بصیرت: پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، آمریکا به عنوان تنها مدعی ابرقدرتی، برای گسترش سیطره خود بر جهان نیازمند تدوین استراتژی نوینی برای استعمار و استثمار بود. در دوران جدید برای اندازه گیری قدرت یک امپراتوری، دیگر تعداد مستعمره ملاک نبود و اصولا نظم نوین جهانی اجازه این شکل از استعمار را نمی داد. این بود که استراتژی «احداث پایگاه های نظامی در سرتاسر جهان» به عنوان نسخه آمریکایی استعمار و با هدف پیشبرد سیاست های کاخ سفید در کشورهای مختلف از طریق اعمال زور، در دستور کار قرار گرفت. به طوری که واشنگتن در عرض کمتر از سه دهه بیش از یک هزار پایگاه نظامی در 80 کشور جهان تاسیس کرد. مدتی این پایگاه ها در سرکوب جنبش های مردمی، روی کار آوردن و حمایت از حکومت های خودکامه و دست نشانده، و یا ساماندهی کودتاهای نظامی علیه حکومت های مردمی کاملاً موفق عمل کردند. اما هم اکنون آمریکا در دوره «گذار»ی قدم نهاده که در افق آن، از قدرت جهانی واشنگتن و ادعای ابرقدرتی خبری نیست، و جالب اینکه در این سقوط سهمگین، همین پایگاه های نظامی، نقش وزنه هایی سنگین را به عهده گرفته اند که سقوط را تسریع و تسهیل می کنند. این است که در این برهه سخن گفتن از پایگاه هایی که زمانی قرار بود ابزار استعمار و استثمار ملت ها شوند، بی وجه و بی مناسبت نیست.
1- باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا که «تغییر» را پسوند و پیشوند نامش کرده اند، برای رهایی از باتلاق عراق و افغانستان، سخن از یک استراتژی جدید به میان آورد. اما آن روزها که تیم امنیتی وی مشغول تدوین این استراتژی جدید بود، هرگز در محاسبات خود امکان تعطیل شدن حیاتی ترین پایگاه نظامی خود برای عملیاتی کردن این استراتژی را لحاظ نکرد: پایگاهی هوایی به نام «ماناس» در خاک قرقیزستان که تنها سکوی انتقال تجهیزات و تدارکات نظامی به افغانستان محسوب می شد. روس ها بلافاصله با درک اهمیت این پایگاه برای واشنگتن، آن را رگ حیاتی استراتژی جناب اوباما یافتند و برای اینکه ضربه مهلکی به حریف وارد سازند، با دولت بیشکک وارد مذاکره شدند و توانستند با وعده یک وام یک میلیارد دلاری، دولت قرقیزستان را قانع کنند که قرارداد اجاره پایگاه ماناس به نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا را تمدید نکند. هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا رسماً اعلام کرد که کشورش حاضر است اجاره بهای این پایگاه را افزایش داده و حتی برخی امتیازات دیگر را به بیشکک اعطا کند. پس از این پیشنهادات، خبر تعلیق بررسی تعطیلی ماناس روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت. اما رقبای آمریکا هم بیکار ننشستند و سرانجام توانستند امضای لایحه تعطیلی ماناس را که پیش تر در پارلمان این کشور به تصویب رسیده بود، از «قربان بیگ باقی اف» رئیس جمهور قرقیزستان بگیرند. به گفته «توماس گرم» از مدیران ارشد شورای امنیت ملی آمریکا، «کاخ سفید از بابت ماناس به قدری آسوده خاطر بود که تصور می کرد این پایگاه در ایالت کنتاکی قرار دارد و خبر بستن آن شوک عجیبی به آمریکایی ها وارد کرد.» کاخ سفید باید به فکر جایگزینی برای ماناس می افتاد.
پیش تر، تعطیلی پایگاه نظامی آمریکا در ازبکستان به دستور اسلام کریم اف رئیس جمهور این کشور، خود به خود، ازبکستان را از میان گزینه های موجود واشنگتن برای جایگزینی پایگاه ماناس حذف می کرد. مقامات جمهوری آذربایجان نیز قبل از اینکه پیشنهاد آمریکایی ها را روی میز خود ببینند، پیش دستی کرده و اعلام کردند که «جمهوری آذربایجان امکان ایجاد یک پایگاه خارجی در خاک خود را ندارد.» در توصیف گیجی واشنگتن بر اثر شوک وارد شده همین بس که زمانی رسانه های منتسب به کاخ سفید از «امکان انتقال تجهیزات به افغانستان از طریق خاک ایران»! سخن گفتند. این است که هم اکنون علامت سوال های فراوانی در مقابل امکان موفقیت استراتژی اوباما در افغانستان دیده می شود و اگر مخالفت های اعضای اروپایی ناتو با سیاست های رئیس جمهور جوان را با این بحران جمع بزنیم، او باید منتظر آغاز دور جدیدی از شکست و ناکامی در خاورمیانه باشد.
2- «مانتا» یکی دیگر از استراتژیک ترین پایگاه های نظامی واشنگتن محسوب می شود که در آمریکای لاتین قرار دارد. این پایگاه که اکوادور میزبان آن است، سال 1999، یعنی هنگامی که این کشور تحت سلطه «جمیل محواد» بود، تاسیس شد. آمریکا به کمک این پایگاه که به یک مرکز جاسوسی بزرگ تبدیل شده بود، توانسته بود کاملاً بر کشورهای آمریکای لاتین سیطره اطلاعاتی پیدا کند. اما در آن سوی دنیا نیز ناگهان ورق برگشت و سیر تحولات در خلاف جهت منافع واشنگتن پیش رفت. هنگامی که «رافائل کوره آ» از چهره های آمریکاستیز اکوادور در این کشور به قدرت رسید، یکی از برنامه های خود را پایان دادن به حضور نظامی واشنگتن در خاک کشورش اعلام کرد و سرانجام در سال جاری میلادی که قرارداد اجاره این پایگاه به اتمام می رسد، دستور خروج آمریکایی ها از خاک کشورش را به مقامات واشنگتن ابلاغ کرد.
با از دست دادن مانتا، آمریکا نه تنها یک پایگاه استراتژیک، که یک جای پای ضروری برای عملیات جاسوسی در آمریکای لاتین را از دست می دهد و این یعنی پایان سلطه اطلاعاتی کاخ سفید بر حیاط خلوت پیشین خود. در واشنگتن برای جایگزینی مانتا، تصمیم گرفته شد که از خاک پرو استفاده شود. اما کنگره پرو به شدت نسبت به این تصمیم واکنش نشان داد و آن را مغایر استقلال و حق حاکمیت ملی این کشور خواند. پس از آن، حرف و حدیث هایی در مورد احداث یک پایگاه در خاک کلمبیا بر زبان آمریکایی ها جاری شد. اما وزیر دفاع کلمبیا نیز به نحوی مسئله استقلال کشورش را پیش کشید که «این اقدام تبعات ناگواری برای روابط خارجی ما خواهد داشت. این پایگاه این ایده را تقویت خواهد کرد که تصمیمات کلمبیا وابسته به شمال است. همکاری خوب است، اما تحت شرایطی که استقلال ما حفظ شود.»واشنگتن نمی توانست به بولیوی فکر کند، چرا که به موجب تغییراتی که با تلاش «اوو مورالس» در قانون اساسی این کشور صورت گرفت و در دست تصویب نهایی است، هیچ کشور خارجی حق احداث پایگاه نظامی در این کشور را ندارد. هم اکنون به صراحت می توان ادعا کرد که دوران آمریکا در منطقه ای که زمانی جنبش جنبنده ای بدون اجازه کاخ سفید ممکن نبود، به پایان رسیده است.
3- اوضاع برای پایگاه های نظامی آمریکا در خاک دیگر کشورهای جهان نیز بهتر از این نیست. در «اوکیناوا»ی ژاپن سران محلی پایگاه نظامی آمریکا در این منطقه را ابزار باج گیری از دولت کرده اند و دولت ژاپن نیز این فشارها را مستقیماً به واشنگتن مخابره می کند. به طوری که گاه و بیگاه مردم به تحریک افراد متنفذ اوکیناوا به خیابان ها ریخته و نارضایتی خود را از حضور آمریکایی ها در خاک خود اعلام می دارند و پس از دریافت مبالغ قابل توجهی به خانه های خود برمی گردند. نشریه معتبر علمی پژوهشی روسی PONARS طی مقاله ای به آمریکایی ها پیشنهاد کرده بود که «اگر قصد ادامه حضور نظامی در ژاپن را دارد، باید هزینه های کلانی صرف آبادی شهر اوکیناوا کند تا مردم محلی راضی شوند.» در شهر «ویچنتسا»ی ایتالیا که یکی از پایگاه های نظامی آمریکا در آنجا قرار دارد، مردم هر از چندگاهی پایگاه را به محاصره خود درمی آورند و خواهان خروج آمریکا از خاک کشورشان می شوند. در ترکیه، دولت این کشور از پایگاه نظامی «اینجرلیک» به عنوان یک اهرم فشار بر واشنگتن بهره می برد. باراک اوباما در دوران تبلیغات انتخاباتی خود با فشار صهیونیست ها قول مساعد داده بود که کشورش کشتار ارامنه در سال 1915 را «نسل کشی» قلمداد کرده و دولت ترکیه را متوجه تبعات این اقدام کند. اما هرگاه این مسئله در واشنگتن مطرح شده است، آنکارا هشدار داده که در صورت هرگونه اقدامی در این خصوص، آمریکا باید به فکر جایگزینی برای پایگاه نظامی اینجرلیک باشد؛ پایگاهی که برای نیروهای آمریکایی حاضر در عراق حکم ریه ای برای تنفس را دارد. از فیلیپین نیز خبر می رسد که در دوران حضور ناوگان نظامی آمریکا در
این کشور بیش از 3 هزار تجاوز و سوء استفاده از زنان و دختران محلی گزارش شده است. حق کاپیتولاسیون برای نظامیان آمریکایی، یعنی آزادی آنها برای هر اقدامی در خاک فیلیپین، بر آتش خشم مردم این کشور از جنایات آمریکایی ها افزوده و آنها خواهان فسخ توافقنامه های موجود میان مانیل و واشنگتن هستند.
پایگاه های نظامی آمریکا فقط اهداف سیاسی و نظامی- تهاجمی را دنبال نکرده اند، بلکه در هر جا که برقرار شدند، در اطراف خود، خوی تجاوز و فساد را ترویج کردند. آمریکا نتوانسته است با تکیه بر پایگاه های نظامی، پروژه استعمار نوین را آنگونه که خود می خواست به پیش برد. نسیم استقلال در هر کشوری که وزیدن گرفته، این پایگاه ها یا به ابزار باج گیری از واشنگتن تبدیل شده و یا به سرعت تعطیل شده اند. هزینه سالانه 140 میلیارد دلاری این پایگاه ها حکایت از آن دارد که واشنگتن هم اکنون مجبور است بدون تحصیل دستاوردی، بهایی اینچنین گزاف بپردازد تا فقط «حضور» خود را و «بودن» خود را اثبات کند... تا مبادا برچیده شدن این پایگاه ها وجهه ابرقدرتی اش را خدشه دار کند.
در مورد اوضاع اسفبار اقتصادی آمریکا سخن بسیار رفته است. اما نمی توان بحران پایگاه های نظامی را از بحران اقتصادی جدا کرد. فوریه سال جاری میلادی در کنفرانسی که با هدف بررسی همین موضوع در دانشگاه آمریکن برگزار شد، «دیوید وین» برگزارکننده این کنفرانس و استاد دانشگاه آمریکن، این سوال اساسی را در آن مجمع مطرح کرد که «مردم آمریکا، مردمی که در بحران اقتصادی بی سابقه ای گرفتار آمده اند، آیا استطاعت پرداخت هزینه هزار پایگاه نظامی خارجی را دارند؟ پایگاه هایی که هر روز و هر روز بر میزان بدهی های ما می افزایند و حاصلی جز ناامن کردن آمریکا و جهان ندارند؟»اوباما ادعاهای زیادی در مورد اجرای برنامه های فقرزدایی و... دارد، اما همانطوری که «باری فرانک» از نمایندگان کنگره آمریکا می گوید: «بدون کاهش 25 درصدی بودجه نظامی پنتاگون و اختصاص آن به نهادهای دیگر، عملی کردن این برنامه ها ممکن نیست.» زمانی دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق آمریکا می گفت «اگر 200 تا 300 پایگاه خارجی خود را تعطیل کنیم، آمریکا می تواند سالانه 12 میلیارد دلار ذخیره کند.»فروپاشی اقتصادی آمریکا را یکی از مهم ترین مولفه های پایان سلطه جویی این کشور خوانده اند. به محاق رفتن پروژه استثمار و استعمار نوین آمریکا، یعنی سلطه از طریق پایگاه های نظامی، را هم باید به این مولفه ها اضافه کرد. هم اکنون عقربه های ساعت به نفع اوباما نمی چرخند. او رهبری کشوری بحران زده را به دست گرفته که دامنه این بحران خانمانسوز به مرزهایش محدود نشده است. اوباما اگر می خواهد کشورش را نجات دهد، باید خیال امپراتوری را از سر بیرون کند و اگر می تواند، دامنش را از جهان برچیند و خود را در ایالات متحده جمع وجور کند تا کمتر آسیب ببیند. اینگونه شاید خطر فروپاشی و تجزیه «ایالات متحده» که متخصصان هشدار آن را داده اند، برطرف شود.