بصیرت: بعضی انسانها تماشایی، باشکوه و زیبایند؛ یعنی به لحاظ منش، رفتار، خصایص و صفات ممتازی که در وجودشان نهفته است، هرچه بیشتر می نگری شان، بیشتر مفتون و مجذوب دیدن و تماشایشان می شوی.
به شعری پر تأویل و کتابی پر و پیمان می مانند که در هر بار خواندن معنای تازه ای را روایت می کنند. به باران می مانند که بر جان و جهان، امید، برکت، زیبایی و زندگی را هدیه می کنند. به خورشید می مانند با شعاعی گسترده و تابناک و به بهار که مظهر امید و رویش و برانگیختگی است.
اینها را به دور از هیجانهای شاعرانگی و کنشهای احساسی آنی می گویم. هستند کسانی که هرم گرمایشان برای همیشه برافروخته مان می کند.
به باور نگارنده، از میان معاصرین امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(ره) این گونه اند، نیز شاگرد برومند این دو بزرگوار - استاد شهید مرتضی مطهری- این گونه است.
استاد مطهری شجره طیبه و مثمر انقلاب است که تماشای آثارش پس از سالها همچنان خیره کننده و تماشایی است.استاد مرتضی مطهری را به دلیل تولید محتوای متنوع و دقت در نحوه ارائه آن و نیز توجه به نیاز مخاطب و مسأله های او و نیز زمان شناسی و فهم درست از روح زمانه، می توان به مثابه یک رسانه مؤثر قلمداد کرد.
با اندکی تأمل در کارکرد رسانه -بجز رسانه های خبر محور- می توان به اثبات این مدعا نایل شد.
از ویژگیهای یک رسانه مطلوب آن است که «جامعه هدف» را به درستی بشناسد و در جهت نیازها و مسأله هایش به تولید محتوایی متناسب مبادرت نماید و از سوی دیگر به ذائقه، حوصله و استعداد او توجه نماید.
همچنین شرایط تاریخی و جنس نیاز پیامگیر را بشناسد و با زبان و ادبیاتی روزآمد و نگاهی متفاوت به مسائل بنگرد.
رسانه ای اثرگذار خواهد بود که ابزار و روش را متناسب با نقطه و یا نقاط هدف تعریف نماید و به لوازم و الزامهای رسانه و استعداد و ظرفیت پیام و پیامگیر توجه نماید و مضمون و محتوا را متناسب با اقتضائات قالب و تکنیک ارائه دهد.
از طرف دیگر، برآیند رفتار و عملکرد و جهت گیری اش به گونه ای باشد که برای مخاطب اعتمادساز باشد و مصرف کننده پیام او را به عنوان پیام فرستی قابل اعتماد و آگاه و برتر نسبت به رقیبان بپذیرد.
با مروری بر آرا، آثار، گفتار، رویکرد و نحوه مواجهه استاد مطهری نسبت به «جامعه هدف» این توجهات و ملاحظات به شایستگی دیده می شود.
استاد هم به شناخت مخاطب، اهمیتی ویژه می داد و هم با او نسبت به سطح دریافت و ادراکش سخن می گفت.
وی به تکنیک و فرم کار نیز بسیار اهمیت می داد، از همین رو، مطالب و مفاهیم دشوار فلسفی را با زبانی روزآمد و متناسب با فهم و درک مخاطب عرضه می کرد، بی آنکه به اصل محتوا آسیبی وارد سازد.
جنس دغدغه های مخاطب برای او بسیار مهم بود. این را می شود از تنوع آثار ایشان درک کرد، آثاری که از اصول فلسفه و روش رئالیسم گرفته تا عدالت، فطرت و انسان کامل را دربرگرفته و به داستان راستان می رسد. این تنوع آثار از یک سو نشان تعهد دینی و از سوی دیگر نشانگر مخاطب اندیشی است؛ مخاطبی که اگرچه از داستان راستان شروع می کند، اما جاذبه های فکری و نثر پخته و نگاه استوار پدیدآورنده او را تا «انسان کامل» ارتقا می دهد.
در حقیقت، داستان راستان موقف و مقصد نیست، بلکه مبدأ و معبری است به آثار دیگر و رهیافتهای متعالی تر. در طول نزدیک به سه دهه اخیر، فراوان برخورد کرده ام با افرادی که ارتباط اولیه شان با آثار سهل التناول شهید مرتضی مطهری بوده است، اما این آشنایی در مسیر زمان روند تکاملی پیدا کرده، با پیگیری آثار دیگر استاد از دانش عمیق و بینشی استوار برخوردار گشته و در مسیر اندیشه ورزی از انضباط فکری سزامندی برخوردار شده اند و به برکت برخورداری از نگرش منضبط، از فرو غلتیدن در دام نظریه ها، مکاتب و جریانهای انحرافی و هیجان زده مصون مانده اند.
شیخ شهید انقلاب، از یک سو با جریان سازی شایسته و اصولی که منجر به تحولات سیاسی- اجتماعی عمیقی در اندیشه نسل جستجوگر و آرمانخواه دهه پنجاه و پیش از آن شد و مخاطبانی پرانگیزه و دغدغه مند را به عنوان «جامعه هدف» خود برگزید و از سوی دیگر، با بهره جستن از مسجد و وعظ و ارشاد به عنوان اندیشگاهی متعالی گستره مخاطبان را افزایش داد.سخنرانیهای ایشان در محافل آکادمیک نیز مبتنی بر نگرش منضبط و دارای اصول موضوعه بود و از طرف دیگر، ایجاد نشستهای جریان سازی همچون حسینیه ارشاد -که البته در مسیر دچار انشعاب شد- و فعالیتهای قلمی و نوشتاری همه و همه نشان از درک و دریافت روح زمانه و مخاطب اندیشی در نزد ایشان دارد.
تنوع در شکل و قالبهای ارائه پیام نشان می دهد استاد به تنهایی به مثابه یک رسانه مؤثر و فعال عملکرده است.
به بیان دیگر، «مطهری به مثابه رسانه» به دلیل برخورداری از صفات ممتاز و متمایزی همچون: روشمندی در برداشت از متون، دغدغه ارائه محتوایی متناسب با فهم مخاطب، طهارت قلم، طهارت اندیشه، طهارت زبان، طهارت رفتار، نظم و انضباط فکری، ذهن متن گریز و البته وفادار به اصول موضوعه، تسلط بر علوم اسلامی، مواجهه سزامند با مسائل، ذهن جوال، سعه مشرب، رویارویی دقیق با آرا و پرسشهای نوآمد، جامعیت و جامعه نگری و آزاداندیشی، توانست هم از اعتنا و اعتبار خاص و هم از اعتماد و احترام ویژه ای برخوردار شود و به سبب همین ویژگیها توانست به تنهایی در قواره یک رسانه مؤثر ظاهر شود.