مهدى سعیدى
همواره این سوال که مسئولان نظام طبق چه مکانیزم و مبتنی بر چه ملاکها و شاخصه هایی انتخاب می گردند، یکی از مسایل مهمی بوده که در ارزیابی نظامهای سیاسی مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه نظامهای سیاسی مختلف مبتنی بر معیارهای گوناگونی شکل گرفته اند:
در برخی از نظامهای سیاسی این روابط سببی و نسبی است که تنظیم کننده روابط قدرت می باشد. در این مدل که بیشتر در نظامهای بی قانون مستبدانه رواج دارد؛ حاکمین ترجیح می دهند تا برای حفظ قدرت و بهره گیری مادی بیشتر، نزدیکان و منسوبین به خود را در پستها و سمتهای کلیدی منصوب نمایند.
نظامهای سیاسی دیگری وجود دارد که انتخاب مسئولان در آن مبتنی بر روابط : نه ضوابط - شکل می گیرند، اما در عین حال نیم نگاهی نیز به شایسته سالاری داشته و تلاش دارند تا برخی ملاکها را برای تصدی مسئولیت درنظر گیرد.
در برخی دیگر قوانین مشخص و مدون، ملاک و معیار انتخاب مسئولان است، اما همچنان مسئولان از طریق انتصاب، نه انتخاب، برگزیده می شوند و به عبارتی با نوعی نظام »شایسته سالار غیرمردمسالار» مواجهیم.
در بسیاری از کشورهای مدعی شایسته سالاری نیز در عمل شاهد حاکمیت نفوذ و سرمایه هستیم و این ثروت و قدرت است که زمینه را برای تصدی قدرت آماده می سازد. از جهتی دیگر در باب ملاکها و معیارهای صلاحیت مسئولان نیز اختلاف رویکردهایی وجود دارد. در نظامهای سکولار ملاکها و ویژگیهای اخلاقی : دینی به کنار گذاشته شده و تنها ملاک و معیار لازم برای تصدی قدرت، حمایت و رای مردم می باشد. بدین معنا که؛ هر که را مردم برگزینند صاحب قدرت خواهد شد. تاکید بر ویژگیها بطور قانونی وجود نداشته، هرچند در انتخاب مردم شایسته سالاری تاثیر گذار می باشد.
در نظام مردمسالاری دینی مکانیزم کسب قدرت متفاوت بود و به طور قابل توجهی متفاوت می باشد. در این نظام دو عنصر »شایسته سالاری» و »رضایت مردمی» به صورت متناسبی در ذیل هدایت الهی مکتب اسلام قرار گرفته است. بدین معنا که مسئولان و کارگزاران این نظام باید از صلاحیتها و ویژگیهای خاصی چون تخصص، تقوا و عدالت : که مبتنی بر آموزه های اسلامی معین گردیده است - برخوردار بوده و در عمل نیز کارآمدی خود را به اثبات برسانند. چنین فردی صلاحیت آن را دارد تا در مقام مسئول حکومت اسلامی قرار گیرد. اما این »اهلیت»، هنوز »حقانیت» برای وی نیاورده است و فرآیند تصدی قدرت وقتی به پایان خواهد رسید که مردم نیز وی را برای انجام این کار مناسب بدارند. به عبارتی مردم از بین صاحبان صلاحیت برای فردی را برای مسئولیت مورد نظر برمی گزینند.
نکته قابل ذکر اینکه این رضایت و موافقت مردمی در برخی سمتهای اصلی بطور مستقیم و در برخی موارد دیگر بطور غیر مستقیم خواهد بود. البته فراموش نکنیم طبق قانون اساسی، سمتی در نظام جمهوری اسلامی به عنوان تنها مصداق نظام مردمسالاری دینی در دنیای امروز وجود ندارد که مسئولی بدون انتساب به ملت به عنوان کارگزار نظام سیاسی برگزیده شده باشد. هرچند در عمل متاسفانه به عنوان یک آسیب در برخی سطوح ممکن است افرادی صاحب مسئولیت شده باشند که از شایستگی لازم برای پذیرش آن سمت برخوردار نباشند.
حضرت آیت الله خامنه ای درباره چنین مکانیزمی در جمهوری اسلامی می فرمایند:«امروز در کشور ما مسئولان سطوح مختلف به وسیله مردم انتخاب شده اند؛ یا مستقیم یا غیرمستقیم. مسئول انتصابی، مسئولیت موروثی، مسئولیت به خاطر پول و چیزهای مادی و دنیوی، در نظام جمهوری اسلامی نداریم. انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس شورای اسلامی، انتخابات خبرگان تعیین رهبری و انتخابات شورای شهر جزو افتخارات ملت ایران، جزو افتخارات اسلام و جزو افتخارات شخص امام است. قانون اساسی ما با تعیین موارد این انتخاب های حساس و سرنوشت ساز مقطعی توانسته است در دنیای اسلام، ذهن ها و فکرهای مومن و روشن و تحول خواه را به خود جذب کند.» (14/3/84)
ایشان درباره وجود ضوابط مشخص برای گزینش کارگزاران حکومت چنین توضیح می دهند:«در اسلام حاکمیت بر مردم، به معنای یک امتیاز و حق ویژه برای حاکم نیست؛ همچنین حکومت یک امر بی ملاک و بی مناط نیست - مثل این که بر حسب شانس و اقبال، یک نفر بیاید زمام امور مردم را در هر رده ای از رده ها برعهده بگیرد - بلکه تابع معیارهاست و مهمترین کار این است که این معیارها رعایت شود. البته امکان خطا و اشتباه، هم در تشخیص و هم در عملکرد کسانی که تشخیص درستی نسبت به آنها داده شده، همیشه متصور است؛ بنابراین ما از کسی انتظار عصمت نداریم؛ لیکن اسلام در باب گزینش حاکمان در هر رده ای از رده ها، چه رده های بالا - که سیاستهای کلان، کارهای بزرگ و اداره امور کلی کشور در دست آنهاست - چه رده های متوسط و پایین، معیارها و شرایطی گذارده است و آنچه بر عهده ماست، این است که این معیارها به طور کامل رعایت شود.»(13/12/81)