بصیرت: سران امریکا و اروپا در چند نشست مهمى که در یک ماه اخیر برگزار شد موضوع نحوه تعامل با ایران را به بحث گذاشتند. در این نشست ها با آنکه موضوع ایران محور اجلاس نبود اما رایزنى هاى حاشیه این نشست ها به طور ناخواسته به سمت ایران کشیده شد.
اوباما و دیگر بلندپایگان غربى در این نشست ها سخنى از یک بسته سیاستى درباره ایران به میان نیاوردند اما واکنش هاى جمعى آنها حکایت از این داشت که طرف هاى غربى پس از ناکام ماندن سیاست سختگیرانه جناح بوش اکنون تمایل نسبى براى اجراى سیاستى واقعگرایانه در قبال ایران پیدا کرده اند. باراک اوباما رئیس جمهورى امریکا در اجلاس سران ناتو در استراسبورگ فرانسه در موضع گیرى جدیدى که از تفاوت لحن او نسبت به دولت بوش حکایت داشت اعلام کرد که : ایران حق دارد از فناورى هسته اى براى اهداف صلح آمیز استفاده کند و موضوع هسته اى این کشور را باید با رعایت حق حاکمیت ایران حل کرد. مقام هاى روسى که طرف اصلى رایزنى ها در زمینه موضوع هسته اى ایران در این نشست ها بودند اظهار امیدوارى کرده اند که کاخ سفید این بار روش هاى معقولانه و منطقى ترى در قبال موضوع هسته اى ایران در پیش بگیرند چنان که سخنگوى وزارت خارجه روسیه گفته است: واشنگتن قصد ندارد از مواضع مسکو در قبال برنامه هسته اى ایران فاصله بگیرد. در کنار این موضع گیرى روسیه، خاویر سولانا و دیگر سیاستمداران اروپایى بر مذاکرات مستقیم واشنگتن و تهران پافشارى کرده و حتى گفته اند که اروپا درصدد است تا الگوى همکارى چندجانبه غرب با ایران در بحران افغانستان در موضوع هسته اى نیز پیاده شود. صرفنظر از این که اظهارات و عکس العمل هاى اخیر رئیس جمهور امریکا یک تاکتیک است یا استراتژى ، آنچه روشن است جبهه غرب پس از سپرى شدن هشت سال کشمکش پرهزینه و بدون نتیجه نومحافظه کاران امریکا با ایران به این باور رسیده اند که تداوم سیاستى که محور آن «مهار یا انزواى ایران » بود در خاورمیانه جدید امکان ناپذیر است.
ایالات متحده قبل از اوباما همه ابعاد سیاست مقابله با ایران را تجربه کرد از تغییر رژیم تا تهدید مستقیم نظامى و محاصره اقتصادى / نقطه اوج این سیاست ها قطعنامه هاى چهارگانه اى بود که شوراى امنیت سازمان ملل با اعمال فشار مستقیم امریکا علیه ایران تصویب کرد اما اکنون اغلب دولتمردان غرب و در رأس شان خاویر سولانا مسئول سیاست خارجى اروپا اذعان مى کند که این قطعنامه ها نتیجه اى جز افزودن بر بار تنش هاى سیاسى در پى نداشته است. به باور اغلب ناظران ، عامل کلیدى در تغییر ظاهرى نگاه سیاسى غرب، نقش برترى است که ایران در معادلات سیاسى خاورمیانه کسب کرده است. در این باره کافى است به برآوردهایى که مؤسسات تخصصى امریکا در امور خاورمیانه منتشرکرده اند نگاه شود در همه این برآوردها بر این نکته تأکید شده است که گردش اوضاع سیاسى در افغانستان ، عراق، لبنان و فلسطین به نفع ایران بوده است. حریفان منطقه اى ایران در این بحران هاى چهارگانه مشروعیت و نفوذشان از دست رفته است. گویى دست اندرکاران سیاست خارجى غرب به این توصیه متفکران شان گوش فراداده اند که در صورت شکست اندیشه «تقابل» در میدان مواجهه با حریف، آلترناتیو دیگرى جز کنار آمدن و سیاست تعامل وجود ندارد. البته نباید از نظر دور داشت که پیگیرى رویکرد تعامل از سوى گروه غرب در قبال ایران به اندازه سیاست تقابل آسان نیست زیرا این سیاست بویژه در داخل بلوک غرب با مخالفان قدرتمند روبه رو هستند که لابى یهود قویترین رکن مخالفان است. از سوى طرف ایرانى سیاست تعامل همواره مورد استقبال قرار گرفته است. چنان که مسئولان دیپلماسى تهران در روزهاى اخیر تأکید کرده اند، ایرانى ها به تناسب گام هاى مثبت طرف هاى غربى آهنگ سیاست خویش را تنظیم خواهند کرد. اما هنوز هیچ گامى عملى از سوى غرب برداشته نشده است