علی امینی
معمر قذافی، رهبر لیبی در حالی دعوت نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه را برای یک سفر 5 روزه به پاریس پذیرفت که سفر وی به فرانسه از سوی احزاب سوسیالیست، مدافعان حقوق بشر و تعدادی از نمایندگان مجلس و تنی چند از مقامات دولت به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. وی پیش از این 34 سال قبل و در سال 1973 از فرانسه دیدار کرده بود. این دیدار اولین سفر وی به یک کشور اروپایی پس از کسب قدرت در کودتای 1969 و سرنگون کردن نظام پادشاهی حاکم در لیبی بوده است. «ژرژ پمپیدو»، رئیس جمهور وقت فرانسه در آن زمان در شرایطی سرهنگی قذافی را به پاریس دعوت کرد که رهبر جوان لیبی نه تنها ثروتمندترین رهبر قاره آفریقا بود بلکه وی رویای رهبری جهان عرب و اسلام را در سر می پروراند.
رهبر لیبی پس از آن، در چند مسئله از سوی غرب مرود اتهام قرار گرفت و فقدان دیپلماسی فعال و متحرک دولت طرابلس، عملا این کشور را تحت فشار تحریم های دیپلماتیک و اقتصادی غرب قرار داد.
اتهاماتی همچون:
- تلاش لیبی برای دستیابی به سلاح های کشتار جمعی و تسلیحات هسته ای؛
- بمب گذاری در هواپیمای بوئینگ747 پان آمریکن که در سال 1988 بر فراز لاکربی اسکاتلند سقوط کرد و منجر به کشته شدن 280 تن شد؛
- بمب گذاری در هواپیمای UTA فرانسه که در سال 1989 بر فراز نیجریه سقوط کرد و منجر به کشته شدن 170 تن و از جمله 54 فرانسوی شد؛
- نقض مکرر و گسترده حقوق بشر؛
و نیز رفتارهای خاص دولتمردان طرابلس در روابط خارجی، در دو دهه اخیر عملا این کشور را در انزوای بین المللی قرار داده بود.
لیبی طی چند سال گذشته تلاش هایی را برای فرار از وضعیت موجود و بازگشت به جامعه بین المللی آغاز کرد و اما مسیری که انتخاب کرد مسیری ذلت بار بود چرا که در مقابل غرب زانو زد و همه اتهاماتی که علیه طرابلس طرح شده بود پذیرفت.
رهبر لیبی در سال 2004 اتهامات مطرح شده در خصوص برنامه های مخفی تسلیحات هسته ای را پذیرفت و پس از آن تمام فعالیت های اتمی خود را متوقف کرد و اطلاعات کلیدی آن را در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی و جاسوسان آمریکایی قرار داد. همچنین این کشور اتهامات مطرح شده در خصوص انفجارات هواپیماهای پان آمریکن و UTA فرانسه را پذیرفت و متعهد شد خسارات وارده را به خانواده های آنها پرداخت نماید. آمریکا به پاس این پذیرش ذلت گونه مقامات طرابلس، روابط دیپلماتیک خود را با لیبی از سر گرفت و نام این کشور را از فهرست کشورهای حامی تروریست حذف کرد. همچنین وعده نمود تا زمینه های پذیرش طرابلس را در جامعه جهانی مهیا نماید و سوخت و انرژی مورد نیاز این کشور را تامین کند. اما به رغم توقف برنامه های هسته ای لیبی و پرداخت خسارات به بازماندگان سقوط و انفجار هواپیماهای UTA و پان آمریکن، واشنگتن هیچ گاه به وعده های خود عمل نکرد تا جایی که در سال گذشته پس از 2 سال، قذافی در یک سخنرانی مقامات دولت آمریکا را به باد انتقاد گرفت.
اما سارکوزی که از سویی نیاز ومیل رهبر جاه طلب لیبی را به خروج از وضعیت جاری درک کرده بود و از سوی دیگر کشورش طی سال های آتی با کمبود شدید انرژی مواجه خواهد شد به رهبر لیبی نزدیک شد تا به بهانه خروج طرابلس از انزوا، خود به قراردادهای سودآور نظامی و تسلیحاتی نایل آید. وی آزادی 5 پرستار بلغاری و یک پزشک فلسطینی که به اتهام تزریق ویروس ایدز (HIV) به کودکان لیبیایی مدت 8 سال در زندان لیبی بودند را بهانه قرار داد و اعلام کرد که اگر مقامات لیبی آنها را آزاد کنند زمینه های حضور این کشور را در دنیای غرب فراهم می کند. بر این اساس زن سابق خود- سیسیلیا- را دو بار روانه لیبی نمود و وی در دیدار دوم خود با سرهنگ قذافی موفق شد امدادگران زندانی را با یک هواپیمای فرانسوی به پاریس منتقل کند. سارکوزی اما بلافاصله روز بعد به بهانه تشکر از مساعدت و همراهی قذافی و حسن اعتماد وی روانه طرابلس شد و با قذافی دیدار و گفت وگو کرد و همانجا در خصوص انعقاد قراردادهای تسلیحاتی و هسته ای میان دو کشور با رهبر لیبی توافق کرد. این سفر، دومین سفر یک رئیس جمهور فرانسوی از لیبی از زمان استقلال این کشور در سال 1950 تاکنون بوده است. پیش از سفر تابستان گذشته سارکوزی، ژاک شیراک، رئیس جمهور سابق فرانسه در نوامبر 2004 به لیبی سفر کرده بود.
تعامل فرانسه و لیبی و تقویت آن در دوره ریاست جمهوری ژاک شیراک مدنظر قرار گرفت و اما در دوره ریاست جمهوری سارکوزی جایگاه ویژه ای به خود گرفت. رویکرد جدید رهبر لیبی در توقف برنامه های هسته ای و پرداخت خسارات به بازماندگان هواپیماهای UTA و پان آمریکن دیگر دلیلی برای ایجاد محدودیت در روابط فرانسه با لیبی نگذاشته بود و لذا هر دو کشور با حرص و ولع به سوی هم شتافتند. فرانسوی ها سال های متمادی نقش استعمارگر در کشور لیبی داشته اند و پس از استقلال این کشور هیچ گاه چشم طمع خود را به ذخایر نفت و گاز این کشور که بزرگترین منبع انرژی قاره آفریقا محسوب می شود نبسته اند. حتی در دوره تحریم طرابلس و فشار غرب به این کشور به اتهام سرنگونی هواپیمای پان آمریکن بر فراز لاکربی و هواپیمای UTA فرانسه بر فراز نیجریه که به مرگ 170 تن و از جمله 54 فرانسوی منجر شد، فرانسه هیچ گاه روابط دیپلماتیک و سیاسی خود را با طرابلس قطع نکرد و همیشه در پی فرصتی بوده تا حضور خود را در بازارهای نفت و گاز و تاسیسات زیر بنایی این کشور بزرگ احیا کند.
در سفر اخیر رهبر لیبی به پاریس یک قرارداد 6/14 میلیارد دلاری میان مقامات دو کشور منعقد شد که شامل ساخت یک نیروگاه هسته ای در لیبی، خرید هواپیمای ایرباس، 14 هواپیمای دانائل، 37 فروند بالگردان است. جالب اینجا است که پس از انعقاد این قرارداد بزرگ، سارکوزی آن را «پاداشی به بهبود رفتار مقامات لیبی» بیان می کند و برنارد کوشنر، وزیر امور خارجه فرانسه نیز آن را هدیه ای به طرابلس برای بازگرداندن این کشور به جامعه جهانی قلمداد می کند. مقامات فرانسوی در حالی این قراردادهای هنگفت نظامی و هسته ای را پاداش و هدیه به رهبر لیبی برای خروج او از انزوا و یا تغییر رفتار قلمداد می کنند که خود برای یک قرارداد چند میلیون دلاری فروش تسلیحات و یا ساخت تاسیسات زیربنایی در سایر کشورها ماه ها التماس و رایزنی می کنند و اما توفیق چندانی به دست نمی آورند. اگر آنها علیرغم انتقادات زیاد، چند روز سیاستمدار ثروتمند آفریقایی را با خیمه و خرگاهش در مجلل ترین اقامتگاه رسمی پاریس تحمل می کنند نه از روی عشق به بشریت و خروج یک کشور جهان سومی و آفریقایی از انزوا است که به جهت منافع هنگفتی است که از این سفر عاید آنها می شود. آنها با زیرکی سرهنگ جاه طلب و ثروتمند آفریقایی را به تور خود انداختند و با این قرارداد 15 میلیارد دلاری عملا حضور خود را در تاسیسات زیربنایی و بازارهای اقتصادی لیبی توجیه کردند تا همچنان این کشور ثروتمند را این بار و البته به شیوه های جدید غارت کنند.