صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۸۶۳۴۱

سارکوزی در میان همگرایی یا واگرایی


سیامک باقرى
فرانسه از زمان روی کار آمدن سارکوزی، بیشتر سیاست همراهی با آمریکا را در قبال ایران اتخاذ کرده است. این کشور به ویژه در زمینه فعالیت های هسته ای ایران در خط مقدم جبهه مخالفت با آن قرار گرفت. دولت سارکوزی در این راستا، ضمن اینکه شرکت های فرانسوی طرف قرارداد با ایران را تحت فشار قرار داد، تحرکات دیپلماتیک وسیعی به منظور کاهش روابط تجاری اروپا با ایران نیز داشته است. سارکوزی در طی این مدت آنچنان راه افراط را در همراهی با آمریکا پیمود که سخن از آلترناتیو فاجعه بار بمب ایرانی یا بمباران هسته ای به میان آورد و کوشنر، وزیر خارجه وی نیز از احتمال جنگ با ایران خبر داد و همتایان اروپایی خود را به مقابله با تهران فراخواند. علیرغم تندروهای کاخ الیزه نسبت به ایران در ماه های گذشته، اخیرا شاهد رویکردهای جدیدی از سوی دولت سارکوزی هستیم. ابتدائا کوشنر، وزیر خارجه فرانسه خواستار سفر به تهران شده بود. سپس سارکوزی در گفت وگو با هفته نامه نوول ایزرواتور گفت مایل خواهم بود که به تهران بروم و درباره انرژی هسته ای بومی صحبت کنم. وی پیش از این نیز در سفر خود به مغرب اعلام کرد همکاری با ایران در زمینه انرژی هسته ای ممکن است و ما محکوم به مواجهه با این کشور نیستیم. در چنین شرایطی وزیر خارجه فرانسه نیز تاکید کرد که پاریس هیچ گاه به دنبال جنگ با ایران نبوده است. سوال اساسی این است که این رویکرد با توجه به دیپلماسی افراطی سارکوزی در چند ماه گذشته چگونه قابل توجیه است؟ در اینجا چهار گمانه مهم قابل توجه است:
1- چرخش تبعی: چرخش مواضع خارجی فرانسه در قبال ایران تابعی از چرخش مواضع مقامات کاخ سفید در خصوص ایران است. در واقع موضع فرانسه با موضعگیری اخیرش هیچ گونه فاصله با آمریکا پیدا نکرده بلکه دقیقا در همراهی سیاست آمریکا اتخاذ شده است. زیرا پیش از موضعگیری سارکوزی شاهد موضعگیری مقامات کاخ سفید به ویژه از سوی رایس وزیر خارجه آمریکا بودیم که خواستار مذاکره با ایران و سفر به تهران شده بود. لذا دولت سارکوزی با مشاهده نرم شدن سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران، سعی کرده در تبعیت از آمریکا موضع متفاوتی نسبت به گذشته اتخاذ نماید.
2- چرخش مستقلانه: برخلاف گمانه اول، شرایط جدیدی اساسا درخصوص مسئله هسته ای ایران رخ داده که فرانسه را به این نتیجه رساند که باید تغییراتی در جهتگیری سیاست خارجی خود نسبت به ایران بدهد. یکی از مهم ترین رخدادها، گزارش شانزده سازمان جاسوسی آمریکا در خصوص صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران است. با انتشار این گزارش فرانسه نمی تواند «کاسه داغ تر از آش» باشد. به عبارت دیگر، همانطور که قبلا مبانی رفتاری فرانسه در قبال هسته ای ایران بر اساس گزارشات یا القائات آژانس های اطلاعاتی آمریکا به ویژه گزارش سال 2005 سازمان سیا بوده اکنون نیز با انتشار گزارشی از ناحیه همان منابع، فرانسه را مجاب کرده است که تغییراتی در مواضع خود ایجاد نماید. دومین رویداد موثر در رویکرد فرانسه گزارش محمد البرادعی از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران است. کوشنر، وزیر خارجه فرانسه در دیدار با متکی که در حاشیه اجلاس وزیران امور خارجه کشورهای همسایه عراق در استانبول صورت گرفته بود، گفت که دیدگاه البرادعی درباره فعالیت هسته ای ایران مبنای قضاوت پاریس خواهد بود. بنابراین، با توجه به چند گزارش مهم البرادعی و اعلام صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران، توجیهی برای فرانسه در جهت تداوم رویکردهای گذشته نسبت به تهران وجود ندارد. اگر چه فرانسه در آخرین نشست شورای حکام آژانس علیرغم موضع فوق سعی کرد تا کشورهای عضو این شورا را علیه ایران جهت اتخاذ یک اقدام سخت گیرانه بسیج نماید اما با این حال اکنون به نظر می رسد که موضع جدید سارکوزی ناشی از شرایط جدید و بازبینی نسبت به رویکرد گذشته باشد.
در کنار شرایط فوق، این نکته نیز در توضیح رفتار جدید سارکوزی قابل ملاحظه است که کاخ الیزه تحت فشار شدید رسانه ها و نخبگان داخلی خود به جهت همراهی افراطی با آمریکا خصوصا در قبال ایران بوده است. چنانکه لوموند می نویسد: رئیس جمهور فرانسه از سرسختانه ترین نظریات نومحافظه کاران آمریکایی دفاع می کند و وی یک سیاستمدار دوراندیشی نیست. از سوی دیگر به نظر می رسد دولت سارکوزی با توجه به دوگانگی که آمریکا در قبال موضوع هسته ای ایران داشته است، درس عبرتی برای فرانسه شده که مواضع همگرایانه مطلق خود با آمریکا را اصلاح نماید. این مسئله را می توان از اظهارات سارکوزی استنباط کرد. وی تصریح کرد که: «دوستی با آمریکا و اسراییل بدان معنا نیست که همیشه در همه موارد با آنها هم عقیده باشیم.»
3- بازگشت به سیاست اروپایی مذاکره- فشار: گمانه سوم براین مبنا است که فرانسه دوران سارکوزی پس از یک دوره کوتاه دنباله روی مطلق از راهبردهای آمریکا در قبال ایران، بار دیگر به سیاست اروپایی در خصوص ایران بازگشته است. سیاست اروپایی ها تا پیش از سال 1385 تک مسیری و تکیه بر «چانه زنی و مذاکره» بر مبنای تشویق و تطمیع استوار بود و فرانسه در این راستا نقش اساسی داشت. پس از سال 1385 اروپا سیاست دومسیری «مذاکره- فشار» در قبال ایران اتخاذ کرده بود چون ایران پیشنهادات تروئیکای اروپایی را در مرداد سال 1384 و سپس اردیبهشت سال 1385 نپذیرفت. فرانسه از این زمان به تبع اتحادیه اروپا سیاست مذاکره و تهدید و فشار را علیه ایران تعقیب کرد. در دوره کوتاه سارکوزی این سیاست عمدتا بر عنصر فشار تکیه کرده بود اما اکنون که با عدم اقبال اعضای اتحادیه اروپا واقع شده ناگزیر به همراهی سیاست دومسیری اتحادیه بازگشته است. در نامه کوشنر ماه آبان سال جاری به همسایگان اروپایی خود این رویکرد را ملاحظه کرده بودیم اکنون با مواضع جدید فرانسه شاهد گام های نزدیک تر به سیاست اتحادیه اروپا علیه ایران هستیم.
4- دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران: در کنار موارد ذکر شده این نکته را نباید نادیده گرفت که در چند ماه اخیر دیپلماسی ایران در قبال مواضع تندرو فرانسه بسیار ظریف و زیرکانه و ماهرانه بوده است. به نظر می رسد بخشی از رفتارهای فرانسه متاثر از ابتکار دیپلماتیک ایران بوده است، زیرا در طی این مدت، تحرکات مثبت ایران در قبال فرانسه بسیار فعال بود. دیدار دکتر علی لاریجانی با وزیر خارجه فرانسه در پاریس، مذاکرات دکتر متکی وزیر خارجه ایران با همتای فرانسوی خود، دیدار دکتر ولایتی با وزیر خارجه و رئیس جمهور فرانسه و ارسال نامه رئیس جمهور ایران به سارکوزی و... بخشی از تحرکات دیپلماتیک ایران بوده که در رویکرد جدید فرانسوی ها قابل ملاحظه بوده است. اولین آثار این مسئله در موضع وزیر خارجه فرانسه بود که تمایل خود را برای سفر به تهران اعلام کرده بود. از سوی دیگر دیپلماسی ایران در قبال همکاری با آژانس نیز جنبه های دیگر تاثیرگذاری بر رفتار فرانسه داشته است. در حال حاضر سارکوزی نیز اعلام کرده است که اگر ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه انجام بازرسی دهد، مایل خواهم بود که به تهران بروم و درباره انرژی هسته ای بومی صحبت کنم. در واقع این موضعگیری می تواند به معنای بازکردن باب مراودات جدید و ارسال علایم در ایجاد فصل جدید روابط با ایران مورد تحلیل قرار گیرد.
نتیجه: به طور کلی مبنای رفتاری فرانسه، منافع ملی این کشور می باشد. همانطور که رایس وزیر خارجه آمریکا نیز ضمن درخواست سفر به تهران گفته بود ما دوست و دشمن دایمی نداریم و آنچه مسلم است این است که چه شرایطی به وجود آمد که منافع ملی فرانسه و آمریکا ایجاب می کند که به جای تهدید، مذاکره و نزدیکی به تهران را در دستور کار خود قرار دهند؟
این سوالی است که باید روی آن تامل کرد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات