مطالعات انجام شده در مورد جامعهپذیرى سیاسى کودکان نشان داده که معمولا بالاترین مقام سیاسى اجرایى به تناسب نحوه چینش هرم سیاسى کشورهاى مختلف نخستین نقش سیاسى است که کودکان آن را مىشناسند و نوعى ارتباط ذهنى با آن برقرار مىکنند.
کودکان عموما در سنین ابتدایى زندگی، آینده کارى و شغلى خود را در بالاترین مقام اجرایى و سیاسى کشور مىبینند و شخصیت مورد نظر را همچون یک پدر تلقى مىنمایند. با بالغ شدن کودک وى به تدریج نقشهاى سیاسى دیگر را بازشناسى مىکند و میان نقشهاى مختلف سیاسى تفاوت قائل مىشود.
نوع رفتار مجریان سیاسى بر اعتماد و اطمینانى که جوانان نسبت به کل نظام سیاسى از خود نشان مىدهند و تا سنین کهولت با خود همراه دارند تاثیر مىگذارد.
افرادى که در کودکى کارتر، محمدرضا پهلوی، تاچر و... را درک کردهاند در زندگى سیاسى روزگار پختگى خود، نوعى نگرش سیاسى پیدا مىکنند که با رویکرد سیاسى کسانى که کودکىشان در ایام جرج بوش (پسر)، بلر و یا احمدىنژاد است، متفاوت خواهد بود.
در واقع همزمان با فرایند اجتماعى شدن کودکان، ذهن سیاسى آنها شکل مىگیرد. این پندار سیاسى مستوجب رویکرد افراد در رفتار سیاسى آینده آنها مىگردد.
اما در مورد مردمسالارى دینى و رئوس هرم سیاسى در جامعه دینى ایران باید گفت که اقدامات حکومتى در جهتدهى جامعهپذیرى سیاسى کودکان جاى کار بسیارى دارد. درونى شدن نظام ولایت فقیه براى نسل سوم، چهارم و ... انقلاب اسلامى با تبیین معادلات الهى و مردمی، مردمسالارى دینى به زبان ساده میسر مىشود.
واقعا در 28 سال گذشته تا چه اندازه احزاب که وظیفه انبساط جامعه مدنى را برعهده دارند بر روى کودکان سرمایهگذارى کردهاند؟ آیا صرفا با اکتفا به کتابهاى آموزشى در دوران مدرسه مىتوان فرایند جامعهپذیرى سیاسى کودکان را تسهیل کرد؟ سفرهاى استانى رئیسجمهور تا چه اندازه در تسریع و جهتدهى این فرایند نقش دارند؟ چگونه مىتوان نسل چهارم و پنجمى متعهد و ملتزم به ایستارها و با شعارهاى نظام سیاسى تربیت کرد؟
پاسخ به این سوالات مسبوق به درک اهمیت فوقالعاده فرایند جامعهپذیرى سیاسى کودکان و نقش جدى آن در ساماندهى به هندسه سیاسى کشور در آینده است. یکى از مشکلات جدى احزاب در کشور ما این است که پس از تاسیس به فکر لزوم عقبه “نیروى اجتماعی” مىافتند. این عقبه اجتماعى را مىتوان از امروز تربیت کرد. یک حزب بر روى طیف بزرگى مثل جوانان دست مىگذارد، مدت کوتاهى این نیروى اجتماعى با پتانسیل بالا همراه حزب است، اما در ادامه حزب از پاسخگویى به مطالبات عقبهاجتماعى خود بازمىماند و جوانان مشاهده مىکنند که منافع آنها در آن حزب تامین نمىشود، لذا به سرعت نوعى انفکاک رخ مىدهد و حزب بىریشه مىگردد و چیزى جز اسم و ساختمان آن حزب باقى نمىماند.
کودکان را باید از سنین ابتدایى و حتى در مهدکودک با مبانى و اصول نظام سیاسى به زبان ساده آشنا کرد و در ناخودآگاه آنها نوعى رغبت نسبت به سازمان رسمى قدرت ایجاد نمود. باید مسیرهاى مشارکت عمومى را به کودکان یاد داد واز همه مهمتر رابطه الهى نظام مردمسالارى دینى و مدل ولایت فقیه را به زبان کودکى براى آنها واگو کرد.
والسلام