صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۸۶۷۹۱

اندیشه سیاسی مسلمانان (بخش سوم)


همان طور که در شماره پیشین ذکر شد، فهم درست اندیشه های سیاسی مسلمانان به فهم صحیح اصول و مبانی تفکر سیاسی تشیع و تسنن بستگی دارد. در قسمت قبل با برخی از مبانی اندیشه سیاسی شیعه از قبیل اعتقاد به اصل امامت، عدل الهی، استمرار اجتهاد و اعتقاد به جهاد و شهادت به صورت اجمال آشنا شدیم. اینک در این شماره ضمن تکمیل این اصول از منظر تفکر شیعی، در ادامه به مبانی اندیشه سیاسی اهل سنت خواهیم پرداخت تا در پرتو این مبانی و مفاهیم مشترک یاد شده در شماره های گذشته، از هفته های آتی به صورت مصداقی، رئوس فصل های مهم اندیشه سیاسی برخی از اندیشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم.
4- انتظار و رجعت از عقاید خاص شیعه می باشد. «انتظار» در لغت به معنای چشم به راه بودن و چشم به راه داشتن است و منظور چشم به راه بودن ظهور امام زمان (عج)می باشد که به اعتقاد شیعه زمانی که جهان پر از ظلم و جور شده است، ظهور می کند و زمین را پر از عدالت و خوبی ها می نماید. «رجعت» در لغت به معنای بازگشت و نیز بازگشت به دنیا است و در اصطلاح ، به مفهوم اعتقاد به بازگشت امامان معصوم (علیه السلام) و دو گروه از مسلمانان و کافران محض پس از ظهور ولی عصر (عج) می باشد. بنابراین، تحقق رجعت به محقق شدن انتظار وابسته است و این دو از این جهت لازم و ملزوم یکدیگر محسوب می شوند.
5- جبر و اختیار از دیگر عقاید خاصه شیعه در مقابل اختیارگرایان مطلق و جبراندیشان محض است که به «امر بین الامرین» اعتقاد دارد که تأثیر مستقیم بر مسئولیت پذیر کردن حاکم جامعه در اجتماع انسانی می گذارد.
6- تقیه از دیگر ویژگی های شیعه به شمار می رود که در لغت به معنای محافظت از خویش است و در اصطلاح به مفهوم پوشیده داشتن اعتقاد از مخالفان و ترک مبارزه با آنان است. تقیه ریشه در قرآن و سنت پیامبر اکرم (ص) دارد. به دلیل دوری شیعه از حکومت در طول تاریخ، تقیه موجب حیات و بقای شیعه بوده و گرایش مسلمانان به وحدت و همزیستی مسالمت آمیز را تشویق کرده است.
اما برای بررسی مبانی اندیشه سیاسی اهل تسنن لازم است، بدانیم که اهل سنت به طور عمده از چهار مذهب فقهی شافعی، حنبلی، حنفی و مالکی تشکیل می شود و طیف وسیعی از مسلمانان در اقصی نقاط جهان به این مذاهب گرایش دارند. اگر چه مذاهب چهارگانه و فرق متعدد منشعب از آن تفاوت هایی با یکدیگر دارند، اما برخی اصول مشترک آنها را به هم پیوند می دهد. برخی از این اصول مشترک را در بعد سیاسی می توان به شرح ذیل برشمرد:
1- خلافت: به اعتقاد اهل تسنن ، پیامبر اکرم (ص) درباره جانشینی خود تصمیمی نگرفت و کسی را برای رهبری مسلمانان برای دوران پس از خود انتخاب نکرد بلکه کار تعیین خلیفه و امام پس از خویش را به دست امت سپرد. اما مردم تنها در دوره های کوتاهی از تاریخ اسلام، از حق انتخاب آزاد خلفا برخوردار بودند. در عمل مسلمانان سنی مذهب بر اساس تفسیر نادرستی که از اولی الامر داشته اند، همواره از هر دولتی که به قدرت رسیده حمایت کرده اند. البته در دهه های اخیر، برخی از علمای اهل سنت این اندیشه که اولی الامر مطلق زمامداران هستند را رد کردند.
2- شورای حل و عقد: یکی از عمده ترین روش های تعیین خلیفه در بین اهل سنت، شورای حل و عقد است. این شورا زمانی که شرایط برای انتخاب حاکم اسلامی فراهم باشد، براساس اصل مشورت اسلامی به گزینش حاکم می پردازد. البته گزینش شورا هنگامی مشروعیت می یابد که عموم مردم بر انتخاب و گزینش شورا صحه بگذارند. شورای حل و عقد سابقه ای طولانی در بین اهل تسنن دارد تا آن جا که معتقدند که اولین خلیفه پس از پیامبر (ص) توسط شورایی در سقیفه بنی ساعده تعیین شد.
3- بیعت: از شروط اساسی انتخاب خلیفه در بین اهل سنت است، به بیان دیگر، کار تعیین خلیفه صرفاً با انتخاب آن از سوی شورای حل و عقد خاتمه نمی یابد بلکه منتخب شورا نیازمند پذیرش همگانی از طریق بیعت است. از نظر مسلمانان سنی مذهب، بیعت همواره نه به معنای شایستگی حاکم برای تصدی حکومت، بلکه گاه به معنای توانایی او در اداره حکومت است.
4- جدایی دین از سیاست: اعتقاد و عمل به این مسئله که «علمانیت» یا «سکولاریسم» خوانده می شود، سابقه ای دیرین در تاریخ سیاسی اهل سنت دارد، به صورتی که مسلمانان سنی مذهب با پذیرش هر حکومتی براساس آیه اولی الامر، عملاً دین را در خدمت سیاست قرار داده اند. این مسئله پذیرش علمانیت جدید را به شکل غربی در جهان سنی مذهب فراهم آورد، به شکلی که در واکنش نسبت به بحران خلافت در امپراتوری عثمانی، علی عبدالرازق اسلامی بودن خلافت را غیر ضروری دانست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات