رضا فاطمی: بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در گفتگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) مدعی شده است که اقتدارگرایان (شما بخوانید اصولگرایان) با فعال کردن احزاب پادگانی درصددند همچون انتخابات مجلس هفتم و نهم ریاست جمهوری، کرسی های سومین دوره شوراها را نیز تصاحب کنند.
اصطلاح «حزب و دولت پادگانی» را نخستین بار سعید حجاریان به کار برد. وی در آذر سال 81، طی مقاله ای در ماهنامه آفتاب با عنوان «دولت پلیسی-دولت پادگانی» شاخصه های دولت پلیسی و پادگانی را این گونه برشمرد: «دولت پادگانی به نحوه ای از حکومتداری اطلاق می شود که چهره هایی از نیروهای امنیتی به قدرت می رسند و با بسیج نیروهای امنیتی و نظامی در شهرها و مراکز حساس قدرت، ایدئولوژی ترور و وحشت را به صورت غیرمحسوس در جامعه حکمفرما می کنند.»
محتوای این مقاله پس از مدت کوتاهی تبدیل به منبع اصلی سخنرانان اصلاح طلب شد. در آن روزها یکی از اعضای مرکزی جبهه مشارکت که با شور و حرارت هرچه تمام در دانشگاه تهران سخنرانی می کرد در ترسیم دولت پادگانی گفت در این دولت، نیروهایی که سابقه کار امنیتی و نظامی دارند به قدرت می رسند و با ایجاد فضای پلیسی و خشن، به سرکوب مخالفان می پردازند. این نیروها که سابقه طولانی در کارهای امنیتی و چریکی و جنگ روانی دارند به تدریج حاکمیت خود را بر تمامی مناصب قدرت گسترش می دهند و دهان مخالفان و حتی منتقدان را خواهند دوخت.
اما در میان قصیده سرایی های این سخنران، به ناگاه دانشجویی از وسط جمعیت به پا خاست و با فریادی رسا پرسید: «آقای اصلاح طلب! شما که در توصیف دولت پلیسی و پادگانی سخن می رانید بفرمایید که سابقه کاری شخص شما و آقایانی همچون سعید حجاریان، محسن میردامادی، اکبر گنجی، حمیدرضاجلایی پور، محمد نعیمی پور، ابراهیم اصغرزاده، محسن آرمین، عبدالله رمضان زاده، عباس عبدی، مصطفی تاج زاده و شکوری راد و... تا چند ماه قبل در کجا و چه مراکزی بوده است؟ اگر تعریف حجاریان از دولت پلیسی و پادگانی و توصیفات شما را قبول داشته باشیم باید جبهه دوم خرداد را پلیسی ترین حکومت معاصر بدانیم. کافی است نیم نگاهی به سوابق چهره هایی داشته باشید که همگی آنان از مدیران ارشد امنیتی و نظامی کشور در سال های نه چندان دور بوده اند. آقای اصلاح طلب امروز! من فقط می خواستم لحظاتی به زبان شما سخن بگویم وگرنه خاک پای بسیجیان و سپاهیان و ارتشیان و سربازان گمنامی که در حراست از آب و خاک و ناموس این کشور، بذل جان و آبرو کرده اند تا ابد توتیای چشمان همه ایرانیان آزاده و غیرتمند خواهد بود و اگر امروز رایحه ای از عزت و شرف از این مرز و بوم برمی خیزد، به همت حماسه و پایداری دلاورمردانی بوده که امروز به آن جانفشانی ها و پایمردی های افتخار می کنند.»
سخنان روشنگرانه آن دانشجوی آزاده که آن روزها بازتاب وسیعی در رسانه های کشور داشت، باعث گردید تا مدت ها این گونه تعابیر و اصلاحات از محافل و رسانه های سیاسی رخت بربندد علاوه بر آن که تمامیت خواهی و یکه سالاری های دو حزب برادر سالار و پدر سالار، فضای روانی سنگینی را علیه حزب پادگانی مشارکت و سازمان پلیسی مجاهدین انقلاب به وجود آورده بود به گونه ای که دیگر گروه های عضو جبهه دوم خرداد، حزب مشارکت را که بیش از نیمی از کابینه را به تسخیر درآورده بود با عناوینی چون حزب دولت خوانده، حزب یکه سالار، حزب تمامیت خواه و حزب پادگانی یاد می کردند.
اما یکه تازی ها و سرمستی های اصحاب قدرت و ثروت در مصادر اجرایی دوام چندانی نیافت و پس از فرونشستن غبارهای شانتاژ و دروغ و فریب، مردم در دومین دوره انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم و آن گاه نهم ریاست جمهوری به شعارها و برنامه های اصولگرایان آری گفتند تا بار دیگر بوق های سامری و گوبلزهای مدرن به صدا درآیند و باز هم روی به تکرار اتهاماتی آورند که خلق آن واژه ها تنها از روی رفتار و عملکرد خود آنان کلید خورده است.