عرصه اول: تکیه نظام به آراء مردم
مهمترین جلوه مردمسالار بودن جمهوری اسلامی انتخاب سطوح مختلف مسئولان نظام اسلامی توسط آراء ملت است. این انتخاب که بستگی به شرایط و مقتضیات در دو قالب مستقیم و غیر مستقیم(دو مرحله ای) صورت می گیرد، در طول سه دهه گذشته بارها تکرار شده است. رفراندوم جمهوری اسلامی، رفراندوم قانون اساسی، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، هفت دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، نه دوره انتخابات ریاست جمهوری، سه دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، سه دوره انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا، انتخاباتی است که تا بحال در کمتر از سی سال برگزار گردیده است.
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:
«تکیه نظام به آراء مردم، یکی از میدانهایی است که مردم در آن نقش دارند؛ حضور مردم و اعتقاد به آنها باید در این جا خود را نشان دهد. در قانون اساسی ما و در تعالیم و راهنمایی های امام، همیشه بر این نکته تأکید شده است که نظام بدون حمایت و رأی و خواست مردم، در حقیقت هیچ است. باید با اتکاء به رأی مردم، کسی بر سر کار بیاید. باید با اتکاء به اراده مردم، نظام حرکت کند. انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات خبرگان، انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات دیگر، مظاهر حضور رأی و اراده و خواست مردم است؛ این یکی از عرصه هاست. لذا امام بزرگوار، هم در دوران حیات خود بشدت به این عنصر در این عرصه پایبند باقی ماند؛ هم در وصیت نامه خود آن را منعکس و به مردم و مسئولان توصیه کرد. در حقیقت انتخابات و حضور مردم در صحنه انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و یا سایر انتخابهایی که می کنند، هم حق مردم است، هم تکلیفی بر دوش آنهاست.»
عرصه دوم: تکلیف مسئولان در قبال مردم
مردمسالاری دینی به انتخاب حاکمیت توسط مردم ختم نمی شود. چه بسیار نظامهای مدعی دموکراسی که با برگزاری انتخاباتی به ظاهر دموکراتیک شکل می گیرند ولیکن در عمل مسئولان برگزیده در خدمت مردم نبوده و در راستای منافع اکثریت عمل نکرده و منافع حزبی و جناحی یا منافع اقلیت را بر اکثریت ترجیح می دهند. اما در مردمسالاری دینی مورد نظر مسئولان منتخب در قبال مردم و منافع و نیازهای ایشان مسئول و مکلف بوده و شرط بقا و مشروعیتشان تلاش برای انجام وظیفه در قبال مردم است. البته در این بین طبقات محروم و مستضعفین از اولویت بیشتری برخوردار بوده و باید بیش از دیگران مورد توجه قرار گیرند.
رهبر معظم انقلاب در این باره نیز در تبیین اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) می فرمایند:
«عرصه دوم، عرصه تکلیف مسئولان در قبال مردم است. وقتی ما می گوییم «مردم»، معنایش این نیست که مردم بیایند رأی بدهند و مسئول یا نماینده ای را انتخاب کنند؛ بعد دیگر برای آن مردم هیچ مسئولیتی وجود نداشته باشد؛ صرفاً همین باشد که اگر کسی می خواهد برای مردم کاری بکند، به این خاطر باشد که مردم بار دیگر به او رأی دهند؛ مسئله این نیست. در اسلام و نظام جمهوری اسلامی، فلسفه مسئولیت پیدا کردن مسئولان در کشور این است که برای مردم کار کنند. مسئولان برای مردمند و خدمتگزار و مدیون و امانتدار آنها هستند. مردم، محورند. کسی که در نظام جمهوری اسلامی مسئولیتی به دست می آورد، باید همه هم و غم اش برای مردم باشد؛ هم برای دنیای مردم، هم برای مادیت مردم، هم برای معنویت مردم، هم برای ایجاد عدالت در میان مردم، هم برای احیای شأن انسانی مردم، هم برای آزادی مردم؛ اینها جزو وظایف اصلی حکومت است.»
معظم له در جایی دیگر درباره نسبت میان جایگاه و اعتبار مسئولان و مردم چنین می گویند که: «در نظام اسلامی حکومت عامل مردم است؛ دست مردم است؛ نماینده و خادم و کارگزار مردم است؛ صاحب حق، مردم اند.»( 7/4/83)
در این نگاه اصالت با مردم بوده و فلسفه و اعتبار مسئولان نیز در خدمت به ایشان تعریف می شود.