بصیرت: هندسه گفتمانی کشور در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری ترکیبی از کنش ها، واکنش ها و اندرکنشهای بازیگران سیاسی و دیالکتیک ساختاری-کارکردی آن با رفتار انتخاباتی رای دهندگان است. ماشین ها ی حزبی استاندارد در جوامع مختلف با استارت موضع گیری های تصریح و تنقیح شده در قبال سیاستهای موجود وارد رالی رقابت های انتخاباتی می شوند. نوعا اعتقاد بر این است که این دست موضع گیری ها پشتیبانی طیف گسترده ای از رای دهندگان را در پی دارد و لذا جریانات سیاسی با هدف گرفتن نقطه سیاه در دارت آرای خاکستری به اعلام مواضع و منافع می پردازند. در مرحله بعد ماشین های سیاسی، نامزد و یا نامزدهایی را معرفی می کنند که نماینده مواضع و منافع اعلامی باشند.
در این میان دیالوگهای حزبی کمک شایانی به تنویر افکار عمومی و تحلیل هندسه گفتمانی کشور در آستانه انتخابات دهم می کند. به همین منظور فرصت را مغتنم شمردیم با طرح پرسشهایی از دو نامزد اصلی جبهه دوم خرداد برخی ابهامات گفتمانی را مورد واکاوی قرار دهیم.
جناب حجت الاسلام کروبی یکی از نامزدهای اصلی جبهه اصلاحات تاکید کرده اند: “در کابینه من مجاهدین و مشارکت جایی ندارند.” اما مهندس موسوی نامزد دیگردوم خرداد در ایلام هنگامی که با سوال خبرنگار روزنامه “رسالت “ درباره موضع وی نسبت به گروههایی چون مشارکت و مجاهدین که سابقه بی مهری با اندیشه امام (ره) را دارند مواجه شد این خبرنگار را دارای ذهنی بسته خواند و گفت:” نباید در خصوص احزاب قانونی به گونه ای صحبت کنیم که در مورد اسرائیل سخن می گوییم.”
با قرار دادن این دو گزاره کنار هم نتیجه منطقی این است که دوم خردادی ها به وضوح در مسیر یک کاسه کردن منافع و تالیف آنها با شکست مواجه شده اند، اما هنوز جای دو پرسش بی پاسخ از آقایان کروبی و موسوی وجود دارد که پاسخ به آنها می تواند به نوع تلقی مردم از این دو نامزد دوم خردادی و تحلیل هندسه گفتمانی کشور کمک کند.
اما پرسش از آقای کروبی به عنوان بزرگترین تجدید نظرطلب در جبهه دوم خرداد این است که اگر مخاطرات همراهی با مشارکت و مجاهدین بیش از فواید آن است -که حضرت عالی بنابر تجربه 8 سال ریاست جمهوری خاتمی، ترجیح می دهید جایی در کابینه خود برای ایشان در نظر نگیرید- پس چرا تئوریسین پروژه خروج از حاکمیت یعنی عباس عبدی و برخی افراطیون دوم خردادی را در اردوگاه خود پناه داده اید و برای آنها مجالی جهت عرض اندام تدارک دیده اید؟
پراگماتیسم افراطیون در عصر بی اقبالی دوم خرداد به طور طبیعی آنها را به سمت مهدی کروبی سوق داد اما آیا وی که با این شداد و غلاظ، مجاهدین و مشارکت را به افراطی گری متهم می کند نباید از ورود آنها ممانعت می کرد؟ آیا این طیف تا پایان این رقابت نفسگیر در کنار کروبی باقی می مانند؟ و افرادی نظیر کرباسچی، عماد الدین باقی، نیلی، عبدی، قوچانی و... چه خوابی برای کروبی دیده اند؟ و ...
ما پرسش از موسوی اینکه حمایت و نزدیکی بیش از پیش شما به مجاهدین و مشارکت اگر جنبه تاکتیکی دارد که با توجه به سوابق این جریانات بازی خطرناکی است و می تواند برای شما هزینه بر باشد؛ اما اگر نه این حمایت جنبه استراتژیک دارد با بخشی از مواضع اصولی شما مغایر است. شما اعلام کرده اید “هر فرد سالمی که می خواهد درون این نظام فعالیت سیاسی بکند باید مرز خود را با افرادی که مخالف امام(ره)، رهبری و قانون هستند مشخص کند.”
اصولگرایان نیز نمی گویند که حزب مشارکت و یا سازمان مجاهدین غیر قانونی هستند و یا اینکه از اسرائیل بدترند اما تجربه حضور خزنده این طیف در دستگاه اجرایی و تقنینی نشان می دهد که این دو حزب مرزبندی مشخصی با افرادی که مخالف امام(ره) و رهبری بودند، نداشتند. جریان دوم خرداد از آغاز تولد با یک گروه همزاد در برخی اوقات همخوان و در برخی مواضع ناهمخوان بوده است. یک جریان افراطی و برانداز از ابتدای پیدایش دوم خرداد در بسیاری از موقعیتها برای آنها هزینه بر و تهدید ساز بوده و حاضر نیست یک مرجعیت فکری و سیاسی را در بین دوم خردادی ها بپذیرد.
این جناحبندی نافرمان اشاره به یک سازمان غیر رسمی در درون جبهه دوم خرداد دارد که در نهایت منجر به چندپارگی سیاستهای حزبی و گاه بروندادهای متناقض شده است. پروژه براندازی نرم، فشار از پایین، چانه زنی از بالا، عبور از حاکمیت یا خروج بر حاکمیت، نافرمانی مدنی، تلاش برای انقلاب مخملی در ایران و حتی ایده عبور از خاتمی به این بهانه که وی محافظه کار و تدارکاتچی است، محصول بیش از یک دهه همزادی با جریان دوم خرداد است.
جای بسی تعجب است که چگونه امروز شما پس از بیست سال سکوت، دم از تداوم همکاری و همراهی با این دوحزب سیاسی می زنید که حتی به آقای خاتمی نیز وفا نکردند. اتاق فرمان خروج از حاکمیت و استعفای دسته جمعی از مناصب و پستهای حکومتی و دولتی در دوره تسلط دوم خردادی ها -که حیات سیاسی نظام را با مخاطره روبرو کرد- در دل این دو جریان شکل گرفت. رای دهندگانی که امروز همراهی و نزدیکی شما با مشارکت و مجاهدین را به نظاره و تحلیل نشسته اند با توجه به اینکه یک بار هم سابقه استعفای شما را در زمان نخست وزیری به یاد دارند، چگونه می توانند امید داشته باشند که این دو جریان بار دیگر شما را در دولت دهم مجبور به استعفا و خروج از حاکمیت نکنند و کشور را به ورطه بی ثباتی سیاسی سوق ندهند.