صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۰  ، 
کد خبر : ۸۷۴۸۵
گزارش خبری تحلیلی صبح صادق از حادثه تنگه هرمز

نشد آنچه که آمریکا می‌خواست بشود


ساعت 16 روز دوشنبه 17 دی، شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در خبری فوری از تهدید چند فروند قایق نظامی ایران علیه ناوهای آمریکایی در تنگه هرمز خبر داد.
بنابر این گزارش، پنج قایق متعلق به سپاه پاسداران، سه ناو آمریکایی را در تنگه هرمز، مورد تهدید و تحریک رسمی قرار دادند. خبرنگار سی.ان.ان به نقل از مقامات غیررسمی آمریکایی گزارش کرد پس از یک مشاجره رادیویی بین طرفین، قایق های ایرانی به 200 یاردی کشتی های آمریکایی نزدیک شدند. به گفته خبرنگار سی.ان.ان درگیری نظامی و گشودن آتش بین طرفین بسیار نزدیک بوده اما آتشی بین طرفین مبادله نشد.
سی.ان.ان مدعی شد، سرنشینان یکی از قایق های ایران در پیام های رادیویی به ناوهای آمریکایی اعلام کرده است که به سمت شما می آییم و تا چند دقیقه دیگر منفجر خواهید شد. گزارش سی.ان.ان می افزاید قایق های ایرانی اقدام به پرتاب یک بسته به داخل دریا کردند که کاپیتان یکی از سه ناو آمریکایی اقدام به صدور دستور شلیک به سمت قایق های ایرانی کرد ولی قایق های ایرانی پس از انداختن این بسته تهدیدآمیز، بازگشتند. سی.ان.ان گفت: هیچ شلیکی از سوی قایق های ایرانی و آمریکایی صورت نگرفت.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از یکی از مقامات پنتاگون که خواست نامش فاش نشود، نوشت: نیروهای آمریکایی روز یک شنبه آماده شلیک به قایق های ایران بودند که این قایق ها محل را ترک کردند. این جدی ترین حرکت تحریک آمیز است که تاکنون دیده ایم.
این خبرگزاری آمریکایی ادامه داد: درباره زمان این حادثه روایت های متعددی منتشر شده، اما وزارت دفاع آمریکا گفته است این حادثه ساعت پنج صبح روز یک شنبه به وقت محلی در حالی رخ داد که سه ناو «کروزر»، «دسترویر» و «فریگیت» وارد خلیج فارس می شدند و در حال عبور از تنگه هرمز بودند. این تنگه گذرگاه عمده عبور نفت است.
ساعتی بعد، باربارا استار خبرنگار سی.ان.ان که مستقر در وزارت دفاع آمریکا است، در تحلیلی با طرح ایده حاکمیت دوگانه در جمهوری اسلامی ایران مدعی شد، تندروها در ایران که سپاه را تحت سیطره خود دارند از نزدیکی و مذاکره ایران و آمریکا ناراحت بوده و اقدام به این عملیات تحریک آمیز کردند. به موازات مخابره این تحلیل، خبرگزاری فرانسه نیز در تحلیلی به قلم دافته بنوا نوشت: این عملیات در حالی توسط سپاه انجام شد که فرمانده نیروی دریایی ارتش در پایان ماه نوامبر (آذر) تضمین داد کشورش هیچ طرح و تصمیمی برای بستن تنگه هرمز در دست ندارد.
شبکه تلویزیونی فاکس نیوز که وابسته به وزارت دفاع آمریکا می باشد، در تحلیلی اعلام کرد هدف از این اقدام سپاه آزمایش آمادگی و اراده نظامیان بوده است. شبکه تلویزیونی سی.بی.اس هم از تندروهایی در ایران خبر داد که کنترل سپاه را در اختیار داشته و کاهش تنش میان ایران و آمریکا را به نفع خود نمی بینند. سایت خبری سی.ان.ان نیز به نقل از تحلیلگران و منابع آگاه آمریکایی نوشت: این حادثه نشانه ای از تاکتیک جدید سپاه است که قصد دارد با به کارگیری قایق های سریع آکنده از مواد منفجره و مین گذاری، حضور خود را به رخ نیروهای ائتلاف بکشد. نهاد سپاه پاسداران به طور ویژه، تنها بخشی از اختلافات ما با ایران است. نیروی دریایی آمریکا به سپاه به عنوان نیرویی جنگجوتر از نیروی دریایی تابع وزارت دفاع ایران می نگرد. یک مقام مسئول آمریکایی هم به سی.ان.ان گفت: معمولا بسیار کم پیش می آید که نیروهای سپاه پاسداران به تلاش های نیروی دریایی آمریکا برای برقراری تماس بین بخش های مختلف نیروی دریایی پاسخ دهند.
دقایقی پس از میدان داری رسانه های آمریکایی، صدها خبرگزاری و شبکه تلویزیونی جهانی به میدان آمدند و به نوعی ادعاهای رسانه های آمریکایی را مخابره مجدد کردند. شبکه تلویزیونی العربیه حتی از رسانه های آمریکایی پا را فراتر گذاشته و ابتدا از تبادل آتش میان شناورهای ایرانی و آمریکایی خبر داد و دقایقی بعد هم از توقیف 3 ناو آمریکایی توسط قایق های تندرو ایرانی گزارش هایی را مخابره کرد.
آموزه های یک جنگ روانی
مروری گذرا بر نحوه خبررسانی رسانه های آمریکایی از یک حادثه و سپس دنباله روی پایگاه های خبری دنیا، حامل درس ها و آموزه های فراوانی برای علاقه مندان به رویدادهای سیاسی است که در این مجال اندک به برخی از آن موارد اشاراتی گذرا خواهیم داشت:
1- چرا روایت این حادثه نظامی باید توسط رسانه های آمریکایی انجام شود و نه مقام های رسمی نظامی و یا سیاسی؟ آیا این بدان معنا نیست که آتش تهیه یک جنگ روانی باید توسط رسانه ها ریخته شود؟
2- ظاهرا شبکه تلویزیونی فاکس نیوز که ارگان رسمی پنتاگون به حساب می آید و یا خبرنگار مستقر سی.ان.ان در وزارت دفاع آمریکا، از دستیابی به یک مقام رسمی نظامی عاجز هستند که تمام اخبار و گزارش های خود را به نقل از منابع آگاه، مقامات مطلع نظامی و مسئولی که نخواست نامش فاش شود، مخابره می نمایند. در حالی که در ترم اول کلاس های خبرنویسی و ارزش های خبری، از معلوم بودن منبع خبر به عنوان یک اصل نام برده و تاکید فراوانی بر آن می نمایند، اما معلوم نیست که چرا رسانه های آمریکایی و سپس صدها خبرگزاری و شبکه تلویزیونی بین المللی، باید اخبار این حادثه را به نقل از یک منبع مجهول الهویه در پنتاگون نقل نمایند؟
3- چرا رسانه ها این سوال را مطرح نمی کنند که اگر این تهدید در ساعت7:40 دقیقه صبح روز یک شنبه صورت گرفته، چرا باید با تاخیری 36 ساعته و در عصر روز دوشنبه این خبر مخابره شود؟
4- چرا محل دقیق این واقعه گفته نمی شود؟ مگر کی و کجا از عناصر یک خبر نیستند؟ آیا این تهدید در خلیج فارس بوده یا تنگه هرمز؟ در ورودی تنگه بوده یا خروجی آن؟ در آب های سرزمینی بوده یا بین المللی؟
5- آیا چند قایق موتوری می توانند از فاصله 200 یاردی سه رزم ناو غول پیکر و مجهز آمریکایی را تهدید کنند؟ آیا به صرف ادعای ریختن مقداری پودر سفید در آب دریا، رزم ناوهای آمریکایی تهدید می شوند؟ آیا گفتن عبارتی چون شما تا یک دقیقه دیگر منفجر می شوید از سوی یک قایق موتوری چند متری به 3 رزم ناو 150 متری یک تهدید است که می تواند آتش جنگ را در منطقه شعله ور نماید؟
6- علت اصرار رسانه های آمریکایی در بزرگ کردن نام «سپاه» چیست؟ چرا در تیتر خبرهایشان می گویند قایق های سپاه ناوهای آمریکایی را تهدید کردند؟ چرا در خبرهایشان اینگونه القا می نمایند که در ایران حاکمیتی دوگانه شکل گرفته است؟ وگروهی تندرو فرماندهی سپاه را در دست گرفته و رابطه با آمریکا را مخالف منافع خودشان و نه ملت ایران می دانند؟
چرا سپاه را می خواهند از بدنه ملت ایران جدا کنند؟ و چرا در خبرهایشان می گویند که در آذر ماه امسال، فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران که وابسته به وزارت دفاع است]و انتساب سپاه به نیروهای نامرئی تندرو[ اعلام کرد که ایران هیچ برنامه ای برای بستن تنگه هرمز ندارد؟
7- چرا رسانه های آمریکایی وسط دعوا نرخ تعیین می کنند و بلافاصله اعلام می نمایند که وجود نهادی به نام سپاه پاسداران، یکی از بخش های مهم نزاع آمریکا با ایران است؟
8- و چرا رسانه های آمریکایی بلافاصله اقدام به بزرگنمایی این حادثه کرده و از یک تقابل کلامی، به عنوان زمینه ساز تقابل نظامی نام می برند؟ و سپس با فراگیر نمودن بحران، اینگونه القا می نمایند که در صورت درگیری میان ایران و آمریکا، هیچ دولتی قادر به توقف آن نبوده و سراسر منطقه را آتش جنگ دربر خواهد گرفت؟
فراز و فرودهای یک حادثه
سه ساعت پس از آغاز جنگ رسانه ای آمریکا، نوبت به مقامات این کشور رسید تا وارد صحنه درگیری شوند. بوش که خود را برای سفر 8 روزه به خاورمیانه آماده می کرد، در باغ رز کاخ سفید در گفت وگو با خبرنگاران مدعی شد: «تهران به خاطر اقدام تحریک آمیز میان قایق های تندرو ایرانی و کشتی های جنگی آمریکا در تنگه هرمز مقصر است. ما اقدام ایرانیان را عملی تحریک آمیز می دانیم. شرایط خطرناک است و اقدام آنان تحریک آمیز.»
همچنین کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه، داناپرینو سخنگوی کاخ سفید، گوردن جاندرو از سخنگویان شورای امنیت ملی، برایان وایتمن سخنگوی پنتاگون و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا، اقدام ایران را خطرناک، تحریک آمیز و غیرقابل توجیه عنوان کردند.
حدود 24 ساعت پس از مخابره خبر تهدید ناوهای آمریکایی توسط قایق های تندرو ایرانی، پنتاگون اقدام به نمایش فیلمی چهار دقیقه و بیست ثانیه ای از این حادثه کرد تا روایت شفاف و مستندی از آن داشته باشد. در این فیلم نشان داده می شد که حداقل 3 قایق ایرانی خود را به 200 یاردی ناوهای آمریکایی رسانده و بی توجه به هشدارهای رادیویی و بوق های ناوهای آمریکایی، اقدام به مانور می نمایند. لحظاتی بعد تصویر سیاه می شود و صدایی با لهجه غلیظ به زبان انگلیسی می گوید: «ما داریم به سمت شما می آییم... شما منفجر خواهید شد.»
پس از پخش این فیلم، «کوین کاسگریف» فرمانده ارشد نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس گفت: قایق های ایرانی کاروان ناوهای آمریکایی را تهدید به انفجار کردند در حالی که ما در بیرون از آب های سرزمینی ایران، در حال کشتیرانی بودیم. قایق های ایران به شیوه ای متجاوزانه مانور دادند و سپس در حالی که کشتی های آمریکایی در حال آماده شدن برای شلیک بودند، دور شدند. وی همچنین در کنفرانسی خبری که از شبکه سی.ان.ان پخش شد، با موضع وزارت امورخارجه ایران در عادی بودن رویارویی کشتی های ایرانی و آمریکایی موافقت کرد، اما اعلام نمود این کار ایرانی ها، به هیچ وجه توجیه پذیر نبوده و بسیار تحریک کننده است و آن را مانوری جدی خواند.
ساعاتی پس از پخش این فیلم ویدئویی که بازتاب گسترده ای در سطح رسانه ها و شبکه های تلویزیونی دنیا داشت و از آن به عنوان سندی برای اقدام تحریک آمیز نیروهای ایرانی نام می بردند، یک فرمانده ارشد نیروی دریایی سپاه در گفت وگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: تصاویری که وزارت دفاع آمریکا درباره تهدید کشتی های جنگی آمریکا پخش کرده، آرشیوی و صداها نیز ساختگی است. این فیلم به گونه ناشیانه ای جعل و ساخته شده به گونه ای که هیچ گونه تطابقی بین تصویر و صدا در این فیلم وجود ندارد و ساختگی بودن آن کاملا مشخص است. وی در ادامه تاکید کرد: ساعت7:40دقیقه صبح روز یکشنبه طبق روال گذشته، شناورهای نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز مشغول گشت زنی عادی و کنترل شناورهای ورودی و خروجی به خلیج فارس بودند که سه فروند ناو آمریکا در حال ورود به آب های منطقه از سوی این شناورها مشاهده شدند که مطابق معمول مورد شناسایی و سوال قرار گرفتند. ناوهای آمریکایی نیز طبق روال گذشته ضمن معرفی خود شماره بدنه ناوها را اعلام کردند و بدون هیچ گونه روال غیرعادی به مسیر خود ادامه دادند، اما فیلم ارائه شده توسط پنتاگون هیچ ارتباطی با این واقعه ندارد.
اظهارات این فرمانده ارشد نیروی دریایی سپاه، شوکی سهمگین بر پیکره ارتش رسانه ای غرب وارد کرد و شوک بزرگ تر بعدی، نمایش فیلمی واقعی از واقعه صبح روزیکشنبه بود که نشان می داد داستان پردازی آمریکایی ها چقدر ناشیانه و ابلهانه بوده است.
در این تصاویر جدید که از شبکه العالم پخش شد یک ناو آمریکایی دیده می شود که به سوال های یکی از دلاورمردان نیروی دریایی سپاه پاسخ می دهد و کد ناو، جهت و سرعت خود را اعلام می کند. ویژگی بارز این تصاویر آن بود که صدا در آن کاملا واضح و رسا شنیده می شود به طوری که فرمانده یکی از قایق های ایرانی با زبان انگلیسی از ناو آمریکایی می خواهد خود را معرفی کند. در این تصاویر برخلاف تصاویری که شبکه های آمریکایی پخش کردند قایق های ایرانی در حالی که به موازات ناوهای آمریکایی حرکت می کنند، فاصله زیادی از ناوهای آمریکایی دارند. بنا بر آنچه در این تصاویر مشاهده می شود، روشن می شود اقدام کنترلی ایران، یک اتفاق کاملا عادی و با هدف شناسایی هویت ناوهایی بوده که در حال عبور از تنگه هرمز می باشند.
نمایش این فیلم باعث گردید مقامات وزارت دفاع و نیروی دریایی آمریکا به واکنش های انفعالی و سردرگم روی آوردند. روزنامه «نیوی تایمز» که متعلق به نیروی دریایی آمریکا می باشد در این باره نوشت: «صدایی که ناوهای آمریکایی را تهدید می کند، ممکن است متعلق به مزاحمی محلی باشد.» لیدیا رابرتسون سخنگوی ناوگان پنجم آمریکا در بحرین هم گفت: «ما به طور قطع نمی دانیم این صدا از کجا آمده است. ممکن است از یک ایستگاه محلی باشد.» «آدمیرال گری رافهد» رئیس عملیات ناوگان پنجم آمریکا هم گفت: «براساس تجربه عملیاتی ام در این منطقه از جهان که در آن فعالیت های دریایی بسیاری انجام می شود، تلاش برای فهمیدن اینکه چه کسی صحبت می کند، بسیار دشوار است.»
همچنین «جف مارسل» یک سخنگوی پنتاگون هم گفت: «کسی از ارتش آمریکا نگفته که صدای تهدیدآمیز از سوی قایق های ایرانی بوده است. اما شنیدن این پیام همزمان با تحرک قایق ها بر تنش ها افزود.»
شدت این رسوایی رسانه های آمریکایی به گونه ای بود که روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی به تشریح جعلی بودن صدای تهدید ناوهای آمریکایی پرداخت و نوشت: یکی از نشانه های آشکار در جعلی بودن فیلم پنتاگون آن است که صدای منتشر شده حاوی هیچ نوع صدای محیطی همچون امواج دریا، صدای موتور قایق ها، بوق های هشداردهنده ناوهای آمریکایی و... نیست در حالی که اگر می خواست از قایق های تندرو نشات می گرفت، باید صداهای متعددی شنیده می شدند.
انتشار فیلم واقعی شناسایی و ردگیری ناوهای آمریکایی، اصلی ترین موضوع تهدید را به زیر سوال اساسی برد و معلوم گردید صدای فیلم پنتاگون جعلی است. آمریکایی ها که بازی را باخته می دیدند، اقدام به انتشار خبری حاشیه ای نموده و اعلام کردند این سومین رویارویی قایق های ایرانی با ناوهای آمریکایی طی ماه های اخیر بوده است. یک مقام پنتاگون به خبرگزاری فرانسه گفت در ماه دسامبر گذشته نیز دو مورد مشابه برای ناوهای آمریکایی رخ داد که حتی منجر به شلیک گلوله های هشداردهنده گردید.
آخرین قمار بوش
اما در این میان جای یک سوال اساسی باقی است و آن اینکه چرا مقامات آمریکایی دست به این بازی رسوا در این برهه زمانی زدند و چه اهدافی را دنبال می کردند. سناریوی پنتاگون درست یک روز پیش از سفر زنجیره ای بوش به منطقه خاورمیانه و ملاقات با مقامات رژیم صهیونیستی و سران دولت های مصر، عربستان، کویت، بحرین و امارات کلید خورد. بوش قبل از آغاز سفر خود، یکی از مهمترین اهداف سفر هشت روزه اش را «جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه» اعلام کرده بود و روزنامه های آمریکایی هم از آن به عنوان «آخرین قمار بوش در خاورمیانه» نام بردند.
مقامات کاخ سفید که به دنبال اجرای پروژه «ایران هراسی» در منطقه هستند، تلاش دارند افکار عمومی دنیا به ویژه مردم منطقه را از کانون تهدیدی به نام رژیم جعلی صهیونیستی متوجه جمهوری اسلامی ایران نمایند. آمریکایی ها در این مسیر تلاش دارند از تضاد خودساخته «عربی- ایرانی» و «شیعی- سنی» نهایت بهره برداری را ببرند. آمریکایی ها که با رصد تحولات داخلی ایران و همچنین منطقه خاورمیانه به این واقعیت غیرقابل انکار رسیده اند که جمهوری اسلامی ایران در حال نزدیک شدن به قدرت طبیعی خود است و این مهم می تواند منجر به شکل گیری کانون جدیدی از قدرت در منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه شود که البته بخش هایی از آن محقق شده است.
به اعتقاد برخی تحلیل گران سیاسی، آخرین سال زمامداری جورج دبلیوبوش در کاخ سفید می تواند آب رفته را به جوی نومحافظه کاران بازگرداند. در نگاه آنان، جمهوریخواهان که با شعار بسط دمکراسی و تامین امنیت آمریکا به قدرت رسیده اند، می توانند با بازخوانی حوادثی همچون 11 سپتامبر و بزرگنمایی کانون های تهدیدی همچون ایران در منطقه خاورمیانه که بر کانون انرژی دنیای امروز تسلط لازم را دارد، مقبولیت از دست رفته را بازیابند. برپایی نشست آناپولیس در مریلند آمریکا نشان داد که نومحافظه کاران در هفتمین سال صدارت شان بر کاخ سفید، سخت به کارت امتیاز صلح اعراب و اسرائیل چشم دوخته اند. همچنین اولین سفر زنجیره ای بوش به منطقه در حالی که در آخرین سال ریاست جمهوری اش به سر می برد، بیانگر آن است که تحولات منطقه خاورمیانه نقشی تعیین کننده در انتخابات ریاست جمهوری این کشور دارد. عملکرد ضعیف شاگردان اشتراوس در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه، آنان را وادار نموده است با تاکتیک ها و حتی استراتژی جدیدتری گام به منطقه حیثیتی ایالات متحده آمریکا بگذارند.
بوش که قبل از سفر به خاورمیانه، طی نطقی تلویزیونی خطاب به مردم آمریکا گفت: «خطری که در سوی دیگر جهان در حال افزایش است می تواند خیابان های ما را ویران کند» نشان داد که دیپلماسی آمریکا سیاسی ترین، حساس ترین و پرمخاطره ترین منطقه جهان را هدف گرفته است. مقامات کاخ سفید برای مهار و کاستن از هزینه مواجهه و مقابله با جمهوری اسلامی ایران، نیازمند همراهی کشورهای منطقه هستند و این مهم می تواند با بزرگ نمایی قدرت روزافزون ایران و مقابله با نفوذ روبه گسترش ارزش های انقلاب اسلامی به دست آید.
بوش در حالی به خاورمیانه سفر کرده است که پیش از هرزمان دیگری دست های خود را در برابر ایران خالی می بیند. اما در مقابل این تهران است که روزبه روز به کارت های امتیاز خود در عراق، افغانستان، لبنان و فلسطین می افزاید و پروژه انزوای ایران با شکست کامل مواجه گردیده است. سفر پوتین به تهران نشان داد که جمهوری اسلامی ایران از چه جایگاهی در تحولات منطقه برخوردار است. گزارش 16 نهاد امنیتی آمریکا همراه با ارسال محموله های سوخت نیروگاه بوشهر حاکی از این مهم است که پروژه مهار و یا تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران از طریق پرونده هسته ای نیز با شکست مواجه گردیده است. تحریم های سازمان ملل ناکارآمدی و بی اعتباری خود را به رخ مقامات کاخ سفید کشانیده و همزمان با سفر رئیس جمهور آمریکا به منطقه، محمدالبرادعی در سفر به تهران از احتمال بسته شدن پرونده هسته ای ایران تا ماه مارس (فروردین 87) سخن می گوید.
اردک لنگ
اگر واقعه تنگه هرمز را بخواهیم به روایت پنتاگون مرور نمائیم، باید آن را آغاز یک جنگ روانی مستمر تا پایان سال 2008 و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بدانیم. تهدیدزا بودن ایران و القای پروژه ایران هراسی می تواند مرهمی بر زخم های ناسور آمریکا در منطقه باشد. با گذشت چهار سال از اشغال عراق و صرف صدها میلیارد دلار به همراه کشته شدن چند هزار جوان آمریکایی و برباد رفتن اعتبار و آبروی واشنگتن، مقامات کاخ سفید ناچارند خود را در زیر چتر دیگری پنهان نمایند. با بزرگ نمایی حادثه تنگه هرمز، شاید کمتر کسی در داخل آمریکا از مقامات این کشور پرسید که چرا پس از پنج سال از اشغال عراق، هنوز هم جنگنده های آمریکایی مجبور به ریختن 18 تن بمب بر سرمردم عراق و هدف قراردادن 40 نقطه در بغداد می شوند؟ در بحبوحه این حادثه بود که کمتر خبر و گزارشی از تصادم دو جنگنده پیشرفته اف- 18 آمریکایی در منطقه خلیج فارس منتشر شد. انتشار خبر تهدید ناوهای آمریکایی در عصر روز دوشنبه می توانست سرپوشی بر این افتضاح نظامی باشد که در صبح همان روز اتفاق افتاده بود. اگر چه برخی مقامات نظامی این احتمال را مطرح کردند که ممکن است جنگ الکترونیک ایرانیان علیه نیروهای آمریکایی علت این حادثه باشد.
به راستی چرا رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا بلافاصه پس از انتشار خبر واقعه تنگه هرمز می گوید ما در سرزمینی لیز و یخی هستیم که خطر حادثه و وخامت اوضاع بسیار جدی است؟ چرا برخی رسانه های غربی با شبیه سازی این واقعه با حادثه خلیج تونکین که جرقه جنگ ویتنام را زد، سعی کردند آن را تبدیل به یک بحران بین المللی نمایند؟ چرا لحن مقامات و رسانه های نزدیک به کاخ سفید حالتی دوگانه و متناقض داشت که از یک سو با تحکم به ایران هشدار می دادند تا هیبت آمریکا خدشه دار نشود و از سوی دیگر با مظلوم نمایی سعی داشتند ایران را جنگ طلب و تهدیدکننده معرفی نمایند؟ قطعا در کنار استراتژی آمریکا مبنی بر بزرگ کردن خطر ایران، تاکتیکی انتخاباتی هم در راستای تاثیرگذاری بر رقابت های انتخاباتی آمریکا و حتی مجلس هشتم ایران اندیشیده شده است. آمریکائیان با رو کردن واقعه تنگه هرمز ولو با انتشار یک فیلم آرشیوی و صداهای جعلی، به دنبال آن هستند که جریان حاکم بر قوه مجریه و مقننه را عناصری افراطی، تهدیدکننده و تنش آفرین معرفی نمایند که کشور را در بحران و ناامنی فرو می برند.
جمهوری اسلامی ایران که نشان داده نه از چماق آمریکا هراسی دارد و نه تمایلی به هویج های آن دارد، مقامات کاخ سفید را در وضعیتی کیش و مات و یا آچمز قرار داده است. مردم آمریکا در ضر ب المثلی می گویند رئیس جمهور این کشور در سال آخر، همچون اردکی لنگ است که توانایی هیچ اقدام و ابتکاری را ندارد. به ویژه اگر این اردک لنگ، رئیس جمهوری باشد که از محبوبیتی 28 درصدی در آن کشور برخوردار است. رئیس جمهوری که براساس نتایج نظرسنجی پیو( pew)، باعث گردیده احساسات ضدآمریکایی را در فرانسه به 89، کانادا 83 و انگلیس به 74 درصد برساند.
قرار است گزارش نهایی وینوگراد در 30 ژانویه قرائت شود. بسیاری از تحلیل گران این گزارش را تیر خلاصی بر دولت اولمرت می دانند. محمودعباس ضعیف تر از آن است که بخواهد امتیازی بدهد و دولت های منطقه هم رسما از جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک دوست و همسایه استراتژیک نام می برند که هیچ احساس نگرانی از آن ندارند. آمریکائیان که دیگر نای و توانی برای جنگ سخت ندارند و در عرصه های جنگ نرم هم که همواره درصدد القای آن هستند که خود را پیروز نشان دهند، این روزها در قالبی تدافعی فرو رفته اند و تمام فرصت های تشکیل یک نظام هژمونیک را بر باد رفته می بینند. آنان دریافته اند که در طی 30 سال گذشته این جمهوری اسلامی ایران بوده که روسای جمهور آمریکا را به قدرت رسانده و یا از قدرت عزل کرده است. این اتفاق می تواند در سال 2008 هم تکرار شود. رفتار یک ساله آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران می تواند آینده سیاسی جمهوریخواهان را رقم بزند، رفتاری که اگر از سرعقل، تدبیر، هوشمندی و ابتکارهای مصالحه جویانه باشد، می تواند افق های جدیدی را فراروی مقامات کاخ سفید بگشاید. البته چنانچه جمهوری اسلامی ایران به این مسئله تمایلی داشته باشد و این کانون ابهام در رفتار جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با آمریکا است که آمریکایی ها را سرگشته نموده و اخلال عمیقی در تصمیم گیری های آنها ایجاد کرده است. نومحافظه کاران مشتاقند که بدانند ایران چگونه آنها را مشایعت خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات