صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۸۶۷۳۷

احزاب سیاسی ایران (بخش سوم)


مرتضی صفارهرندی
نهضت مطالبه «عدالتخانه» یک شورش بر وضع موجود بود که با پشتوانه بن مایه های دینی و اقتدار معنوی روحانیت برپا شد. اما در سال های پیش از آن، کلیشه ای از الگوهای عدالت خواهی مطرح شده در غرب، در محافل سری ایران مورد بحث قرار می گرفت. حرکتی که بعدها نام «مشروطیت» بر آن نهاده شد، طغیانی در برابر استبداد سیاسی قاجار بود. اما به طور طبیعی آنچه می توانست عامه مردم فلاکت زده و غوطه ور در فقر را به سوی خود بکشاند، صداهایی بود که عدالت اقتصادی را فریاد می کرد. بدین ترتیب اولین انجمن های غرب گرا با شعار سوسیالیسم پا به عرصه اجتماع نهادند.
انجمن ملی، دارای یک هسته مرکزی بود که «کمیته انقلاب» نامیده می شد. این کمیته که افرادی مثل حسینقلی خان نواب، مساوات، سلیمان میکده، جهانگیر صور اسرافیل، سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین در آن عضویت داشتند، با سوسیال دموکرات های قفقاز، در ارتباط بود. سوسیال دموکرات ها همان گروهی بودند که بلشویک ها با انشعاب از آنها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را تشکیل دادند. تمایل اولین حلقه های روشنفکری - که در میان آنها وعاظ تجددگرایی مثل ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ اصفهانی نیز حضور داشتند - به سوسیالیسم، تا حدی تأمل انگیز است. چرا که سیدجمال الدین اسدآبادی به عنوان شخصیتی که می توان او را الهام بخش عموم روشنفکران آن دوران محسوب کرد، در کتاب رساله «نیچریه» خود سوسیالیسم را با شدت هر چه تمام تر مورد انتقاد قرار داده و از آن به عنوان «افکار مفسدانه» یاد کرده بود. سیدجمال درباره سوسیالیست ها هشدار می داد که «احزاب آنها بسیار شدند و در تمامی اقطار ممالک «اروب» (اروپا) منتشر گردیدند. خصوصاً مملکت روسیه و بلاشبهه اگر این طوائف قوت بگیرند موجب انقراض و اضمحلال نوع انسانی خواهند شد.»
آنچه در آن زمان بیش از هر چیز سیدجمال را از سوسیالیسم نگران ساخته بود گرایشی از سوسیالیسم بود که اجتماعی گری را تا نظام اشتراکی جنسی پیش برده بود. اما اولین سوسیالیست های ایران، ادعای برقراری مساوات اقتصادی در سوسیالیسم (به عنوان متاع نظری عدالت اقتصادی اروپایی) را دستمایه خوبی برای جذاب هوادار از میان توده های درمانده و تهیدست یافته بودند. علاوه بر این، همگان به کتاب سیدجمال که در پاسخ به یک معلم ریاضی مدرسه ای در حیدرآباد دکن هندوستان نگاشته شده بود دست نیافته بودند.
سوسیال دموکرات های قفقاز دارای یک حزب محلی به نام «همت» بودند و یکی از آنها به نام حیدرخان عمواوغلی حزبی به نام «اجتماعیون عامیون» را در آنجا تشکیل داده بود. حیدر عمواوغلی همچنین یک کمیته سری به نام مرکز غیبی در تبریز و سپس حزب اجتماعیون عامیون (ترجمه فارسی سوسیال دموکرات ها) را در تهران تشکیل داد که دو واعظ متجدد آن دوره یعنی ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ اصفهانی به آن پیوستند. این حزب در مشهد نیز فعالیت خود را به محوریت محمدتقی بهار (ملک الشعرا) و سیدابراهیم میلانی، آغاز کرد.
نکته عجیب دیگر از این دوره غفلت روحانیون عضو انجمن ملی و حزب اجتماعیون عامیون از نوع نگاه اعضای اصلی این دو تشکل نسبت به روحانیون است. یحیی دولت آبادی عضو موثر این دو تشکل سیاسی کسی بود که پس از موفقیت مرجعیت شیعه در لغو امتیاز تنباکو از این که دخالت «اضطراری» میرزای شیرازی باعث ادامه دخالت روحانیت در سیاست شود، ابراز نگرانی کرده بود.
او در ابتدای حرکت روحانیت و مردم برای تأسیس «عدالتخانه» یا «مجلس مشورتی حکومتی» نقش رساندن نظرات سفارت انگلیس به علمای متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم را ایفا می کرد. دولت آبادی و حسینقلی خان نواب (دیگر عضو کمیته انقلاب و حزب اجتماعیون عامیون) همچنین کسانی بودند که پس از پناهنده شدن چند تاجر به سفارت انگلیس، بیشترین تلاش را برای گسیل تجار، اشراف منورالفکر، مردم کوچه و بازار و حتی برخی از طلاب مدارس علمیه به سوی سفارت انگلیس و ترتیب دادن تحصن و دیگ های پلو مشهور در این مکان را داشتند. مسئله، به نشستن مردم بر سر سفره اطعام سفارت دولت استعمارگر انگلیس منحصر نمی شد، بر اساس برخی اسناد در حالی که علمای بست نشسته در قم (به دنبال تحصن حضرت عبدالعظیم) ایده تشکیل «مجلس عدالت» و سپس «مجلس مشورتی حکومتی» را مطرح ساخته بودند، شارژ دافر با استفاده از نفوذی که بر افرادی مثل دولت آبادی و حسینقلی خان نواب داشت، خواسته ناشناخته ای به نام کنستیتوسیون (یا همان مشروطه) را در نامه متحصنان سفارت به شاه گنجاند. متحصنان سفارت انگلیس حتی با رد حکم شاه مبنی بر پذیرش خواسته علما یعنی تشکیل «مجلس مشورتی حکومتی» خواستار تصریح شاه بر لفظ مشروطه شدند.
این مفهوم سازی زمینه را برای انحراف نهضت عدالت خواهانه مردم در مراحل بعد فراهم کرد.
البته آنچه در ابتدا از مفهوم مشروطه به عوام و خواص عرضه شد، با آنچه اولین عرضه کنندگان آن یعنی دست اندرکاران برپایی تحصن سفارت انگلیس اراده کردند، فاصله ای از زمین تا آسمان داشت. تعریف آیات عظام آخوند ملاکاظم خراسانی و ملاعبدالله مازندرانی از مشروطه - که فتوای وجوب التزام مسلمین به آن را داده بودند - چنین بود:
«حقیقت مشروطیت و آزادی ایران عبارت است از عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین منطبقه بر احکام خاصه و عامه مستفاد از مذهب و مبتنیه بر اجرای احکام الهیه و حفظ نوامیس شرعیه و ملیه ومنع از منکرات اسلامیه و اشاعه عدالت و محو مبانی ظلم و سد ارتکابات خودسرانه و صیانت بیضه اسلام و مسلمین.» اما تغییری که سیدحسن تقی زاده (عضو برجسته حزب اجتماعیون عامیون و از رهبران اکثریت در اولین دوره مجلس شورای ملی) از مشروطیت داشت چیزی کاملاً متفاوت بود. او اعتقاد داشت: «مشروطیت را در جاهای دیگر دنیا به زحمات چندین ساله اختراع کردند و چون هر چیز اختراعی را بخواهیم از مأخذش برداریم باید با تمام جزئیات آن برداریم.» براساس همین تعریف بود که احمد کسروی در سال های بعد در کتاب «تاریخ مشروطه ایران» چنین نوشت: «خراسانی و مازندرانی از معنای درست مشروطه و ناسازگاری که با آن شریعت خواستی داشت، آگاه نمی بودند.»
خلاصه کلام این که اولین حزب ایرانی یک حزب چپ گرا و داعیه دار برقراری عدالت اقتصادی بود که بنیان آن با نقش آفرینی و نفوذ ابرقدرت جهانخواری مثل انگلیس نهاده شده بود و از بن دندان با نقش آفرینی اسلام در صحنه اجتماع مخالفت داشت. دریغا که بسیاری از اعضا و هواداران پاکدل آن خیلی دیر به این واقعیت پی بردند و یا هیچ گاه بر آن وقوف نیافتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات