بصیرت: زبیگنیو برژینسکی،مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر،اخیرا توصیه قابل تاملی به رئیس جمهور دموکرات آمریکا نموده است. برژینسکی معتقد است که اوباما با بیانیههای خود بازتعریف مفاهیم پایهای که سیاست خارجی آمریکا را هدایت میکنند آغاز کرده است ،اما اوباما برای تغییر سیاستهای واقعی باید با یاری تیم ارشد سیاست خارجی خود تصمیمات خاصی را اتخاذ کند درباره اینکه چگونه اقدام کند و با چه سرعتی و چگونه بر موانع مختلف فائق آید و با چه فوریتی عمل کند. در خصوص توصیه برژینسکی به رئیس جمهور ایالات متحده سه نکته وجود دارد:
-1زبیگنیو برژینسکی در ماورای توصیه خود به ناکارآمدی تیم سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا اشاره کرده است.واقعیت امر این است که طیف نگاری سیاسی دموکراتها بسیار پیچیده است و چنین پیچیدگی و درهم تنیدگی مزمنی در جمهوریخواهان وجود ندارد.خصلت “بی نظمی حزبی دموکراتها”نیز در سایه همین پیچیدگی اکتسابی ناشی از دست و پازدن میان کارتریسم و لیبرمنیسم شکل گرفته است.اعضای حزب دموکرات به لحاظ فکری مابین “جیمی کارتر”و”جو لیبرمن”سناتور افراطی حامی صهیونیستها تعریف می شوند و همین فاصله زیاد اتحاد حزبی دموکراتها را به یک سراب تبدیل نموده است.در جریان رقابتهای انتخاباتی سال 2008 نیز “بروز بحران اقتصادی”و”عملکرد ناشیانه دولت بوش پسر”ضعف دموکراتها در وحدت جمعی و تصمیم گیری سیستمی را پوشاند.هم اکنون این ضعف مزمن در سیاست داخلی و خارجی آمریکا پدیدار شده است.تکثر سلایق تیم سیاست خارجی اوباما سبب شده است تا به جای استراتژیهای کلان پیشبرنده ،شاهد بروز رفتارهای مقطعی بازدارنده باشیم.هم اکنون افرادی مانند برژینسکی،جوزف بایدن،هیلاری کلینتون و سوزان راس به طور خودکار بسیاری از نیروها و افکار یکدیگر در زمینه سیاست خارجی را خنثی می نمایند و این خنثی سازیها بر ناتوانی دموکراتها خواهد افزود(مانند اختلاف بایدن و هیلاری کلینتون بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در خاک لهستان و جمهوری چک.)
-2برژینسکی با استناد به بیانیه ها و سخنرانیهای اوباما اینگونه نتیجه می گیرد که وی بازتعریف مفاهیم پایه ای سیاست خارجی ایالات متحده را آغاز نموده باید این بازتعریف را واقعی سازد.هرچند میان مقدمه و نتیجه ای برژینسکی به آن اشاره کرده است سنخیت ظاهری و صوری وجود دارد اما به لحاظ محتوایی مقدمه وی مخدوش به نظر می رسد.به راستی برژینسکی از کدام بیانیه یا سخنرانی اوباما تلاش وی جهت تغییر مفاهیم پایه ای سیاست خارجی آمریکا را استنباط نموده است؟تا کنون در هیچ یک از بیانیه های رسمی و منتشر شده اوباما نشانه ای از بازتعریف سیاست خارجی کاخ سفید مشاهده نشده است.آیا خروج نیروهای آمریکایی از عراق (آن هم به صورت ناقص)و افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان یا عدم شرکت اوباما در نشست دوربان 2 در بردارنده اراده اوباما جهت تغییر مشی کلان سیاست خارجی آمریکاست؟
آیا حضور هیلاری کلینتون در مسند وزارت امور خارجه آمریکا نشانه ای از تغییر در سیاست خارجی این کشور محسوب می شود؟آیا پیام نوروزی اوباما به ملت ایران یا لغو یک سری از تحریم های کوبا را باید به مثابه تلاش اوباما جهت تعریف مفاهیم پایه ای سیاست خارجی آمریکا تعبیر نمود؟
شاید بهتر بود برژینسکی در این خصوص به صورت مصداقی و نه به صورت کلی و تیتروار سخن می گفت تا وجهه وی به عنوان یک استراتژیست واقع گرا خدشه دار نشود.با این وجود نتیجه ای که برژینسکی از این مقدمه گرفته است نیز معتبر نمی باشد. اوبامای جوان که طی صد روز اخیر به سمت بازتعریف مفاهیم پایه ای سیاست خارجی آمریکا نیز خیز برنداشته است چگونه می خواهد “تغییر واقعی در دستگاه دیپلماسی آمریکا”را شکل دهد؟
-3بهترین نقد بر سخنان برژینسکی را خود برژینسکی در حدود شش ماه قبل،یعنی زمانی که اوباما هنوز در تب و تاب رقابت با جان مک کین به سر می برد وارد ساخته است! در آن زمان مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا در گفتگو با شبکه دویچه وله آلمان تغییر اساسی در ساختار سیاست خارجی آمریکا را با توجه به روی کار آمدن باراک اوباما غیر ممکن دانست. برژینسکی در آن زمان اظهار نمود که دگرگونی در زمینه فلسفه سیاسی و اولویت هایی که مد نظر رئیس جمهوری جدید است می تواند وجود داشته باشداما هیچ تغییر چشم گیری در مواضع آمریکا وجود نخواهد داشت.از دیدگاه برژینسکیسیاست خارجی آمریکا مانند یک کشتی بزرگ باری روی آبهای دنیا است که سالها است در یک جهت حرکت می کند و خیلی سریع آنگونه که یک قایق موتوری در حال حرکت است نمی توان مسیر آن را تغییر داد.حال برژینسکی با توجه به اظهاراتی که در خصوص منقبض بودن سیاست خارجی آمریکا نموده است چگونه از اوباما انتظار دارد که تغییر سیاستهای واقعی را آغاز نماید؟
در نهایت اینکه توصیه اخیر برژینسکی به باراک اوباما نقض اظهارات چند ماه قبل او در خصوص سیاست خارجی آمریکاست و بهتر است برژینسکی بیش از اینمفهوم تغییر را در ذهن اوبامای تازه به قدرت رسیده پیچیده ننماید!