فتحالله پریشان
شناخت شخصیت و افکار متفکران بزرگ در هر رشته علمی امر مطلوبی است که ضمن مددرسانی به فهم درست آن علم و منشأ تاریخی اش، به درک صحیح از میراث علمی گذشتگان و بازسازی عملیاتی آن برای استفاده امروزی در جهت پاسخ به مسائل مطروحه نیز، یاری می رساند. در این میان کسانی که با تلاش خستگی ناپذیر و روحی متتبع توانستند سنت یا قاعده ای علمی را برای اولین بار تأسیس نمایند، ارزشی مضاعف پیدا می کنند.
ابونصر محمد فارابی الطرخانی که نامی آشنا برای محققان حوزه اندیشه سیاسی اسلامی است، به دلیل وجه تأسیسی که در فلسفه سیاسی اسلامی دارد، گزینه مناسبی برای گشودن برنامه مطالعاتی آشنایی اجمالی با «اندیشه سیاسی مسلمانان» محسوب می شود. مطابق رهیافت تئوری بحران، آرای متفکران مسلمان در هر دوره نگاه به شرایط عصر خویش داشته و به یک معنا پاسخی به مسائل و نابسامانی های زمانه یا طرحی برای سامان اوضاع جامعه بوده است و از این منظر ، چون شرایط و بحران هر زمانه ای متفاوت از زمانه دیگر است طبعاً اندیشمندان مختلف نیز در مواجهه با موضوعات و دغدغه های سیاسی پاسخی متفاوت به بحران ها داشته اند.
اما پاسخ همه اندیشمندان مسلمان در درون الگوی اسلامی و در متن باورها و دغدغه های نسبتاً مشابه روییده است. در بحث بررسی اندیشه سیاسی فارابی پس از نگاهی به زندگی نامه این اندیشمند، درصدد پاسخ دادن به این سوالات هستیم که اوضاع و احوال زمانه فارابی با زمینه های محیطی خاص در تکوین شخصیت وی چه تأثیری داشته و ابتناء فلسفه سیاسی معلم ثانی به چه اصول و مبانی بوده و بر اساس آن ، سازمان سیاسی و حکومت در اندیشه سیاسی وی چه جایگاهی دارد؟
ابونصرفارابی در 521 ش / 259 ق در روستای وسیج در فاراب ترکستان از بلاد ماوراء النهر به دنیا آمد. شغل پدرش لشکری بود. از جوانی ذوق تحقیق و فراگرفتن فلسفه داشت و در طلب استاد و راهنما از این دارالعلم به آن مدرسه می رفته است. وی در حدود چهل سالگی به بغداد که در آن زمان مرجعیت علمی داشت، رهسپار شد و با این که از علوم صرف، نحو، فقه و حدیث بهره ها داشت اما هنوز در منطق و فلسفه مطالعات چندانی نداشت.
به رغم اینکه از جزئیات حوادث زندگی فارابی همانند بسیاری از مفاخر و مشاهیر اسلامی اطلاع چندان موثقی در دست نیست اما بسیاری از آثار فکری و مطالعاتی وی در دسترس می باشد و همین امر کمک زیادی در شناخت زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمانه وی می نماید. فارابی حدود 10 سال آخر عمر را در حلب و دمشق به سر برده و شاید به مصر رفته باشد. وی درسن 80 سالگی به سال 339 ق در دمشق وفات یافت و سیف الدوله حمدانی برجنازه وی نماز خواند و او را با عز و احترام تمام به خاک سپرد. از جمله دلایل شیعه بودن فارابی علاقه مفرط وی به فلسفه است- از موسسین فلسفه اسلامی است- در حالی که عقاید اهل تسنن با فلسفه سازگاری ندارد و واقع شدن مرگ وی در خاندان شیعی حمدانی نیز در استنادات شیعه بودن وی مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است.
فارابی به تحصیل ، تألیف و تدریس علم به ویژه در زمینه فلسفه و منطق عشق می ورزید به گونه ای که کوشش وافر وی در ترجمه، تصحیح و تفسیر آثار افلاطون، ارسطو و نوآوری در فلسفه موجب شد که وی را «معلم ثانی» بنامند و «موسس فلسفه اسلامی» و بویژه فلسفه سیاسی در اسلام لقبش دهند. بنابراین اندیشه های سیاسی و اجتماعی فارابی بیش از آن که متأثر از تحولات علمی در یونان باستان باشد، از اعتقادات اسلامی وی تأثیر پذیرفته است. در واکاوی فلسفه سیاسی فارابی بایستی به اصول و مبانی فکری وی در قالب رهیافت های معرفت شناختی و هستی شناسی و اینکه وی چه نوع شناختی از هستی و جهان را مفروض گرفته و دستگاه فکری وی از چه زاویه ای به انسان نگریسته است، توجه جدی معطوف گردد.
بر این اساس متوجه می شویم که فارابی برای ترسیم مدینه فاضله و سیاست مدینه خویش به عنوان نظریه محوری فلسفه سیاسی اش ، به مباحث معرفت و هستی شناختی و انسان شناسی توجه داشته و مباحث سبب اول موجودات ، اسباب ثوانی و مباحث عقول را مطرح کرده تا جایگاه «عقل فعال» را مشخص نماید و آن را با «جبرئیل» و «روح القدس» که مفیض فیوضات وحیانی است، منطبق سازد و با ایجاد رابطه آن با «انسان کامل» محور مدینه فاضله خویش را در قالب «نبی امام، رئیس اول، واضع نوامیس ، ملک، فیلسوف و مدبر مدینه ارائه دهد. معماری فارابی در ترسیم مدینه و امت فاضله ضمن اینکه از ابداعات فکری اوست، ناظر به واقعیت های خارجی نیز هست. درشماره بعد ضمن اشاره به این مبانی برخی از اندیشه های محوری وی را با هم مرور خواهیم کرد.