صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۸۵۷۲۰

مهندسی فرهنگی و تعیین اولویتها


فرهنگ به عنوان زیربنای جامعه انسانی برپایه مفروضات و اصول اساسی بنیان نهاده می شود و براساس آن ها ارزش های فرد و جامعه شکل می گیرد ، اگر این ارزش ها تغییر پیدا کنند هنجارهای اجتماعی نیز در قالب رفتارهای فردی و جمعی تغییر پیدا می کند.
مهندسی فرهنگی درصدد است با شناخت مشکلات و نقاط ضعف فرهنگی، نقاط مثبت را تقویت و نقاط ضعف را پالایش کند و لذا بررسی تغییرات ارزشهای مردم که همانا بوسیله تغییر ارزشها میسر می شود ، مهندسی فرهنگی می نامیم .مهندسی فرهنگی شامل پوشش، ازدواج و طلاق، رانندگی، فرهنگ همسایگی و رژیم غذایی، تا رژیم فرهنگ رفتار سیاسی در جامعه می باشد .
شناسایی عوامل شکل دهنده ی فرهنگ ، تغییر آن و شناخت وجوه گوناگون آن از گام های مهم و اساسی مهندسی فرهنگی است لذا مهندسی فرهنگی با بررسی ارزشهای گذشته و روند تغییر آن سعی می کند بصورت علمی، شدت و جهت آن راشناسایی کرده و برای آن راهکار و برنامه تعریف کند.دراین راستا مهندسی فرهنگی از کیان ارزشی ما محافظت خواهدکرد و رسوم مقتضی مطابق با نبرد فرهنگی موثر را ایجاد خواهد کرد. امروزه بسیاری از کشورهای سرمایه داری با شناخت فرهنگ و ارزش های مردم سعی می کنند کالاهایی را تولید کنند تا مطابق خواسته های آنان باشد، و بعد از گذشت چند دوره و با عادت دادن مردم به کالا و افزایش جذابیت آن، سیاست غیر مستقیم خود را در ذهن مصرف کننده جا دهند.
مفهوم مهندسی فرهنگی در بخش فرهنگ حاکی از تغییری قابل توجه در مدیریت نهادهای فرهنگی و معطوف به نیاز مبرم و فراوان به راه حل های کاملا فنی و به دقت طراحی شده در خصوص چالش های موجود بر سرراه توسعه فرهنگی است تا بتواند نقشه مشخصی برای توسعه کشور ترسیم کند.به بیان دیگر مهندسی فرهنگی به نظام ها، فرایندها،جایگزین ها و فرمول بندی های مرتبط با پاسخ های خلاقانه و به چالش های توسعه نهادهای فرهنگی و تشویق مردم به مشارکت در حیات فرهنگی جامعه می پردازد. خاستگاه مهندسی فرهنگی، سنت ها و آرمان ها، رویکرد آن افق های تازه و ابزار و روش های آن مدرن است. تنها در چنین وضعی است که محصول مدیریت فرهنگی جامعه پیشرفته همراه با معنویت، فضیلت و اخلاق خواهد بود.
رویکرد این نوع مهندسی ، تخصصی، زیرساختی و در عین حال عملیاتی است، همین ویژگی ها است که فرهنگ را متفاوت و غالب بر سایر عرصه ها ساخته است و علاج ناهنجاری فرهنگی، درمان فرهنگی،علاج ناهنجاری اجتماعی درمان فرهنگی و حتی درمان ناهنجاری سیاسی نیز درمان فرهنگی می دانند. مهمترین اولویت در مهندسی فرهنگی باید احاطه فرهنگ بر حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باشد. بدیهی است که درمان مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی نیز در نگاه فرهنگی و تربیتی نهفته است و نیازمند تغییر زاویه دید مدیران کشور از زوایای فوق به دریچه های فرهنگی است .از آنجایی که انقلاب صنعتی ، فرا صنعتی و خصوصا اطلاعاتی در برخی زمینه ها منجر به انقلابهای اجتماعی می شوند ، لذا جامعه اطلاعاتی یا خانواده جهانی عمیقا معتقد است که همپای تحولات علمی و فنی ، روابط انسانی نیز باید تغییر کند وگرنه جامعه دچار نوعی بیماری به نام « درنگ فرهنگی » می شود چرا که هویت فرهنگی و دینی جوامع از سوی تهاجم فرهنگی تهدید می شود.
اگر عصر امروز را عصر تبلیغات ، ارتباطات ، فرهنگ و نفوذ در افکار عمومی یا رسانه بنامیم ، بی شک رسانه ملی در خط مقدم نبرد با تهاجم فرهنگی است؛ بنابراین بسیاری ازکشورها برای پیشبرد برنامه های خود از تاثیر گذارترین ابزار یعنی رسانه ها استفاده می کنند ، بعنوان مثال در آمریکا 1220 ایستگاه تلویزیونی ، 9871 ایستگاه رادیویی ، 482 روزنامه و 11328 مجله وجود دارد. امریکا با 6 درصد جمعیت کل جهان 75 درصد تبلیغات دنیا را انجام می دهد. دولت امریکا هر ساله بیش از 400 میلیون دلار برای استخدام 8هزار کارمند می پردازد تا تبلیغاتی به سود ایالات متحده تهیه کنند. حاصل کار هر سال بیش از 90 فیلم ، 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامه های صدای امریکا به 37 زبان است که همگی زندگی به شیوه امریکایی را تبلیغ می کننداز آنجا که مدیریت فرهنگی بر اساس یک نقشه و طرح علمی و دقیق باشد اکثر بناهای فرهنگی و رفتاری ساخته دست این مدیران نیز، همچون خانه هایی محکم می ماند که به راحتی فرو نریزند.این در شرایطی است که نارسایی ها، نابهنجاری ها و معضل های فرهنگی رفتاری فراوانی جامعه ما را به محاصره خود درآورده است. برای رهایی از چنین وضعیتی و دستیابی به شرایطی کنترل شده، سالم تر و متعادل تر، راهی جز به رسمیت شناختن نقش مهندسی فرهنگی و رسانه ای، به عنوان ابزاری برای فرهنگ سازی و تغییر رفتار وجود ندارد.
تدوین استراتژی فرهنگی در آستانه ورود به دهه سوم انقلاب و عملیاتی کردن آن همپای سند چشم انداز یک اصل انکارناپذیر است و در بازمهندسی حوزه فرهنگ ادغام ، انحلال و حذف دستگاه های موازی نیاز مبرم کنونی است. در این میان نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در تدوین برنامه های فرهنگی کشور از اهمیت زیادی برخوردار بوده و بازمهندسی وظایف ، ماموریت هاو ترکیب و ساختار آن در عرصه کنونی یک ضرورت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات