سجاد علوی
پز های روشنفکرانه در مرز و بوم ما سابقه ای دیرین دارد، افراد و گروه هایی که نمی توانند با جامعه خویش ارتباط برقرار کنند و فاقد هرگونه قرابت فکری با آن هستند، در بافته های ذهنی، یا ترهات شبه روشنفکرانه و شبه تئوریک محصور می شوند و بر اساس همان ترهات، توهم خطر و توطئه ذهنشان را می رباید و دفعتا درمی یابند که خطر در کمین است!
در تازه ترین فراز از این داستان، از یک سو کانون به اصطلاح مدافعان حقوق بشر از تشکیل «شورای ملی صلح» خبر می دهد و از سوی دگر نهضت آزادی با صدور بیانیه ای از نقش حقوق بشر در ایران شکوه سر می دهد! در این باب، اما به نظر می رسد فارغ از «پز روشنفکری» مقاصد مشخص سیاسی نیز در دستور کار است. اینان از آنجا که بن مایه های معرفتی و فکری خویش را در زمین غرب برپا کرده اند، محصور در همان فضای معرفتی اند و بالطبع. همان ویژگی های سیاسی عملگرایانه و عاری از نگرش تام به اصول و مبانی ساختار وجودی جامعه ایران را نمود می دهند.
نهضت آزادی در بیانیه خود از سرکوب گسترده نهادهای جامعه مدنی سخن به میان می آورد! از دیگر سو «عزت سحابی» از خطر تجزیه ایران سخن می راند. خطری که به تعداد سال های عمر جمهوری اسلامی، اینان همواره بر طبل آن کوبیده اند، اما آخرالامر تنها چیزی که عیان شده است، آن است که آقایان هنوز جامعه خویش را نمی شناسند و نمی دانند در ایران همبستگی ملی چنان مستحکم و پویاست که اندک تحرکات فرقه گرایانه خللی در آن وارد نمی کند. بی شک، بزرگ نمایی هرگونه تهدید از سوی دشمنان یا دلالت بر ترس دارد یا غرض ورزی. در هر دو حالت هم سلامت فعالیت سیاسی افراد از دید مردم زیر سوال می رود، به این سخنان «عزت ا... سجادی» توجه کنید؛ «آیا قرار است این کشور از بین برود؟ .... اگر حمله نظامی صورت نگیرد، تحریم های احتمالی توان اقتصادی، به تبع آن مسائل حیاتی و دفاعی را به شدت تحت مخاطره قرار می دهد، در حمله مغول به ایران تجزیه اتفاق نیفتاد، اما اکنون در خطر تجزیه قرار داریم!»
به زعم نگارنده، گوینده این سخنان با قیاسی مع الفارق و بدیع! از درک بدیهی ترین روندهای سیاسی در باب ایران عاجز مانده است، چرا که اکنون پس از سال ها فشار، آژانس بین المللی انرژی اتمی صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای ایران را تایید کرده و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد و منطقه نیز بر حقانیت ایران پای می فشارند. بعد از انتشار گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا اوضاع نیز در اروپا دگرگون شده است، حال کدام خطر تام؟
این سخنان و بیانیه گروه موسوم به نهضت آزادی که آن را می توان رونوشتی از ادعانامه های سازمان ها و نهادهای غربی محسوب کرد، خط سیری واحدی را در پیش گرفته اند که از ابتدا محکوم به زوال و شکست است. پزهای روشنفکرانه ای چون «شورای صلح» تنها برای خودشیرینی و گزافه گویی نزد حامیان غربی به کار می آید و کارکردی جز این ندارد و شگفتا همانند تاریخ 150 ساله این مرز و بوم این پزهای روشنفکری هیچ قرابتی با امر واقع ندارند. در همان جلسه ای که این شورای صلح اعلام موجودیت کرد، سرکرده نهضت آزادی ادعا کرد امروز در جهان علیه ایران یک «اجماع جهانی» به وجود آمده و بنابراین موضوع ما با عراق متفاوت است و این اجماع یک پیروزی سیاسی برای آمریکا است! شاید «اجماع جهانی» در ادبیات نهضت آزادی، به گسست و تفرقه و سردرگمی اطلاق می شود که گریبانگیر غرب شده است، چرا که فضای عرصه بین المللی، امروز چیزی به نام «اجماع» علیه ایران نشان نمی دهد.
انتخابات آزاد و صلح موقت!
اما این «شیرین عبادی» بود که آخرالامر پرده از واقعیت برداشت و خبر داد که دو کمیته «دفاع از انتخابات آزاد» و «کمیته موقت صلح» در تشکل موسوم به مدافعان حقوق بشر تشکیل شده است.
این امر به ما می گوید در قاموس لیبرال های وطنی انتخابات آزاد با قرائت اباحه گرانه و صلح در یک امتداداند و اصولا لازم و ملزوم هم به شمار می آیند و می توان با کوبیدن بر طبل هشدار به خطر جنگ و نشان دادن اینکه مملکت در معرض خطر است، مردم را به رای به کسانی دعوت کرد که «بی خطرند». بهترین گزاره برای راهبرد جدید لیبرال های وطنی، همانا «فرصت طلبی شبه ناک» است. اینان می خواهند به هر قیمتی که شده وضعیت را آشفته و نا به سامان و در معرض خطر نشان دهند و هنگامی که به حد اکمل در متشنج کردن اوضاع کامیاب شدند لیست انتخاباتی ارائه کنند و نوشداروی خود از جنگ را در قالب آن ارائه نمایند.
در این باب نباید از همراهی پنهان و همدلی آشکار افراطیون جریان دوم خرداد با اینان غافل شد، تجربه نشان داده که افراطیون حزب مشارکت برای هموارتر شدن مسیر داخلی و پز آزادیخواهی به خارج از کشور، همواره از لیبرال های وطنی برای پیشبرد مقاصد خود بهره می برند.
در انتخابات ریاست جمهوری گذشته هم دیدیم که چگونه اینان سخن از جبهه دمکراسی و حقوق بشر را راندند، اما در عمل چیزی دیده نشد. چرا که بنیان های فرصت طلبانه عمل سیاسی و منش لرزان عقیدتی آنان آنقدر بی بنیاد است که اجازه حرکت مستمر را به آنها نمی دهند. بنابراین، این تشکل ها هم فقط و فقط تاریخ مصرف انتخاباتی دارند و یقینا بعد از انتخابات مجلس هشتم دیگر خبری از آنها نخواهد بود. بی ریشگی اجتماعی این گروه ها هیچ گاه به آنان اجازه نمی دهد که در متن جامعه حرکت مشخص و مستمری را کسب کنند، چرا که جامعه، آنها را در هر شرایطی پس خواهد زد.