مهدى سعیدى
نظام سیاسی که بنیان اصلی آن را قدرت ملت می داند و حاکمین، خود را خادمین ملت معرفی می کنند، پاسخگویی جریان و قاعده حاکم بر روابط دولت - ملت خواهد بود. اما در نظام سیاسی که به توده های ملت به چشم حقارت نگریسته شده و حاکمین خود را تافته جدابافته بنگارند، پاسخگویی معنای خود را از دست می دهد و اگر نمادهایی از آن را مشاهده نماییم جز فریبی از باب اضطرار نخواهد بود.
بدین منوال پاسخگویی را می توان از مختصات نظامهای مردمسالار دانست و در این میان با توجه به جوهره الهی مردمسالاری دینی، بی شک پاسخگویی در عالی ترین سطوح آن در این نظام متبلور خواهد شد.
در نظام مردمسالار دینی مسئولین خود را از سویی در برابر خداوند متعال و از دیگر سوی در برابر جامعه مومنین پاسخگو می بینند؛ چرا که مسند قدرت را بصورت امانتی از این خاستگاه بدست آورده و موظفند که در برابر عملکردشان گزارشی شفاف ارائه دهند.
حکیم فرزانه جمهوری اسلامی در پیام نوروزی خود سال 1383 را سال پاسخگویی نام نهاد و از مسئولین خواست که در قبال ملت کارنامه اقدامات خود را ارائه دهند. این خواست رهبری از مسئولین در حالی صورت می گیرد که معمولا نظامهای سیاسی علاقه مندند تا به نحوی از نظارت مردمی کاسته و انتظارات اجتماعی را در سطح پایین نگهدارند، ولیکن این اقدام شجاعانه و حکیمانه که تنها در نظامی الهی، چون نظام مقدس جمهوری اسلامی شاهد آنیم، را می توان گامی در راه احقاق حقوق ملت و افزایش نظارت ایشان بر قدرت دانست. ایشان حیطه نظارتی را محدود به نهادی خاص ندانسته و از همه مسئولین می خواهد که در مقام پاسخگویی برآیند:
«مسئولان بلند پایه کشور، قوای سه گانه، از خود رهبری تا آحاد مأموران و مدیران، همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند؛ این معنای پاسخگویی است؛ این یک حقیقت اسلامی است و همه باید به آن پایبند باشیم.»(26/1/83)
پرسشگری برای نظام سیاسی فوائد بسیاری دارد که مهمترین آن ایجاد نوعی نظارت همه جانبه بر جایگاههایی است که بخاطر در اختیار داشتن قدرت و ثروت در معرض فساد قرار دارند و نبود نظارت می تواند متولیان این جایگاهها را به پرتگاه خطرناکی سوق دهد.
پاسخگویی همچنین زمینه را برای افزایش رضایت عمومی از حاکمیت فراهم آورده و یکی از چالشهای مهم نظامهای سیاسی را که شکاف دولت : ملت باشد، ترمیم می نماید. رضایت عمومی حاصله نیز به نوبه خود، مشروعیت نظام سیاسی را افزایش داده و در نتیجه »ثبات سیاسی» نظام افزایش می یابد.
پاسخگویی در درون خود آبستن نقد و همچنین بسترساز اصلاحات واقعی است، زیرا بدون پاسخگویی، نقاط ضعف و قوت به خوبی مشخص نگردیده و اصلاحات حالتی شعارگونه می یابد. از سویی دیگر هرکسی می تواند مدعی اصلاحات گردد، در حالی که عملکرد مشخص و معینی در کارنامه خود ندارد.
رهبر معظم انقلاب پاسخگویی را گامی در جهت اصلاح طلبی دانسته، می فرمایند: « هیچ دستگاهی نباید خود را از انتقاد و نقد مصون و از عیب خالی بداند؛ همه دستگاه های کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند... همه مشمول این قاعده کلی هستند؛ نقد، اصلاح و پاسخگویی. این، معنای حقیقی اصلاح نظام مورد نظر اسلام است، که «ان ارید الا الاصلاح ما استطعت»؛ پیغمبران این را می فرمودند. همه کار پیغمبران عبارت بود از این که تا می توانند اصلاح کنند؛ یعنی فساد را در کشور از بین ببرند؛ این معنای اصلاح واقعی است.» (2/1/83)
پاسخگویی روی دیگری نیز دارد و آن روحیه مطالبه و پرسشگری است که باید نزد مردم تقویت گردد. بی شک ملتی که روحیه نقد و پرسشگری در آنان افزایش یافته است، در برابر انحرافات و کج رویها ایستاده و مانع تکرار آنها خواهند شد.
از سویی دیگر باید گفت که تاکید بر پاسخگویی، تهدیدی برای مسئولین کشور و یا بهانه ای برای مچ گیری و تسویه حساب سیاسی و ایجاد ناامنی برای امر مدیریت کشور نیست، بلکه ادای حق ذاتی است که در نظام مردم سالار دینی برای ملت قائلیم. از سویی دیگر این فرض اغلب برای کسانی مطرح است که خود در درون پذیرفته اند که رفتار و اقداماتی غیرقابل قبول داشته و از پس پاسخگویی و توجیه رفتار خویش برنخواهند آمد و گرنه همانطور که از قدیم گفته اند: «آن را که حساب پاک است از محاکمه چه باک است!»
رهبر معظم انقلاب اسلامی این ادعا را چنین به نقد می کشد: «عده ای می گویند شما جرأت را از مدیران می گیرید؛ نه آقا، بنده خودم آدم باجرأتی هستم و از کارهای بزرگ اصلاً واهمه ندارم و وارد کارهای بزرگ شده ام و می شوم و از آدم باجرأت هم لذت می برم. هر آدمی را هم که ببینم با مشاهده کار عظیم به شوق می آید تا جلو برود، در دلم تحسینش می کنم و قدر او را می دانم. نخیر، نمی خواهیم جرأت مدیرها را بگیریم؛ منتها آن مدیری که پشت کارش استدلال هست، جرأت دارد؛ اما آن مدیری که استدلال ندارد، خودش جرأت ندارد؛ کارش «یقدم رجلا و یوخر اخری» است؛ یک قدم جلو، یک قدم عقب؛ آخر هم کار را ضایع و خراب می کند. پاسخگو بودن به این معناست.»(5/6/80)
و در آخر اینکه خوب است فراموش نکنیم؛ «پاسخگویی و روحیه پرسشگری و احساس مسئولیت مسئولان در مقابل مطالبات ملت، مخصوص سال 83 نیست؛ همه سالها به همین کیفیت است.»(1/1/84)