صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۸۵۹۰۱

حق رای مردم اروپا در قرن بیستم


دمکراسی جدید و پدیده هایی چون «حقوق شهروندی» و «مشارکت سیاسی» نیز معلول «جامعه مدنی-شهری» سده نوزدهم است. همچنین باید متذکر شد که در اروپا «پارلمان» نه نماینده آحاد مردم بلکه نماینده کانون های متنوع الیگارشی حاکم بود. حق مشارکت سیاسی آحاد مردم در دنیای غرب دقیقا یک پدیده جدید و متعلق به سده بیستم است.
طبق قوانین انتخاباتی سالهای 1848، 1871و 1875 فرانسه ده میلیون نفر از مردم این کشور، یعنی کمتر از یک سوم آنان، حق رای داشتند و لذا فرانسه به یمن انقلاب های متعدد و خونین آن، «دموکرات ترین» کشور اروپا محسوب می شد.
در دهه 1820 در انگلستان تنها حدود 530 هزار نفر از جمعیت 13 میلیونی این کشور حق مشارکت در انتخابات مجلس عوام را داشتند. اصلاحاتی که در سال 1830 در قوانین انتخاباتی صورت گرفت، شمار رای دهندگان را به 800 هزار نفر رسانید. جمعیت انگلیس در این زمان 16 میلیون نفر بود. این به جز سایر اتباع «پادشاهی متحده» بریتانیاست. پس از اصلاحاتی که در سال 1867 در قوانین انتخاباتی انگلستان انجام گرفت، بین 5/2 تا 3 میلیون نفر از جمعیت 5/31 میلیون نفری این کشور حق شرکت در انتخابات را یافتند.
گلادستون در اصلاحات سال 1884 خود شرط مالکیت برای داشتن حق رای را حذف کرد و بدین سان تعداد افرادی را که قادر به شرکت در انتخابات مجلس عوام بودند به پنج میلیون نفر، یعنی حدود یک ششم جمعیت کشور، رسانید. در انگلستان تنها در سال 1876 بود که اتحادیه ها به رسمیت شناخته شدند و اجازه فعالیت یافتند.
پیش از 1914 در فرانسه و انگلستان زنان حق رای نداشتند و در انگلستان پیش از سال 1918 قریب به یک چهارم جمعیت بالغ مذکر از شرکت در انتخابات محروم بودند .
در انگلستان، حق رای زنان در زمان دولت هربرت اسکوئیت (1908-1916) مطرح شد در حالی که خود نخست وزیر به شدت مخالف آن بود. اسکوئیت می گفت: «اگر زنان حق رای به دست آورند تصور نمی کنم قوه مقننه ما محترم تر شود یا زندگی اجتماعی ما غنی تر شود» و همچنین می گفت:« این کار بریتانیا را مضحکه سایر ملتها خواهد کرد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات