در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم دامنه ثروت و فرهیختگی تنها بخش محدودی از جامعه آن روز غرب را در برمی گرفت که به طور عمده الیگارشی مستعمراتی و کارگزاران پیرامون آن بودند. صرف نظر از مناطق شرق اروپا، در بخش های غربی این قاره نیز همگان از پیامدهای تاراج ماوراء بحار بهره مند نبودند، در قحطی سال 1847 فرانسه مردم گرسنه و شورشی تیرباران می شدند، حتی در« بریتانیای مرفه» نیز تا نیمه اول سده بیستم در سرزمین انگلیس و ایرلند به دو دنیای متفاوت غنا و فقر تعلق داشتند، قحطی سال 1846 ایرلند بیش از یک میلیون قربانی گرفت و سرانجام در خود انگلیس نیز دو دنیای متفاوت وجود داشت.
در سالهای 1866-1867 بیماری وبا در انگلستان در اوج خود بود و تنها در شهر لیورپول بیش از 2000 نفر را کشت. مدتی بعد بیماری سیاه سرفه قریب به 32 هزار نفر را در این شهر به هلاکت رسانید. به نوشته دکتر تامسون، تنها از سال 1914 بود که «تمدن اروپایی» کشف کرد چگونه از خود در برابر بیماری های نابود کننده انسانها چون وبا، طاعون، مالاریا، تیفوئید، آبله و غیره محافظت کند. در آغاز سده نوزدهم«امید زندگی» در انگلستان تنها 30 بود که در سال 1900 به 50 رسید. در آستانه دهه 1870 بخش مهمی از مردم انگلیس هماره گرسنه بودند.
رمانهای چارلز دیکنز تصویر گویای انگلستان سیاه سده نوزدهم است و تنها این نیست. در سال 1889 «جنرال بوث» کتاب جنجالی تیره ترین انگلستان را نوشت که گویای واقعیت های مدهش تمدن اروپایی آن عصر بود. بیست وپنج سال بعد در آستانه جنگ اول جهانی«لیدی کنستانس لیتون» دختر نائب السلطنه هند، کتابی نوشت به نام «زندانها و زندانیان » که در آن وضع رقت بار زنان در جامعه انگلیس مورد بررسی و نقد قرار گرفته بود. فقر و فحشا و تیره روزی واقعیات تلخ روزمره زندگی خیل عظیم زنان این کشور بود.
در برابر این دریای تیره روزی و نگونبختی، دنیای سرشار از رفاه اقلیت حاکم بر جامعه انگلیس قرار داشت: ترکیبی از اشرافیت سنتی زمیندار و الیگارشی مستعمراتی نوخاسته. در سالهای 1688- 1850 حاکمیت اقتصادی و سیاسی انگلیس در دست اشراف زمیندار بود. در سال 1790 سه چهارم اراضی کشاورزی این سرزمین به چهار الی پنج هزار آریستو کرات تعلق داشت. به تدریج در پیرامون کانونهای معظم تجاری چون «کمپانی هند شرقی» و «کمپانی خلیج هودس» و کمپانی های عظیم مالی چون «لویدز» بورژوازی جدید بر سرکشید و بر حیات سیاسی انگلستان چنگ انداخت. در انگلستان بورژوازی جدید شریک اشرافیت سنتی بود نه خصم آن، بدینسان در سده نوزدهم «بازار لندن» به نیروی سیاسی اصلی و تعیین کننده در جامعه انگلیس بدل شد.