صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۸۵۶۸

نصر مرده ای که زنده نخواهد شد


1 ـ وقتی سمینار مولانا در ماه گذشته در شیراز با پیام دکترحسین نصر و با سخنرانی یکی از شخصیت های بلندپایه نظام انجام گرفت آشکار شد که حامیان رئیس دفتر فرح پهلوی تا کجا پیش آمده و برای به صحنه آوردن او در جمهوری اسلامی چه هماهنگی ها و ساخت وپاخت هایی صورت گرفته است ! این بار معلوم شد که دست وپازدن برای نصر فقط توسط برخی جوانان غافل که از سوابق نصر بی خبرند و گاه در جراید برای او مدیحه سرایی می کنند اتفاق نمی افتد بلکه کارچاق کنندگان اصلی کسانی اند که دیروز از نوچه های نصر بوده و امروز از یاران اویند. کسانی که دیروز به اعتبار وجاهت نصر در نظام طاغوت پشت سر نصر حرکت می کردند و امروز هم به دلیل وجاهت خودشان در جمهوری اسلامی می خواهند نصر را پشت سر خود به صحنه آورده و به این وسیله دین خود را به او ادا کنند.

البته نصر در زندگینامه خود نوشتی که اخیرا منتشر کرده است از برخی چهره ها که امروز از مسندنشینان نظام اسلامی اند نام برده و به سوابق خود با آنان اشاره کرده است هرچند وی از اینکه از این دوستان صمیمی پس از سقوط شاه و آوارگی نصر در اروپا به کمک استاد خود نشتافتند و اموال او را در ایران حفظ نکردند گلایه می کند!

متاسفانه در شرایط کنونی اراده ای برای بیان شفاف این گونه رابطه های قدیمی و پیوندهای سابقه دار وجود ندارد ولی گاه و بیگاه همان مهره های کهنه کار رژیم شاه به این رابطه ها اشاره می کنند مثلا احسان نراقی که از سوابق وابستگی و خوش خدمتی هایش به رژیم شاه نیازی به توضیح ندارد در یک مصاحبه که به نام « آن حکایت ها » منتشر شده است به برخی از این مسائل پرداخته است . او می گوید که فرح پهلوی برای برگزاری یک نمایشگاه هنر از من خواست که با وی همکاری کنم و هویدا ساعت 11 شب با من تماس گرفت که آماده است یک هواپیمای 707 در اختیارم قرار دهد و یک هفته تامین مخارج کند و عده ای را من انتخاب کنم برای سفر وی در ادامه توضیح می دهد که با کمک رضا قطبی از « چه کسانی » دعوت می کند و آنها را از سوی فرح به لندن می برد!

با بررسی اظهارات عناصر فعال رژیم طاغوت که در بالاترین سطح با رژیم همکاری داشتند به خوبی می توان دریافت که امروز چه کسانی برای امثال حسین نصر جاده صاف می کنند تا شاید بتوانند باردیگر این مرده را زنده کرده و به صحنه بازگردانند. مطمئنا اگر این واسطه ها امروز در جمهوری اسلامی در مراکز قدرت حضور نداشتند کسی جرات نمی کرد اینگونه جسورانه جاده صاف کن آن مجرمان فراری باشد.

2 ـ حسین نصر تاکنون نخواسته است درباره سوابق سیاسی خود چیزی بگوید و علیرغم آنکه نوشته های فراوانی درباره مسائل شخصی اش منتشر ساخته است ولی از بازگوکردن خدمت هایش به رژیم و روابط نزدیکش با فرح پهلوی به ویژه در دوره ای که ریاست دفتر وی را برعهده داشته و انقلاب اسلامی در اوج خود قرار داشت (سالهای 56 ـ57 ) چیزی نمی نویسد : ولی همین جملات کوتاه که در زندگینامه خود نوشت او وجود دارد برای فهمیدن آنکه چرا نصر تا این حد به طاغوت نزدیک شد و شخص شاه تا چه حد به او اعتماد داشت و او در دربار چه نقشی ایفا می کرد گویاست . نصر به جریانات انقلاب اسلامی و تضاد روحانیت با رژیم شاه اشاره می کند و می گوید وی از « معدود افرادی » بوده است که « مورد اعتماد دوطرف » بوده و می توانسته است برای « اجتناب از بی نظمی » « نقش مهمی » ایفا کند. او با این جملات می فهماند که به دربار شاه رفته بود تا با توجه به آشنائی با برخی روحانیون و علمای حوزه بتواند اعتماد انقلابیون را جلب نموده و رژیم طاغوت را از مهلکه نجات داده و باردیگر نظام شاهنشاهی را به میهن بازگرداند! نصر در ادامه بدون پروا و با جسارت تمام می نویسد : « وقتی شهبانو فرح از من خواست تا سرپرستی دفترش را برعهده بگیرم با رغبت تمام پذیرفتم » جالب است که نصر بلافاصله اضافه می کند « پیش از آن نیز سالها با او (فرح پهلوی ) همکاری نزدیکی داشتم اندکی بعد انقلاب شروع شد می بایست بسیاری از وظایف سیاسی را که اکنون برعهده شهبانو بود ـ به علت بیماری شاه ـ می بایست انجام دهم در آن روزها هر روز شهبانو را می دیدم و اغلب شاه را ملاقات می کردم » (در غربت غربی 133 )

مینو صمیمی که از نزدیکان فرح پهلوی است در کتاب خاطراتش که به نام « پشت پرده تخت طاووس » منتشر شده توضیح می دهد که وقتی شریف امامی نخست وزیر شد و هوشنگ نهاوندی از ریاست دفتر فرح به کابینه رفت چون کشور با انقلاب مواجه بود نخست وزیر دستور داد تا کاباره ها و کازینوها تعطیل شوند و نصر را که در زمینه فرهنگ اسلامی صاحب نظر بود به دربار آورند تا در برابر گرایش مذهبی کشور ظاهرنمائی کنند.

در آن هنگام نصر نراقی و هوشنگ انصاری گروهی از مشاوران دربار را تشکیل دادند تا برای « نجات رژیم پهلوی » برنامه ریزی کنند و در عین حال به مردم اطمینان بدهند که اوضاع عوض شده است ! (من و خاندان پهلوی ص 97 ) از جمله اقدامات این گروه تهیه متنی بود که می بایست توسط شاه در برابر دوربین خوانده شود و به نطق « من صدای انقلاب را شنیدم » معروف شده احمدعلی مسعود انصاری « نصر » را نویسنده این متن معرفی می کند و می گوید تا لحظه ای که شاه قرار بود جلوی دوربین قرار گیرد متن را به دست او ندادند.

پرویز راجی هم که آخرین سفیر شاه در لندن بود در خاطرات خود از سفر نصر به لندن در اوج انقلاب خبر می دهد. نصر در این سفر در تلاش است که حمایت انگلیس از شاه را بیشتر جلب نموده و با توجه به روابط دیرینه اش با انگلیسیها از همکاری « بی بی سی » استفاده کند (خدمتگزار تخت طاوس 325)

با پیروزی انقلاب اسلامی نصر هم چنان در جبهه ضدانقلاب فعال بود و گمان می کرد که حمایت از محمدرضاشاه بخت برگشته می تواند او را به قدرت بازگرداند. شاه او را به مکزیک آورد تا در ترجمه کتابش ـ پاسخ به تاریخ ـ از او کمک بگیرد محمدرضا شاه در مکزیک به فکر تشکیل شورائی برای مقابله با جمهوری اسلامی برآمد و مهره های اصلی خود را برای اینکار درنظر گرفت بختیار اویسی پالیزبان و حسین نصر ترکیب موردنظر شاه بود! (من وخاندان پهلوی 138)

3 ـ امروز نصر دیگر رئیس دفتر فرح پهلوی نیست بلکه او در آمریکا استاد سرشناس فلسفه و فرهنگ اسلامی است و نه تنها استاد دانشگاه جورج واشنگتن است بلکه با حمایت کامل دولت آمریکا و در حلقه ای از « گارد » محافظان به عنوان « استاد مطالعات اسلامی » مورد توجه قرار دارد. سرمایه گذاری دولت آمریکا برای نصر دلائل مختلفی دارد :

الف ) نصر برای آمریکائیها کاملا مورداطمینان است . او فرزند ولی الله خان نصر ـ پزشک مخصوص پهلوی ـ است که در سن 12 سالگی از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و پیش از آنکه با فرهنگ بومی آشنا شود فرهنگ بیگانه را پذیرفت . در آنجا ابتدا در رشته فیزیک به تحصیل پرداخت ولی در ادامه به فلسفه روی آورد. سلولهای بدن نصر با عشق به سلطنت و با اجنبی پرستی رشد کرده است و این جهت به مقداری از اعتماد و اطمینان شاه برخوردار بوده که در اوج خفقان و در سخت ترین شرایط سیاسی شاه شخصا او را به ریاست دانشگاه آریامهر گمارد وقتی او را به دانشگاه اورشلیم معرفی نموده تا حلقه واسطه ای بین ایران و آنجا باشد!

پدر نصر ـ ولی الله نصر ـ هم کاملا همین وضع را داشت و در ارادت به اجنبی چیزی کم نداشت او در کلاس درس به دانشجویان می گفت : « ایران مثل خزه ای است به دیوار استخر چسبیده است و دولت انگلیس به منزله آن دیوار است که اگر نباشد خزه نیز وجود خارجی ندارد! »

ب ) امروز دولت آمریکا نیازمند مهره هایی است که با زبان و فرهنگ اسلامی آشنا باشند تا از آنها در برابر خیزش امت اسلامی استفاده کند و نصر از جمله این افراد است . اسلام نصر اسلامی است که برای آمریکا نه تنها خطری ایجاد نمی کند بلکه با تفکر او می توان جلوی خطرات را گرفت . زیرا

اولا اسلام نصر اسلام موسیقی است نصر به شدت به موسیقی غربی وابسته است و به همین دلیل آمریکا می تواند با مطرح کردن نصر از یک سو جوانان مسلمان را در کشورهای غربی و اسلامی فریب داده و از سوی دیگر به نوعی از فرهنگ ها برای آمریکا و اروپا پذیرفتنی است وارد کند. در بخشی از خاطرات نصر (ص 42 ) می توان این موضوع را به تفصیل مطالعه کرد.

« درپدی من به موسیقی کلاسیک غرب علاقه پیدا کردم و در سالهایی که بودم در کتابخانه موسیقی آنجا کار می کردم ... من تقریبا در تمام MIT در طول تحصیلم در کمبریج بلیط فصلی برای سمفونی بوستون داشتم و کنسرت های زیادی شنیدم هم چنین من اغلب به نیویورک هم می رفتم تا اجراهای آرتور توسکانینی و برونووالتر را بشنوم . من در موسیقی کلاسیک غرب روحی معنوی و الوهی استشمام می کردم . علاقه شدید من به موسیقی مرا وادار کرد که به دیدار ارنست لوی بروم ... این علاقه به موسیقی کلاسیک غرب در من کاهش نیافته بلکه همراه شده با علاقه ای که به موسیقی عربی ایرانی ترکی هندی و درواقع همه صورت های سنتی موسیقی از جمله موسیقی فلامینگو وسلتیک دارم من در طی این سالها به دلایلی تمرین های پیانو و سنتورم را رها کرده ام اما به شنیدن موسیقی ادامه می دهم ... »

ثانیا اسلام نصر اسلام ظلم پذیری است نصر با اینکه کتاب های زیادی درباره معارف اسلام و احکام دینی نگاشته است ولی او هرگز به موضوع « ظلم ستیزی » اسلام و نقش تربیت اسلامی در مقاومت در برابر سلطه بیگانه چیزی نمی گوید او حتی وقتی فروع دین را توضیح می دهد و ناچار است که از « جهاد » نام ببرد بلافاصله « جهاداسلامی » را در « جهاد بانفس » منحصر می سازد و از اینکه مبادا خواننده از کلمه جهاد برداشت « درگیری در برابر اجانب » داشته باشد او را برحذر می دارد! « جوان مسلمان و دنیای متجدد » کتابی است که نصر برای ارائه تحلیلی از مسائل اسلامی به جوانان تالیف نموده و به زبانهای مختلف منتشر ساخته است . او گاه جوانان را به جزئی ترین مسائل که ریشه در کتاب و سنت ندارد توجه می دهد مثل اینکه وقتی پیامبر همراه ابوبکر داخل غار شدند « شاخه های درخت اقاقیا » بر دهانه غار قرار گرفت ولی در این جزئیات از تاریخ پیامبر هرگز به جنگهای پیامبر اکرم اشاره نمی کند و جهاد اسلامی را همان وظیفه ای می داند که در ضمن نماز و روزه و حج تحقق پیدا می کند!

ثالثا برای آمریکائیها خوشحال کننده است که نصر به عنوان شخصیتی « معنویت گرا » شناخته می شود و از این نظر می توان او را به نسل جدیدی که تشنه معنویت و سرخورده از زندگی روزمره مادی است معرفی کند تا در مسیری که نصر حرکت می کند آنها هم به حرکت درآیند.

نصر در کتابهای خود اهتمام زیادی برای معرفی صوفیه و دفاع از آنان دارد او به شدت از « خانقاه » حمایت می کند خود نصر هم دارای وابستگی به دراویش است و با خانقاه نوربخش در انگلیس مرتبط می باشد. اگر از فساد و فحشائی که در بسیاری از اینگونه مراکز وجود دارد صرف نظر کنیم ولی نمی توان انکار کرد که دولت آمریکا از اینکه مسلمانان بویژه جوانان با چنین مراکزی مرتبط بوده و حس دینی خود را در آنجا اشباع کنند کاملا راضی و خوشحال است اسلام « خانقاهی » همان اسلام مطلوب برای آمریکاست و نصر هم در آثار خود آدرس همان اسلام را به نسل امروز می دهد!

4 ـ آیا دوستان دیروز و حامیان امروز نصر می توانند این مرده را زنده کرده و باردیگر او را در جامعه اسلامی و انقلابی ایران به عنوان یک متفکر اسلامی مطرح کنند شاید برخی تحرکات سیاسی و فرهنگی نشانه هایی از برای رسیدن به این منظور باشد ولی ما معتقدیم که این مرده زنده شدنی نیست زیرا

اولا مقام معظم رهبری با هوشیاری و درایت تمام از مرزهای فرهنگی نظام مراقبت نموده و بارها حساسیت خود را نسبت به مطرح شدن عناصر منحرف و بدسابقه نشان داده اند.

ثانیا پادوهای امروز نصر از چنان موقعیت مستحکم و پایگاه قوی برخوردار نیستند که بتوانند برای نجات نصر کاری بکنند. موقعیت این افراد چندان لرزان و لغزنده است که هرگونه اقدام خلاف قاعده و جانب دارانه از عناصری مانند نصر به افشای سوابق خودشان منتهی شده و تهدید جدی برای آنها به حساب می آید.

ثالثا وابستگی نصر به رژیم طاغوت و نقش کلیدی او در نظام شاهنشاهی موضوعی است که مشمول مرور زمان نمی شود و دستگاه قضائی ایران با توجه به اسناد و مدارک فراوانی که ازنصر باقی مانده است در فرصت مناسب به بررسی قضائی آن خواهد پراخت چرا که مجازات وابستگان جز رژیم و اغماض از حامیان اصلی آن هرگز با عدالت اسلامی سازگار نیست .

رابعا امتی که با حرکت انقلابی خود نصر و امثال او را آواره کرد از چنان بصیرت و هوشیاری برخوردار است که در برابر اقدامات مذبوحانه ای که برای احیای این مرده سیاسی و مهره سوخته به عمل می آید آگاهانه عمل نموده و از میراث جاودانه امام خمینی و فرهنگ اصیل اسلامی در برابر منادیان اسلام آمریکائی دفاع نماید.

این بار معلوم شد که دست و پا زدن برای نصر فقط توسط برخی جوانان غافل که از سوابق نصر بی خبرند و گاه در جراید برای او مدیحه سرایی می کنند اتفاق نمی افتد بلکه کار چاق کنندگان اصلی کسانی اند که دیروز از نوچه های نصر بوده و امروز از یاران اویند

احسان نراقی که سوابق وابستگی و خوش خدمتی هایش به رژیم شاه نیازی به توضیح ندارد می گوید که با کمک رضا قطبی از « چه کسانی » دعوت می کند و آنها را از سوی فرح به لندن می برد!

نصر بدون پروا و با جسارت تمام می نویسند : « وقتی شهبانو فرح از من خواست تا سرپرستی دفترش را بر عهده بگیرم با رغبت تمام پذیرفتم » جالب است که نصر بلافاصله اضافه می کند « پیش از آن نیز سالها با او (فرح پهلوی ) همکاری نزدیکی داشتم »

با پیروزی انقلاب اسلامی نصر همچنان در جبهه ضد انقلاب فعال بود. شاه او را به مکزیک برد تا در ترجمه کتابش ـ پاسخ به تاریخ ـ از او کمک بگیرد محمدرضا شاه در مکزیک به فکر تشکیل شورائی برای مقابله با جمهوری اسلامی برآمد و مهره های اصلی خود را برای اینکار در نظر گرفت بختیار اویسی پالیزبان و حسین نصر ترکیب مورد نظر شاه بود

حسین نصر فرزند ولی الله خان نصر ـ پزشک مخصوص پهلوی ـ است که در سن 12 سالگی از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و در ارادت به اجنبی چیزی کم نداشت او در کلاس درس به دانشجویان می گفت : « ایران مثل خزه ای است که به دیوار استخر چسبیده است و دولت انگلیس به منزله آن دیوار است که اگر نباشد خزه نیز وجود خارجی ندارد! »

نصر در کتابهای خود اهتمام زیادی برای معرفی صوفیه و دفاع از آنان دارد او به شدت از « خانقاه » حمایت می کند خود نصر هم دارای وابستگی به دراویش است و با خانقاه نوربخشی در انگلیس مرتبط می باشد « اسلام خانقاهی » همان اسلام مطلوب برای آمریکاست و نصر در آثار خود آدرس همان اسلام را به نسل امروز می دهد!

پادوهای امروز نصر از چنان موقعیت مستحکم و پایگاه قوی برخوردار نیستند که بتوانند برای نجات نصر کاری بکنند. موقعیت این افراد چندان لرزان و لغزنده است که هر گونه اقدام خلاف قاعده و جانب دارانه از عناصری مانند نصر به افشای سوابق خودشان منتهی شده و تهدید جدی برای آنها به حساب می آید

زیرنویس عکس :

این عکس حسین نصر را در کنار محمد رضا پهلوی معدوم و جیمی کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا نشان میدهد همسر نصر فرح پهلوی و همسر کارتر نیز در این دیدار حضور دارند که برای رعایت ضوابط عکس های آنها را حذف کرده ایم . نصر از قدیم با خانواده اش دربست در اختیار رژیم فاسد پهلوی و آمریکا بود

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات