جواد صحرایی رستمی
حافظه تاریخی ملت ،روزهایی را که بانوان ایرانی با شروع جنگ همه جانبه متجاوزان منطقه ای و بین المللی، پا در عرصه های نبرد گذاشتند، را فراموش نخواهد کرد. بی تردید با تکیه بر چنین پیشینه پرافتخاری بوده که این طیف، در وصیت نامه سیاسی- الهی رهبر نهضت - امام خمینی(ره) - از وجاهت والایی برخوردار است:
«ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و هم دوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند.»
با گذشت کمتر از نیمی از عمر جنگ، با تدابیر صورت گرفته از سوی فرماندهان ارشد سپاه، جمعیتی از همسران جوان فرماندهان سپاه با متوسط سنی زیر بیست سال، پای در مناطق نزدیک به فضای جبهه نهادند. به اقتضای ضرورت حضور مداوم و مدیریت کارآمدتر جنگ، امکان حضور فرماندهان عملیاتی و ستادی لشکرها در پشت جبهه و همراهی آن ها با خانواده هایشان، همچون سایر رزمندگان فراهم نبوده لذا جهت جبران این نقیصه و رفع دغدغه فرماندهان ارشد سپاه، همسران و فرزندان آن ها، با هجرت از مناطق دور و نزدیک کشور در شهرک های وابسته به سپاه و یا ساختمان های استیجاری نزدیک به مناطق جنگی ( هتل قیام اهواز، پایگاه شهید بهشتی اهواز، گلف، مریوان و...) اسکان داده شدند که باید اذعان داشت این تدبیر اتخاذ شده در مقطع زمانی خود، عمق روانشناسی مدیریت کلان جنگ را به نمایش می گذارد که در جای خود قابل بررسی و تأمل کارشناسانه است.
حضور چندین ساله این عزیزان در این مناطق با مشقات طاقت فرسایی چون (سختی غربت، تهدیدات هر روزه جنگنده های عراقی، التهاب شنیدن خبر شهادت و یا مجروحیت همسران، افت تحصیلی و آموزشی فرزندان ناشی از تغییر مداوم شهرها و به تبع آن مدارس) همراه بوده که متأسفانه با گذشت دو دهه از پایان جنگ، تدبیری ویژه و مجزا از سوی مدیریت سپاه برای بررسی تبعات روانی حاصل از حضور خانواده ها در آن شرایط زمانی و انجام تمهیدات موثر جهت کاهش تبعاتی که مختصات اندک آن در نوشتار برشمرده شده، منظور نشده است.
راقم سطور در این نوشتار بر آن است در گام نخست به شکلی گذرا و تنها در مقام یادآوری و گاه تلنگری اندک به این موضوع اشاره کرده و حجم عمده نگارش خود را به اهمیت تقدیر ویژه و هدف مند از این طیف انگشت شمار که به واقع تمثال مقاومت و حماسه این مرز و بوم اند و ایثارگری آن ها بر کسی پوشیده نبوده و قلم عاجز است از شرح همه آن ها، اختصاص دهد.
عنایت به این نکته را نباید از خاطر دور نگاه نداشت که اگر تقدیری نیز در مناسبت های خاص از این عده سامان پذیرفته، این تقدیر به واسطه مجزا نبودن و فقدان جایگاهی ویژه در نگاه کلان سازمان ها و مراجع ذی ربط ، تنها بسان بارقه ای درخشیده و محو گشته و این چنین مرتبت واقعی این جمعیت اندک سرشار از شعور و حماسه، در جریانات تحولات اجتماعی و همچنین در دفتر تاریخ حماسه و مقاومت کشور مغفول مانده است.
در فراز پایانی نوشتار، توجه خوانندگان محترم را به اهمیت شگرف و ممتازی که غربیان در خصوص تقدیر از گروه کوچکی از بانوان که در جنگ جهانی دوم، اقدام بسیار ناچیزی را در مقایسه با ایثارگری و شهادت طلبی بانوان غیرت مند ایرانی در مقطع جنگ از خود به یادگار نهاده اند، جلب نموده و نباید فراموش کنیم، گاهی وقت ها غربیان بنا به انجام بعضی از اقدامات صرف نظر از نگاه مادی و یا غیر مادی در خور ستایش اند و باید پذیرفت که برخی اقدامهای آن ها قابل توجه و تامل است و رهنمود مقام معظم رهبری نیز خود به تنهایی موید این مدعا است:
«ببینید! فرهنگ غرب، مجموعه ای از زیبایی ها و زشتی هاست.هیچ کس نمی تواند بگوید، فرهنگ غرب یکسره زشت است نه، مثل هر فرهنگ دیگری،حتما زیبایی های هم دارد.ما در مقابل هر فرهنگی که قرار می گیریم، به طور طبیعی تا آن جا که می توانیم باید محسنات آن را بگیریم و چیزهایی که به نظر، منافات دارد، آن را رد کنیم، این اصل کلی است.»
و اما مطلب حاکی از این حقیقت است که بعد از گذشت قریب به هفت دهه از جنگ جهانی دوم ، طی مراسمی با حضور مقامات نظامی، سربازان ، سربازان پیشین، دوستان در «مقر بنای یادبود زنان ارتش آمریکا » - واقع در آرامگاه ملی «آرلینگتون»،« نزدیک واشنگتن دی سی »- از سه تن به نمایندگی از 855 زن سیاه پوست عضو WAC (ارتش زنان ایالات متحده ) که ارتش را در امر دسته بندی کردن میلیون ها کارت ، نامه و بسته های ارسالی به سربازان آمریکایی مشغول خدمت یاری رساندند، قدردانی به عمل آمده است و یک هفته بعد نیز طی مراسم دیگری با حضور « میشل اوباما » - بانوی اول - مراسم قدردانی به عمل آمده و او در آن مراسم ، عبارتی این گونه را بر زبان جاری ساخته است: «این زنان و هزاران زن دیگر، معیارهایی برای ارائه کار برتر که زنان در حال خدمت امروز را قادر به پذیرفتن مسئولیت های بزرگ تری می سازد، از خود به جای گذاشتند.»
قضاوت نهایی را بر عهده گرامیان می گذارم.