واژه پلورالیسم از نظر لغوی از اصطلاح plural است. plural به معنای جمعی و کثیر و پلورالیسم به معنای پذیرش تعدد و کثرت است. اصطلاح شناخته شده پلورالیسم ماخوذ از فرهنگ غربی است وابتدا در سنن کلیسایی مطرح بود و بیشتر در مورد شخصی که دارای چند منصب کلیسایی بود، مورد استفاده قرار می گرفت. اما امروزه در عرصه فرهنگی بدین معنی است که در یک عرصه فکری و مذهبی ، عقاید و روش های گوناگونی مورد قبول باشد. پسوند Ism در آخر پلورال از گرایش حکایت می کند و به همین جهت در عرصه های گوناگونی اعم از«دین»،«فلسفه»، «اخلاق»، «حقوق» و «سیاست» به کار می رود. مثلا پلورالیزم سیاسی نوعی کثرت گرایی در سیاست است که نشانه آن تعداد احزاب و تشکل گروه ها است و مقصود از پلورالیزم دینی در دو شماره قبل بیان شد که در برابر وحدت گرایی وانحصارگرایی دینی قرار دارد.
البته تعریف کاملی که براساس آن ویژگی هایی را به صورت اتفاقی برای پلورالیسم در نظر بگیریم، وجود ندارد ولی دست کم سه نوع کاربرد مختلف برای این واژه مطابق با منظر آیه الله مصباح یزدی سراغ داریم:
1- مدارا و همزیستی مسالمت آمیز برای جلوگیری از جنگ ها و تخاصمات. به عبارت دیگر کثرتها به عنوان واقعیت های اجتماعی پذیرفته شوند و مصلحت جامعه این نیست که به جان هم بیفتند بلکه باید همزیستی داشته باشند نه این که با هم یکی شوند. این نوع از پلورالیسم البته بدان معنا نیست که از نظر «حقیقت» هم قائل به کثرت باشیم. کثرت در واقعیت اجتماعی است و منافات هم ندارد با اینکه در گروهی خود را برحق بداند.
2- معنای دوم اینکه دین واحدی از طرف خداوند آمده که چهره هایی مختلف دارد. مسیحیت، یهودیت و اسلام به معنی خاص ، همه ادیان، چهره های یک حقیقت اند. اختلاف در جواهر ادیان نیست بلکه در فهم دین است. لذا چون هرکس طبق ذهنیت و شرایط خودش درکی از واقعیت دارد، هم درست است. با این فهم عصمت پیامبران و اعتراض برخی از آیات الهی به پیروان ادیان قبلی زیر سوال می رود و پذیرفتن چند نوع فهم و برداشت از حقیقت واحد ولو متضاد پیش می آید. این برداشت خلاف اسلام و آیین الهی است.
3- معنای سوم آن حقیقت واحد را هم قبول ندارند. در واقع معتقدان حقایق کثیرند. پلورالیسم از نوع سوم از دومی هم غلیظ تر است و حتی عقاید متناقض را هم حق ومعتبر می داند. این معنا شکل تعدیل شده ای هم دارد که حقیقت را مجموعه ای از عناصر می داند که در ادیان مختلف قابل دستیابی است و مجموعی از ادیان دارای حقیقت اند که هر یک سهمی از حقیقت دارند. شاید بتوان این شق اخیر را نوع چهارمی از پلورالیزم دانست. در شماره کاربرد هر یک را نسبت به اسلام می سنجیم.