صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۸۶۱۵۱

ترور

حسین امیدی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
محیط سیاسی- امنیتی پاکستان همواره از تاریخ استقلال خود مملو از رقابت شدید و منازعه قدرت در بین جریانهای داخلی و اثرگذاری بازیگران خارجی بوده است. شرایط ژئوپلیتیک پاکستان به شکلی است که هرگونه تغییر ریشه ای در معادلات قدرت آن به شدت برمحیط پیرامونی و منطقه ای اثر خواهد گذاشت.
با وجودیکه مشرف هم پیمان آمریکا در مبارزه با تروریسم است ولی ارزیابی حکومت بوش از همکاری مشرف این است که وی به شکل کامل در مسیر مبارزه با تروریسم و جریانهای اسلامگرای پاکستان و مناطق مرزی با افغانستان عمل نکرده و لذا برای متعادل سازی اوضاع در مسیر مطلوب خود، توافق مشرف- بوتو را سازمان داده تا دریک تقسیم قدرت سیاسی- امنیتی، اهرمهای بیشتری برای اعمال سیاست های مطلوب در پاکستان داشته باشد.
در هم تنیدگی مولفه های جمعیتی- نژادی، امنیتی و سیاسی و اجتماعی بین پاکستان و افغانستان از عوامل دشوار برای پیشبرد سیاستهای آمریکایی است که با مشکلی بزرگتر از ناکامی در ایجاد امنیت در افغانستان روبه رو است و آن شکست کارکردهای ناتو در اولین گامهای عملیاتی خود به سوی شرق است. این ابزار غربی- آمریکایی که قرار بوده در اهدافی چند سویه در قبال روسیه و خیزش چین به شرق و انقلاب اسلامی ایران عمل کند، امروز در چالشی جدی گرفتار است و تمایل برای خروج کشورهای همکار در افغانستان، افزایش یافته است. پشتوانه لجستیکی، سیاسی و مالی جریان طالبان از نگاه آمریکا مناطق قبایل و ایالت وزیرستان پاکستان است که هسته های القاعده و پشتون های اسلامگرا در آنجا استقرار دارند و طی ماه های گذشته در دره سوات و مناطق مرزی با افغانستان گسترش نفوذ پیداکرده اند. این عاملی برای افزایش نگرانی آمریکا و ناتو در افغانستان است و در پاکستان نیز موازنه قوای سیاسی و امنیتی همسو با آمریکا عمل نمی کند. با وجودیکه مشرف از فرماندهی ارتش کنار رفته و در پست ریاست جمهوری قرارگرفته، بازهم موازنه سیاسی مطلوب آمریکا شکل نگرفته و نواز شریف (نزدیک به برخی گروه های اسلامی) و خانم بوتو در حزب مردم به همگرایی برای انتخابات 18 دی دست نیافتند که به معنای احتمال پیروزی حزب مشرف در انتخابات خواهد بود. از سوی دیگر اسلامگرایان و افراطی های پاکستان که به جز مشرف با حضور بی نظیر بوتو در ساخت قدرت پاکستان روبه رو بوده و بارها در بیانیه های القاعده و ظواهری مشرف و بوتو را تهدید کرده اند، دست روی دست نگذاشته و برای اثرگذاری برموازنه قوای داخلی در پاکستان اقدامات فشرده ای در دو ماه گذشته به اجرا گذاشته اند. پادگانهای نظامی و مراکز نیروی هوایی و حساس حکومتی و انفجارهای انتحاری در کراچی ( برای ترور بوتو) و درگیریهای منطقه سوات از این جمله اند.
شاید از این جهت که مشرف از نتایج رقابت احزاب مخالف در انتخابات پارلمان نگران نیست و نواز شریف به علت پرونده قضایی، به طور مشخصی خارج از رقابت مستقیم است و نتوانسته با حزب مردم خانم بوتو به همگرایی دست یابد، طراحان و بازیگران استراتژیک را وادار به برنامه ریزی جدید کند.
ترور خانم بوتو که عکس العمل گسترده ای در ناامنی های بیشتر در پاکستان داشته و از یک نگاه آغاز ناامنی های بیشتر و مستمر می باشد، می تواند بهانه مداخلات مستقیم نظامی آمریکا نیز قرارگیرد. آمریکایی ها آشکارا از دستیابی پاکستان به سلاح هسته ای ناخشنود بوده و به بهانه های مختلف برای کنترل و یا از بین بردن آن عمل کرده و ابراز نگرانی کرده اند که این سلاح بدست اسلامگرایان افراطی نیافتد.
اگر«استراتژی هلال هرج و مرج و بحران » که آمریکا در سطح خاورمیانه دنبال می کند، امکان عملی در پاکستان بیابد، باید منتظر الگوبرداری از «مجالس صحوه» عراقی در مناطق قبایلی و وزیرستان و کل پاکستان باشیم تا توجیه مداخله مستقیم بوده، موازنه قوای تضعیف شده در افغانستان نیز در مدیریت آمریکا قرارگیرد.
اگر چه بیشترین گمانه زنی ها از دست داشتن القاعده در ترور خانم بوتو حکایت دارد ولی نمونه های کارکردی زرقاوی در عراق، تردیدهایی برای شبیه سازی های تحت مدیریت آمریکا در پاکستان را به ذهن متبادر می کند. به هر حال می توان گفت که ترور خانم بوتو صرفا در چارچوب چالش بازیگران داخلی پاکستان قابل تحلیل نیست و به مولفه های «فراپاکستانی» نیز مرتبط است و در کمترین حد از ارزیابی ها، می توان یک دوره بی ثباتی در پاکستان را پیش بینی کرد که موقعیت بازیگران رسمی، سیاسی داخلی در پاکستان و جایگاه منطقه ای آن را متاثر خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات