صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۹۰۱۴

ریشه مخالفت غرب با ایران هسته‌ای


هنگامى که “جیمى کارتر” رئیس جمهور آمریکا و “برژنف “ دبیر کل حزب کمونیست شوروى موافقت و تفاهم خود را در پایان مذاکرات “سالت 2” در وین (1979) اعلام کردند، شاهد تولد “زودباوری” در نظام بین‌الملل بودیم. کشورهاى اروپایى و کشورهاى عربى خاورمیانه تصور مى‌کردند که اشتراک نظر کاخ سفید و کاخ کرملین بر پایه ایجاد “صلح پایدار” در جهان صورت پذیرفته است، غافل از این که “ایجاد موازنه استراتژیک” میان دو نماد اصلى امپریالیسم و کمونیسم علت اصلى توافقات واشنگتن و مسکو در پیمان “سالت 2” محسوب مى‌شد.

در حال حاضر 27 سال از مذاکرات “سالت 2” مى‌گذرد. على‌رغم فروپاشى کمونیسم و در هم ریختن ساختار جهان دو قطبى شاهد تشدید رقابت تسلیحاتى و اتمى در بین آمریکا و روسیه هستیم. شاید تنها تفاوت اصلى میان برهه کنونى و سال 1979میلادى ، حضور مستقیم “اروپا” به عنوان ابزار و وجه‌المصالحه‌اى میان کش مکش‌هاى کاخ سفید و کاخ کرملین است. “اروپاى جدید” با چهره‌اى دگرگون شده و فاصله گرفته از ماهیت “اروپاى واحد” به گونه‌اى ناخواسته و غیرمحسوس وارد جدال غیرقاعده‌مند مسکو و واشنگتن در هزاره سوم شده است.

سیاستمداران اروپایى از سویى قصد دارند با هدف خروج از سردرگمی، ناسیونالیسم اروپایى را در داخل اتحادیه ناکارآمد خود تقویت نمایند و از سوى دیگر مخالفت خود را با گسترش قدرت روس‌ها همچنان زنده نگاه دارند.

عمق فاجعه‌ از زمانى وسعت یافته که رابطه میان “امنیت بین‌المللی” و “عارى سازى جهان از سلاح هسته‌اى “ در بازى‌هاى سه گانه واشنگتن - اروپا - مسکو به رابطه‌اى معکوس تبدیل شده است. بر این اساس شاهد هستیم که فرانسه، آلمان، انگلستان، آمریکا، روسیه به عنوان 5 کشور اصلى تصمیم گیرنده در گروه 1 + 5 فعالیت‌هاى هسته‌اى زیرزمینى و غیرشفافى دارند که هیچ متصدى و مرجعى قادر به بازرسى و ارائه گزارش دقیق و مستند از آن ها نیست. در زمان حضور بوریس یلتسین در روسیه و با تلاش دیپلمات‌هاى اروپایى شاهد شکل‌گیرى توافق نانوشته‌اى میان آمریکا ، اروپا و روسیه بودیم. بر مبناى این “توافق شوم” کشورهاى قدرتمندى که هم اکنون در قالب گروه 1+5 تعریف شده‌اند به راحتى قدرت گذار از سازمان‌هاى بین‌الملل با هدف تقویت تسلیحاتى خود را پیدا نمودند.

اما این توافق پس از سال 2000 میلادى و زیاده‌طلبى‌هاى بوش در آمریکا بارها در معرض تغییرى ناخواسته قرار گرفت. اکنون به دنبال اصرار کاخ سفید مبنى بر استقرار سیستم دفاع ضدموشکى در چک و لهستان توازنى که معلول “ادامه حیات هسته‌اى غیراستاندارد” کشورهاى قدرتمند بود بر هم ریخته است و در آینده‌اى نزدیک باید در انتظار تبعات این درهم‌ریختگى و انعکاس آن‌ در معادلات خارجى و داخلى کشورهاى 1 + 5 بنشینیم.

در چنین شرایطى بسیار دور از ذهن و غیرمعقول خواهد بود که شاهد تصمیم‌گیرى کشورهاى 1+5 در خصوص پرونده هسته‌اى ایران باشیم . آمریکا و اروپا، تهران را نسبت به ساخت سلاح هسته‌اى در جهان متهم مى‌کنند. این در حالیست که بنابر دلایل ایدئولوژیک، ایران تنها کشورى است که على‌رغم ورود به باشگاه هسته‌اى جهان به هیچ عنوان خواهان تولید سلاح هسته‌اى نیست.

دلیل اصلى مخالفت کشورهای1+ 5 با ایران نیز در دو نکته نهفته است: اول اینکه “ایران هسته‌اى “ بدون وابستگى به قدرت‌هاى بزرگ به هدف عالى خود در زمینه دستیابى به فناورى صلح‌آمیز هسته‌اى دست یافته است و دوم این که تهران حاضر به پذیرش قواعد بازى در باشگاه هسته‌اى بر مبناى اراده و لابى‌هاى آمریکا،‌اروپا و روسیه نیست و بالعکس،‌پرچمدار خلع سلاح هسته‌اى در جهان به شمار مى‌رود. کشورهاى 1 + 5 در راستاى عدم مواجهه با مطرح شدن مطالبه بشرى جهانیان مبنى بر پاکسازى جهان از سلاح هسته‌اى از هیچ اقدامى فروگذار نمى‌کنند. از آن جا که این مطالبه توسط ایران مطرح مى‌شود، کشورهاى 1 + 5 سعى دارند ضمن وارونه جلوه دادن فعالیت‌هاى صلح‌آمیز هسته‌اى ایران، همچنان به رقابت فشرده تسلیحاتى و هسته‌اى ماوراى اظهارات و ژست‌هاى دروغین سران خود ادامه ‌دهند.

بزرگنمایى پرونده هسته‌اى ایران از سوى کشورهاى 1 + 5 از سال 2003 تا کنون با هدف سرپوش گذاشتن بر روى اختلافات داخلى کشورهاى 1 + 5 صورت گرفته است، اختلافاتى که در مناسبات لغزنده آمریکا،‌ روسیه و اتحادیه اروپا به تدریج خود را نشان خواهند داد.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات