صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۴  ، 
کد خبر : ۸۷۸۲۵

بازی قدرت با مهره طالبان


بصیرت: دولت اوباما با اضطراب و التهاب بانگ می‌زند: بشتابید؛ برقع‌ها آمده‌اند و... گوردون براون، نخست وزیر انگلیس نیز که همیشه متحد امریکا بوده، از گوشه‌ای سر برآورده و می‌گوید: طالبانیزه شدن پاکستان تهدیدی علیه بریتانیا است.
اما پاکستان جایی نیست که یک شبه فدای یک انقلاب طالبانی شود؛ پاکستان، سومالی پرهرج و مرج نیست. بهتر است اندکی از آمار و ارقام کمک گرفت و حسابی سرانگشتی کرد: دست‌کم 55 درصد از جمعیت 170 میلیونی پاکستان پنجابی هستند. هیچ سندی و شاهدی دال بر این که آنها به روی طالبان آغوش بگشایند، وجود ندارد. 50 میلیون هم سندی هستند که از هواداران وفادار بی‌نظیر بوتو و حزب سکولار مردم پاکستان به شمار می‌آیند. این دو ایالت جمعاً 85 درصد جمعیت کل این کشور را تشکیل می‌دهند و عمدتاً در طبقه متوسط شهری قرار دارند.
و اما طالبان محلی پاکستان: شمار آنها حدود 10 هزار نفر است که نه نیروی هوایی دارند، نه هواپیماهای بدون سرنشین، نه تانک و نه تجهیزات و تسلیحات سنگین. طالبان محلی در سه قسمت از کشور حضور دارند. مناطق قبایلی شمال غرب که پشتون هستند؛ برخی نواحی سرحد و بخش‌های کوچکی از پنجاب. شاید باور کردنش سخت باشد اما همین گروه اندک قادر است ارتش حرفه‌ای پاکستان را عاصی کند. با این حال، مدرکی وجود ندارد که نشان دهد طالبان قادر است خارج از منطقه مرزی پاکستان و افغانستان کاری انجام دهد. این ناحیه میدان مانور القاعده هم هست و القاعده برخلاف طالبان محلی می‌تواند خارج از آن هم فعالیت کند. بنابراین درباره گسترش دامنه فعالیت طالبان محلی به کمک القاعده هیاهویی به پا شده و امریکا مدعی است که از دستیابی آنان به رمزهای زرادخانه هسته‌ای پاکستان نگران است. باراک اوباما در سخنرانی خود به مناسبت صدمین روز ریاست جمهوری‌اش در این باره ابراز نگرانی کرد. تعداد زیادی از افسران میانی یا دون‌پایه ارتش پاکستان و آژانس اطلاعاتی ISI را پشتون‌ها تشکیل می‌دهند که با طالبان همدل بوده و اغلب در برابر آنها کوتاه می‌آیند. اما همین ارتش در طول تاریخ از سوی کسی حمایت نمی‌شد جز ارتش امریکا.
امریکایی‌ها از دهه 1970 بیش از اندازه به ارتش پاکستان و ISI نزدیک شده‌اند و حتی با آن درآمیخته‌اند. بنابراین نادانی خواهد بود اگر آصف علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان دستور کشتار پشتون‌ها را صادر کند. آنها حتی می‌توانند برای ارتش مفیدتر باشند و واسطه‌ای برای تأثیرگذاری بر طالبان محلی باشند. با این همه، هفته گذشته ارتش با حضور همین افراد به ناحیه بونر حمله کرد و آنجا را از دست طالبانی که این منطقه را به تازگی تحت کنترل درآورده بودند، آزاد کرد. اما چرا درباره خطر آنان همچنان بزرگنمایی می‌شود؟
دلایل زیادی وجود دارد. نخست آن که در راهبرد امریکا برای افغانستان و پاکستان، برقراری دموکراسی واقعی و فعالیت یک دولت غیرنظامی غیرقابل هضم و یک مانع بزرگ است. براساس همین راهبرد، چنین دولتی برای منافع امریکا در آسیا یک تهدید قلمداد می‌شود. وقوع یک کودتای دیگر و روی کار آمدن دولتی نظامی که با طالبان مذاکره نکند و همواره با زبان زور سخن بگوید، بهتر از ادامه حیات یک دولت دموکرات و مصالحه‌جو است. برخی مدعی‌اند که پرویز مشرف در پشت صحنه فعال است تا کودتای دیگری را راه‌اندازی کند. در پاکستان کودتا را فرمانده ارتش به انجام می‌رساند. به همین جهت مشرف بازیگر اصلی نخواهد بود و ژنرال اشفاق کیانی، محور هرگونه حرکت نظامی می‌تواند باشد. کیانی علاقه‌ای به طالبان ندارد و البته میلی هم به کودتا ندارد.
در میان این همه جنجالی که بر سر مناطق قبایلی پدید آمده، رسانه‌ها سخنی از مشکلات اجتماعی و هرج و مرج در آن به میان نمی‌آورند. مناطق قبایلی 5/3 میلیون نفر جمعیت دارد که دست‌کم یک میلیون نفر آن آواره و بی‌جا و مکان هستند و نیاز مبرمی به کمک‌های غذایی دارند. این وضعیت به معنای ناامنی است. بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح کرد که چرا خطر طالبان بزرگنمایی می‌شود اما اوضاع معیشتی و اجتماعی مردم نادیده گرفته می‌شود؟ مسئله طالبانیزه شدن و تأکید بیش از حد امریکا بر این خطر، بخشی از یک بازی بزرگ منطقه‌ای در اورآسیا است. اتاق‌های فکر و مؤسسات تحقیقاتی غرب پیوسته مناطق قبایلی را محل رشد و آموزش طالبان و القاعده معرفی می‌کنند و از آنجا به عنوان خطرناک‌ترین منطقه دنیا نام می‌برند اما ناتو و امریکا که در آن حوالی سرگرم جنگ هستند، نیروهای آزادیبخش خوانده می‌شوند.
به‌رغم پایان کار دولت بوش، ضدیت امریکا با طالبان پاکستان و القاعده به قوت خود باقی است. اوباما نام دیگری برای جنگ علیه ترور و مشتقات آن انتخاب کرده است. پیش‌تر القاعده در کانون مبارزات بود و اینک در قاموس اوباما، طالبان محلی جای آن را گرفته است. قبلاً اسامه بن لادن رهبر تروریسم بود و امروز بیت‌الله محسود جانشین او شده است. همه این توجیهات و داستان‌سرایی‌ها برای ماندن در جنوب آسیا و بردن بازی قدرت منطقه‌ای در آسیای مرکزی و اورآسیا صورت می‌گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات