على حمزهپور
شیوه های عملکرد گروههای فشار در آمریکا
گروه های فشار قادر هستند افکار عمومی را از طریق همه رسانه های ارتباطی موجود در جامعه مانند تلویزیون، مطبوعات و رادیو تحت تاثیر قرار دهند. این گروه ها می توانند از طریق روشهای مستقیم در جلب توجه عمومی که شامل سازماندهی راهپیمائیهای اعتراضی و اشکال افراطی آن نظیر اعتصابات و یا حتی آشوبهای خیابانی اهداف خود را دنبال نمایند.
گروههای فشار ممکن است کمک مالی به احزاب نموده، آنها را در انجام تبلیغات و تشکیلات حزبی یاری رسانند و سخنرانی و مکتوبات جهت کمک در انتخابات در اختیار آنها قرار دهند. موثر واقع شدن چنین فعالیت هایی و سطح بهره مندی گروههای فشار از رفتارهای بعدی کاندیدایی که حمایت این گروه ها را در دستیابی به پست هایشان همراه داشتند از بسیار اندک تا بسیار قابل توجه در نوسان است. اما تعیین دقیق نتایج سیاست فشار در هر مرحله از فرایند حکومتی ، کاری بس مشکل است. نمایندگانی که در زمان انتخابات از حمایت گروه خاصی برخوردار بوده اند و احتمالا در هر مورد متمایل به حمایت از نقطه نظرات آن خواهند بود و معمولا با توجه به منافع متنوع حامیان خود آنچه را که عملی باشد برای آنها انجام خواهند داد، احتمالا بیشترین چیزی را که در سطح فدرال این چنین گروه ها می توانند انتظار داشته باشند، حفظ رابطه نزدیک با قانونگذاران از طریق تلاش های حمایتی تبلیغاتی از آنها است تا بدینوسیله دسترسی راحت تری به نمایندگان مجلس و سناتورها در زمانهای حساس داشته باشند. گروههای فشار از راه های مختلفی سعی در تاثیرگذاری بررفتار قانونگذاران دارند. این گروه ها ممکن است ترتیبی داده که آنها را غرق در نامه ها و تلگرافهایی نمایند که از طرف رای دهندگان خواهان توجه به نقطه نظرات گروههای فشار فرستاده شده اند. همچنین ممکن است گروه هایی از رای دهندگان را سازماندهی نموده، تا نقطه نظرات خود را از طریق آنان به نمایندگانشان در واشنگتن منعکس نمایند. به شکلی ظریفتر ولی موثرتر اینها ممکن است با آماده سازی خلاصه ای دقیق از وضعیت به عنوان ادامه به کمیته های کنگره ارائه نموده یا آنها را در ارتباط با محق بودن خود متقاعد سازند.
بسیاری از گروه های فشار دارای دفاتری دائمی در واشنگتن یا مراکز ایالت هستند تا رابطه نزدیکی را با قانونگذاران و مدیران اجرایی حفظ نمایند. گروههای دیگر که قادر به داشتن نمایندگان دائمی در این مکانها نیستند از خدمات لابیست های حرفه ای بهره مند می گردند. آنها قانونگذاران را توسط افراد با نفوذ محاصره کرده تا بتوانند با بحث های متقاعد کننده خود از آنان بخواهند که صرفا اقدام به یک عمل نمایند. لابیست های مدرن امروزی باید از توانمندی بحث های متقاعد کننده برخوردار باشند و بسیاری از آنان مجهز به پرسنل متخصص و ابزار تحقیق هستند تا آنها را قادر به انجام چنین کاری کنند. اینها باید از توان طرح و تدوین لایحه برخوردار باشند تا یک نماینده یا سناتور آمادگی جانبداری خود در پذیرش و معرفی چنین لایحه ای به قانون گذاران و سپس تلاش در تصویب آن اعلام نماید. امروزه منشا بسیاری از قوانین مهم در کتب قانون ایالات متحده همین گروههای فشار بوده اند. نگرانی گروههای فشار در ارتباط با تصمیمات حکومتی در کنگره به پایان نمی رسد. سازمانهای اجرایی و به ویژه کمیسیون های مستقل تنظیم و نظارت، تصمیمات مهم روزانه ای اتخاذ می نمایند که در بعضی موارد تعیین کننده سرنوشت فعالیت های تجاری چند میلیون دلاری می شود. سرانجام گروههای فشار بایستی خود را درگیر دادگاهها نیز کرده تا بتوانند نقطه نظرات خود را قویا به قضات نیز منتقل نمایند هر چند که تکنیک های مورد استفاده در برقراری رابطه با قضات شبیه تکنیک های ارتباطی با قانونگذاران و مدیران اجرایی نیست.
همچنین اگر گروهی ناتوان از جلوگیری تصویب قانونی در کنگره باشد می تواند چنین مصوبه ای را در دادگاهها به چالش کشیده و علیه آن دلایل گوناگونی از جمله مغایرت با قانون اساسی اقامه نمایند در چنین جامعه ای بدیهی است که گروههایی که بیشترین منابع را در اختیار دادند، احتمال موفقیت بیشتری را در یک مبارزه گروهی دارا خواهند بود.
مهمترین گروههای فشار در آمریکا:
1- لابی یهودیان:
قدرتمندترین گروه متنفذ نژادی در آمریکا لابی یهودیان می باشد که به «کمیته امور عمومی آمریکا اسرائیل» معروف است. هماهنگی میان جامعه یهودیان ایالات متحده با سیاستمداران و دولتمردان کشور، از وظایف آن کمیته است. آنها با کمک نمایندگان و سناتورهای یهودی کنگره، وزارت امور خارجه و کاخ سفید را تحت فشار قرار می دهند. بیشتر رسانه های گروهی و مطبوعات نیز دراختیار این لابی می باشد.
2- گروه فشار ایرلندی ها:
پس از لابی یهودیان ، این گروه دومین گروه فشار بزرگ در جامعه آمریکا می باشد. ایرلندی ها اقلیتی منسجم هستند که در ایالتهای شمالی- شرقی از قدرت فراوانی برخوردارند. بخش وسیعی از امکانات صنعتی و بانکی ایالتهای ساحلی اقیانوس اطلس در اختیار آنها قراردارد. آنها توانسته اند کمک به ایرلند شمالی را به نحو مطلوبی سازماندهی نمایند.
3- سایر گروههای فشار:
اقلیتهای دیگر نظیر چینی ها، ویتنامی ها، ژاپنی ها، اسپانیولی تبارها، اعراب، ژرمن ها، اسلاوها و ایرانی تبارها نیز در تلاش هستند تا با ایجاد گروههای فشار یا انسجام بخشیدن بر آنان به سیاست خارجی آمریکا به نفع خود یا کشورهای متبوع خویش تاثیرگذارند. لکن هیچکدام از آنها به اندازه یهودیان و ایرلندی ها تاثیرگذار نبوده اند.