صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۸  ، 
کد خبر : ۸۶۸۷۳

میرحسین و اصلاح‌طلبان/حبیب ساسانی


بصیرت: با قطعی شدن ورود میرحسین موسوی به انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو و اعلام انصراف خاتمی به نفع وی و همچنین اصرار کروبی مبنی برحضور در صحنه و عدم کناره‌گیری به نفع کاندیدای خاص، جریان اصلاح‌طلبی دچار تشتت و پراکندگی در له یا علیه کاندیدای مطلوب گردیده است . این بدان معناست که اصلاح‌طلبان علی‌رغم تبلیغات گسترده رسانه‌ای و ژورنالیستی و هدایت بخشی از افکار عمومی به سمت جریان اصلاح‌طلبی و تلاش برای ایجاد موج همانند سال 76 از خلاء انسجام فکری و برنامه‌ریزی برای اداره جامعه حتی با فرض پیروزی در انتخابات دهم رنج می‌برند. نتیجه بدیهی آن نیز گرفتار شدن نظام اجرایی کشور برای یک دوره چهارساله دیگر دردام سیاست بازی‌های اصلاح طلبانه و درگیر نمودن مدیریت‌های اجرایی به مباحث ناکارا و در نهایت خلل در روند خدمت‌رسانی و توسعه‌یافتگی کشور است .
اما آنچه در این میان شایان توجه است گرایش لایه‌هایی از جریان اصلاح‌طلبی به سوی میرحسین موسوی و مصادره نمودن وی به نفع جریان اصلاح‌طلبی است . این امر سبب گردیده است تا افکار عمومی و بخشی از اصولگرایان نسبت به میرحسین موسوی در حالت شک و ابهام به سر برند . از یک سو سابقه میرحسین در دهه اول انقلاب و گذراندن کشور از بحرانهای ناشی از جنگ و مدیریت آن درمقطع زمانی این دهه، خاطره خوبی را برای مردم و نیروهای انقلابی دهه اول به جا گذاشته است و از طرفی دیگر فعالیتهای سیاسی چند دهه اخیر برای انتخابات ریاست جمهوری و حضور افراطیون ساختارشکن و رادیکال جریان دوم خرداد در اطراف میرحسین نوعی از شک و بی‌اعتمادی را باعث گشته است. بلا تردید مشخص نکردن نسبت میرحسین با لایه‌های افراطی و مرزبندی قائل نشدن با این گروهها حمایت طرفداران احتمالی اصولگرایان معتدل را از دست خواهد داد. سوالی که در این باره مطرح می‌شود این است که اصلاح‌طلبان برچه اساسی و با چه استدلال‌ها و پیش فرض‌هایی از میرحسین حمایت نموده و از وی به صراحت به عنوان کاندیدای موردنظر بخشی از این جریان نام می‌برند. سه فرض را می‌توان برای پاسخگویی به این سوال در نظر گرفت:
فرض اول: میرحسین دهه اول انقلال با میرحسین دهه چهارم تفاوت دارد. میرحسین انقلابی به میرحسین اصلاح‌طلب از نوع دوم خردادی تبدیل گشته است . اما افکار عمومی هنوز به این واقعیت پی نبرده و تنها لایه‌هایی از جریان اصلاح‌طلبی که قرابت بیشتری با وی دارند به این باور و اطمینان رسیده‌اند لذا به محض اعلام کاندیداتوری وی وارد صحنه شدند و از وی حمایت نمودند. علی‌الخصوص اینکه کنار رفتن خاتمی به نفع وی طرفداران پروپا قرص اصلاح‌طلبان را به حامیان جدی میرحسین تبدیل خواهد کرد.فرض دوم : اصلاح‌طلبان از سرناچاری و تنها با هدف شکست احمدی‌نژاد در انتخابات و با این پیش فرض که جایگاه میرحسین در میان قاطبه مردم کماکان همان جایگاه دهه اول انقلاب است و می‌تواند بسیج مردمی را نیز با خود به همراه داشته باشد به وی روی آوردند. اگرچه بسیاری از اصلاح‌طلبان میرحسین را اصلاح‌طلب نمی‌دانند اما مصلحت سیاسی‌شان اقتضا می‌کند که همراه با خاتمی در کنار وی باشند.
فرض سوم: رقابتهای درون حزبی و لجاجت‌های سیاسی جریان دوم خرداد با یکدیگر که گاه به انکار هم منجر می‌شد و ترس از ابتلا به سرنوشت انتخابات سال 84 ، مجلس شورای اسلامی دوره هشتم و سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا آنها را به سمتی هدایت کرده تا از یک سو بتوانند مقبولیت و مشروعیت از دست رفته را دوباره بازیابند و از سوی دیگر از انشقاق و شکاف بیشتر میان سردمداران اصلاح‌طلبی جلوگیری به عمل‌ آید تا از ناامیدی و مایوس شدن لایه‌های زیرین اصلاح‌طلبان جلوگیری به عمل آید.فرض چهارم: از میرحسین به عنوان ابزاری برای چانه‌زنی و فشار برنظام استفاده کنند و در صورت عدم همراهی میرحسین طرح عبور از وی را با هدف ایجاد چالشی دیگر برای نظام بهره ببرند. البته این رویکرد متعلق به لایه‌های افراطی جریان دوم خرداد است.به نظر می‌رسد موضع‌گیریهای میرحسین از سخنرانی در مسجد نازی‌آباد تهران گرفته تا کنفرانس مطبوعاتی فروردین سال جاری و همچنین حضور اصلاح‌طلبان از اعتدالیون گرفته تا افراطیون تائید کننده مدعای راقم سطور باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات