رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات