بسماللهالرحمنالرحیم
یکبار دیگر هفته دفاع مقدس فرارسید و به همراه خود مجموعه گسترده ای ازبرنامه های مختلف را آورد و بحثهای بعضا تکراری درگرفت. انتقاد چندانی به برنامه ها و بحثهای تکراری درگرفته نیست. به هرحال شبکه های مختلف صدا و سیما می بایست برنامه ها وفیلمهایی را متناسب با این رویداد پخش کنند وحرفها و سخنهایی مرتبط با آن بیان شود و نهادهای مختلف نیز برحسب وظیفه وماموریت به این امر بپردازند. تکرار سالانه برخی از اقدامات دراین ایام الزامی وگریز ناپذیراست ، مانند رژه نیروهای مسلح و به نمایش گذاشتن تجهیزات نظامی و اقتدار دفاعی امنیتی جمهوری اسلامی ایران ، اما تکرار برنامه هایی مانند پخش فیلمهای سینمایی مربوط به دفاع مقدس برای دهمین بار و حتی با تکراری بیش از این ملال آور و شاید درمواردی چندش آور هم باشد. آیا ساخت چند فیلم جدید و ارزشمند حتی با پرداخت یارانه های سنگین برای نمایش در ایام دفاع مقدس- که اگر گفته نشود بینندگان انگیزه نشستن پای سیما را در این ایام به واسطه فیلمهای تکراری ازدست داده اند- ضرورت ندارد که قطعا دارد، پس چرا چنین اقدامی صورت نمی گیرد.
از اینگونه مسایل که بگذریم و موارد زیادی را به حال خود رها کنیم از این نکته نمی توان گذشت که ارزش هشت سال دفاع مقدس بسیار بیش ازآن است که صرفا درقالب یک مناسبت یک هفته ای قرار گیرد و در ارتباط با آن به نحوی عمل شود که به شمه ای ازآن اشارت رفت. ارزش و اهمیت این دوران سخت هشت ساله به این نیست که درحصار یک مناسبت حبس شود و ازسریان و جریان بازداشته شود و دربیان نرمتر به سریان و جریان انداخته نشود. هنوز دقیقا مشخص نیست که باید با این گنجینه عظیم و ارزشمند چه کرده همگان خالصانه وازسرصدق به عظمت و ارزش این حماسه جاودان اعتراف می کنند و به آن می بالند و نقطه درخشان درهویت جهانی امروز خود را این حماسه می دانند اما درعین حال این سرمایه کلان در حالت رکود محض قرارگرفته است و برنامه های مناسبتی هم به هیچ وجه تاثیری درخروج ازاین رکود نداشته اند.
طبیعی است که واقعه ای دراین حد با چنین اقداماتی به حرکت درنیاید و با برنامه های مناسبتی پرتو افکنی ننماید و گوهرهای ناب درون خود را آشکار نسازد. شاید اگر به یک اصل توجه شود ، برخورد با میراث ابدی دوران دفاع مقدس هم تغییر یابد. آن اصل عبارت است از :« چنانچه غفلت ، ناتوانی ، سهل انگاری و... سبب گردد تا ملتی پیش از آنکه ازیک دستاور بزرگ ملی استفاده کند، آن دستاور به عنوان یک موضوع تاریخی با همه قابلیتها و ظرفیتها در زیر گرد غبار گذر ایام قرار گیرد و از تحرک و پویایی بازماند، بزرگترین خسران را به سرمایه دوران حیات خود وارد کرده است .» رکود پدید آمده در موقعیت میراث ارزشمند دوران دفاع مقدس خبر از آن می دهد که این گنجینه عظیم درابتدای مسیرپیوستن به تاریخ غبارگرفته واقع شده است . جای تعجب دارد که برای کشف ویا نگهداری آنچه که به گذشته های دور تعلق دارد سازمانها ، برنامه ها و بودجه های کلان درنظر گرفته می شود درحالی که ازلحاظ ارزش، روحیه سازی ، به کار آمدن در امور مختلف داخلی و خارجی به هیچ عنوان با میراث برجای مانده از دفاع مقدس قابل مقایسه نیست و کسانی هم که در شکل گیری این گنجینه عظیم نقش آفرینی کرده اند متعلق به این دوران هستند و بسیاری از آنها درحال حاضر بی نام ونشان درمیان مردم زندگی می کنند، اما متاسفانه برای بهره برداری ازاین میراث تحول آفرین وتضمین آور درعرصه های مختلف متولی وبرنامه شخصی درمیان نیست.
ملت ایران دردوران هشت ساله دفاع مقدس تمام ارزشهای دینی ، ملی، انقلابی ،تاریخی و انسانی خود را به نمایش گذاشت ودفاع مقدس آئینه ای تمام نماشد برای نشان دادن سیرت وباطن زیبای ملتی که سرانگشتان دسیسه پردازان جهانی سالها اجازه نمی داد که جایگاه رفیعی که درنظام بین الملل استحقاق کسبش را داشت دراختیار بگیرد. دفاع مقدس این حق غصب شده ملت ایران را به آن بازگرداند و جایگاههای رفیع تر را نیز پیش روی آن قرارداد که دست یافتن به آنها با مهربانی نسبت به این گنجینه امکان پذیراست . برهمگان لازم است با میراث دفاع مقدس طوری رفتار کنند که این وجود شورآفرین به ما پشت نکند و رفتن در تونل زمان و نشستن بردامن تاریخ را برحضور درمیان ما ترجیح ندهد.