صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۶۷۹۳

جنگ عراق ؛ پرهزینه و بیهوده*


بصیرت: ایالات متحده آمریکا تاکنون جنگ های کوچک و بزرگ فراوانی را تجربه کرده است ولی به اعتقاد تحلیلگران آمریکایی هیچ جنگی به اندازه جنگ عراق برای این کشور در زمینه های مالی، معنوی و حیثیتی پرهزینه و بی نتیجه نبوده است. برای مثال، جنگ های داخلی آمریکا بیش از چهارسال به درازا نکشید. آمریکا دوسال دو ماه درگیر جنگ اول جهانی و سه سال و هشت ماه درگیر جنگ جهانی دوم بود. جنگ کره برای آمریکا، سه سال و یک ماه طول کشید. این در حالی است که هم اکنون جنگ عراق وارد ششمین سال خود شده و آمریکا مجبور است نزدیک به 150هزار نیروی نظامی رسمی و نزدیک به همین تعداد، نیروی امنیتی با یونیفرم غیررسمی در عراق نگهداری نماید. انجام روزانه هزاران پرواز عملیاتی به منظور تأمین امنیت نیروهای مستقر در زمین و دریا، و پرداخت هزینه های بیش از 100هزار نیروی بومی شبه رسمی عضو شوراهای بیداری، تنها بخشی از هزینه های سرسام آور آمریکا در عراق است. براساس برآوردهای تحلیلگران، در سال 2008 آمریکا به طور میانگین هفته ای 9میلیارددلار در عراق هزینه نظامی داشته است. کنگره آمریکا فقط برای سال 2008 مبلغ 845میلیارددلار برای عملیات نظامی، بازسازی، مخارج سفارت و تقویت امنیت پایگاه های آمریکا در عراق و افغانستان بودجه تصویب کرده است. این در صورتی است که «جرج بوش» رئیس جمهور وقت آمریکا شش هفته پس از اشغال عراق، جنگ را به صورت رسمی پایان یافته اعلام کرده بود. گویا بوش سقوط «صدام» را به منزله پایان مأموریت در عراق پنداشته بود. این خوش بینی ساده لوحانه در برآورد هزینه های عملیات نظامی آمریکا در عراق نیز به چشم می خورد. برای مثال، «رونالد رامسفلد»، وزیر دفاع وقت آمریکا، و «مچ دانیلز» مدیر برنامه و بودجه، هزینه حمله به عراق را حدود 50تا 60میلیارددلار برآورد کرده بودند. البته به عقیده آنها، بخش قابل توجهی از این هزینه نیز باید توسط کشورهای دیگر تأمین می شد. بقیه اعضای کابینه نیز رقم هایی در همین حدود و حتی کمتر تخمین زده بودند. «لاری لیندسی» مشاور اقتصادی رئیس جمهور آمریکا گفته بود، این جنگ 200میلیارددلار هزینه دربردارد. رامسفلد با انتقاد از برآورد لیندسی، آنرا بسیار بادکرده و غیرواقعی توصیف کرده بود! حتی کسانی مانند «پل ولفویتز» اصرار داشتند که هزینه های بازسازی بعد از جنگ را می توان با فروش نفت عراق تأمین کرد.
جنگ عراق از لحاظ حیثیتی برای آمریکا یک تراژدی کامل بوده است. بوش هدف خود از حمله به عراق را ایجاد یک دموکراسی در آن کشور و به دنبال آن استقرار دموکراسی در خاورمیانه و برقراری صلح بین فلسطینی ها و اسراییل می دانست. اکنون شش سال از حمله آمریکا به عراق گذشته است و نه تنها خاورمیانه دموکراتیک شکل نگرفته است، بلکه از عراق مرفه و ثبات نیز خبری نیست. امروزه دیگر این ادعا که تهاجم به عراق، دموکراسی را به ارمغان می آورد و تغییرات دموکراتیک را در خاورمیانه درپی خواهد داشت، به یک شوخی شباهت پیدا کرده است.
هر چند عراقی ها در زمینه صدام نیز در مشقت و بدبختی بودند، اما اکنون زندگی برای عراقی ها به مراتب سخت تر شده است. راه ها، مدارس، بیمارستان ها، کارخانه ها، مساجد، منازل، موزه ها و مراکز تاریخی و تفریحی تخریب شده اند. دستاورد اشغال عراق برای مردم این کشور بین 750هزار تا 500/1هزار کشته در جنگ های مستقیم، درگیری های قومی و مرگ و میر ناشی از کمبود امکانات، صدها هزار مجروح ومعلول و گرفتار شدن عراق در مخاصمات فرقه ای، قومی و مذهبی بوده است. شرایط فلاکت بار اقتصادی در عراق همچنان ادامه دارد. در بغداد که طبعا رسیدگی به آن بیشتر از جاهای دیگر است، مردم حداکثر شش ساعت از نعمت برق برخوردارند. قطع آب، به ویژه فقدان آب آشامیدنی، وضع زندگی را برای مردم طاقت فرسا کرده است. وضعیت بهداشتی به دلیل به هم ریختگی مدیریت شهری، فرار کادرهای پزشکی و پیراپزشکی (به خاطر ناامنی ها) و نبود امکانات در مراکز درمانی و بهداشتی، اسفناک بوده و نرخ مرگ و میر، خصوصا در میان نوزادان، به طرز فاجعه باری بالا است. استفاده اشغالگران از اورانیوم ضعیف شده و سایر مواد خطرناک ناشناخته در سلاح های به کار گرفته شده در طول جنگ با نیروهای بعثی و در مبارزه با نیروهای مقاومت، موجب آلودگی وسیع آب ها، زمین های کشاورزی و مراتع شده و رشد سرسام آور بیماری های خطرناک، ناشناخته و افزایش تولید کودکان ناقصه الخلقه را درپی داشته است.
هزینه های مالی آمریکا بابت جنگ عراق تاکنون بالغ بر سه هزار میلیارد دلار شده و این کشور متقبل بیش از 4250 کشته و 58هزار مجروح و معلول از نظامیان و بیش از 1000 نفر کشته و شمار بسیار بیشتری مجروح از میان عناصر امنیتی شده است. 100هزار تن از سربازانی که تاکنون از میدان نبرد درعراق بازگشته اند، از مشکلات روحی و روانی جدی رنج می برند که برخی از مشکلات آنان، برای همیشه باقی خواهد ماند.
افزایش تنفر ملل مختلف، به ویژه ملت های خاورمیانه، از آمریکا، خسارت بس بزرگتری برای این کشور است که در بلندمدت شاید برای آمریکا فاجعه بار باشد. تنفر از آمریکا حتی در کشورهای متحد آمریکا نیز افزایش بی سابقه ای یافته است. براساس برخی نظرسنجی ها، افکار عمومی در این کشورها، آمریکا را برای صلح جهانی از کره شمالی (که آمریکا آنرا محور شرارت خوانده است) خطرناکتر دانسته است. مردم عراق نیز نه تنها نظامیان آمریکایی را نیروهای آزادیبخش نمی دانند، بلکه شعار «اخراج اخراج یا محتل» (ای اشغالگر از عراق خارج شو!) به یک شغار فراگیر در میان مردم عراق تبدیل شده است.نظرسنجی ها از آن حکایت دارد که 70درصد مردم عراق خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند.
یکی از بهانه های آمریکا برای حمله به عراق، انهدام سلاح های کشتار جمعی در این کشور و مقابله با تروریسم بود. اما بررسی های گسترده در سراسر عراق بی اعتباری این ادعا را ثابت کرد. از سوی دیگر، هیچ ارتباطی بین حکومت سرنگون شده عراق و القاعده وجود نداشت. برعکس، حضور اشغالگران در عراق، این کشور را به سرزمینی برای رشد سازمان های مختلف تروریستی تبدیل و یک دور باطل در عراق ایجاد کرد. دوری که براساس آن، سازمان های تروریستی مشروعیت خود را مقابله با اشغالگری تعریف می کنند و متقابلا، اشغالگران نیز مأموریت خود را سرکوب تروریست ها می دانند. این در حالی است که مردم بی گناه عراق، قربانیان اصلی این دور باطل از هر دو سو بوده و هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات