صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۵  ، 
کد خبر : ۸۵۹۵۱

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش دوم)


بدون درک درست کلیات و مفاهیم یک علم و یا یک موضوع، جایگاه، ضرورت بحث و درک آن به درستی معلوم نمی گردد و چه بسا انسان را به اشتباه اندازد. از این رو شایسته است در شماره های ابتدایی منظور خودمان را از برخی واژگان بیان کرده تا به یک افق مشترک معنایی با مخاطبین برسیم.
«اندیشه» در لغت، به معنای فکر، تدبیر، تأمل، تصور، گمان، رأی و نظر و ... و در اصطلاح به مفهوم طرح منظم و منسجمی است که برای انجام کاری و یا در جهت دست یابی به هدفی در ذهن انسان نقش می بندد. «سیاست» به معنای داوری نمودن، حکم راندن، ریاست کردن و امثال آن است. از این رو امور سیاسی، یعنی اموری که به قضاوت، حکومت و قدرت مربوط می شود. به معنای دقیق تر، امور سیاسی به اموری گفته می شود که با قدرت مرتبط است و مسائل مربوط به دولت، حکومت، امنیت و مانند آن و نحوه کسب، حفظ و گسترش قدرت و حاکمیت بر افراد را در برمی گیرد. چنین مسائلی گاهی حق و گاهی هم نادرست و غیرانسانی است. براساس تعریف واژه های «اندیشه» و «سیاست»، «اندیشه سیاسی» عبارت از فکر یا مجموعه ای از تراوشات فکری مرتبط با قدرت است. هدف اندیشه سیاسی نیز بررسی وقایع گذشته و حال به منظور یافتن راهی برای اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه و یا ارائه الگوی تبدیل جامعه به شکلی بهتر و مطلوب تر است، بنابراین، اندیشه سیاسی با نظریه سیاسی که درصدد کشف علل و عوامل شکل گیری پدیده ها و جریان های سیاسی است و همچنین با فلسفه سیاسی که به بررسی مبانی و اساس عناصر شکل دهنده امور سیاسی به صورت تعقلی صرف می پردازد، کاملاً متفاوت است. واژه «مسلمانان» نیز به کسانی اطلاق می شود که به وحدانیت خدای جل جلاله (اصل توحید) و رسالت نبی اکرم (ص) (اصل نبوت) و حقانیت روز جزا (معاد) ایمان دارند. بر این اساس، مسلمانان هم شیعیان، سنی ها و فرق وابسته به آنها را در برمی گیرد.
بنابراین «اندیشه سیاسی مسلمانان» به فکر، رأی و یا مجموعه ای از آرا و افکار مسلمان ها گفته می شود که در پی اصلاح و یا تحول (انقلاب) ساختارهای گوناگون جامعه به ویژه ساختار سیاسی آن به منظور فراهم آوردن سرنوشت بهتر و مطلوب تر بر پایه اصول و تعالیم اسلامی است. از این رو، اگرچه اندیشه سیاسی مسلمانان ریشه در وحی الهی دارد ولی در عین حال، ممکن است عین وحی نباشد. به دیگر سخن نقطه نظرات مسلمانان و متفکران اسلامی (به استثنای معصومان (ع)) گاه صواب است و گاه خطا.
ارائه الگوی زندگی برای جهان مشتاق به اسلام، در گرو فهم اندیشه سیاسی مسلمانان است. اما شکافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم (ص) بین مسلمانان پدید آمد، به عرصه های فکری و عقیدتی (شیعه و سنی) هم کشیده شد. این دو اندیشه در دل خود به گروه های کوچک تری نیز تقسیم شده اند و هر یک آرای مخصوص به خود دارند. علاوه بر آن، مواجهه فرهنگ اسلامی با فرهنگ های بومی، همچنین استبداد داخلی و استعمار خارجی نیز در ظهور و شکل گیری برخی از اندیشه های سیاسی خاص موثر بوده است. اما یک وجه ممیز اندیشه اسلامی از اندیشه های الهی غیراسلامی، سرچشمه گرفتن اندیشه های سیاسی و اجتماعی مسلمانان از قرآن است که می توان تا حدودی ادعا کرد که این عامل از نکات مشترک اصلی بین شیعه و سنی نیز محسوب می شود. قرآن به عنوان معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص) حاوی پیام جدیدی برای سعادت دنیوی و اخروی بشر و نگرش نوینی از زندگی اجتماعی - سیاسی بود که با طرح مباحثی در زمینه پیدایش اجتماعات بشری، ضرورت علم آموزی، لزوم تفکر عقلانی، طبقه بندی جوامع، عوامل ثبات و تزلزل حکومت ها، قانونمند بودن تاریخ، اشاره به نحوه ارتباط فرد با جامعه و حکومت و... عوامل اولیه شکل گیری و شکوفایی اندیشه سیاسی مسلمانان را فراهم کرد. اما با این حال فهم درست اندیشه های سیاسی مسلمانان، به فهم اصول تفکر سیاسی تشیع و تسنن بستگی دارد، زیرا اولاً این دو مهمترین فرق اسلامی اند که آرا و عقاید سایر فرق نیز از آن دو تأثیر می پذیرند و ثانیاً با داشتن این اصول است که به چیستی فکری هر اندیشمند و چرایی آن پی می بریم. البته اشاره اجمالی به مبانی تفکر شیعه و سنی تنها به قصد کمک به فهم عمیق اصول و محورهای اندیشگی اسلامی دانشمندان مختلف خواهد بود و درصدد ارزشگذاری و یا خدای ناکرده تشدید و تعمیق اختلافات موجود بین پیروان این دو مذهب نیستیم.
برخی از مبانی اندیشه سیاسی شیعه عبارت است از:
1- اصل امامت که از عقاید خاص شیعه است و مبتنی بر آن شیعه معتقد است که رهبری و حکومت بر مسلمانان پس از پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) و یازده فرزند معصومش (ع) تعلق دارد و در زمان غیبت، صرفاً فقیهان عادل و عالم با یک سری ویژگی هایی که در متون اسلامی به آنها اشاره شده است، شایسته رهبری و ولایت امری جامعه مسلمین را دارند.
2- اصل عدل و رضایت الهی به حکومت حاکم عادل بر بندگان از دیگر اصول خاص اعتقادی شیعه است. بنابراین شیعه با هر گونه حکومت ظالم و غیر منصوب از ناحیه معصوم (ع) مخالف بوده و در مقاطعی بر مبنای تقیه و پیروی از قاعده دفع افسد به فاسد با برخی حکومت ها کنار آمده است.
3- استمرار اجتهاد از دیگر ویژگی های اعتقادی شیعه است که در کنار اعتقاد عمیق به جهاد و شهادت بر اساس مکتب عاشورا از اصول اعتقادی شیعه محسوب می شوند. بر این اساس شیعه به تأسی از امام حسین (ع) در مقابل استقرار حاکمیت غیرمعصوم یا غیر منصوب به معصوم (ع) ایستادگی کرده است. در شماره آتی به برخی دیگر از اصول و مبانی شیعه و اصول آرا اندیشمندان سنی پرداخته خواهد شد تا قدم های اولیه و کلی در بررسی اندیشمندان مسلمان در ابتدا برداشته شده باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات