با موضعگیرى مجدد درباره اسرائیل احمدىنژاد دوباره واکنش اروپا را برانگیخت؛ تبعات جمله رئیسجمهور “شمارش معکوس براى نابودى اسرائیل” جبههگیرى تازه علیه ایران با تاکید دوباره احمدىنژاد بر نابودى اسرائیل و...
گزارههاى مفهومى فوق که دیروز تیتر یک روزنامههاى شرق، اعتماد ملی، هم میهن و معدود روزنامههاى دیگر متصل به جریانات کارگزاران واصلاحات بود حاکى از چه واقعیتى است؟
رئیس جمهور در جمع خبرنگاران شرکت کننده در سالگرد ارتحال امام(ره) چه گفت که اینگونه واکنش روزنامههاى دوم خردادى برانگیخته شد؟ بهتر است خبر سخنان رئیس جمهور را به نقل از پایگاه خبرى ملى اسرائیل “آروتزا شووا” بخوانیم. این سایت خبرى با اشاره به تاکید احمدىنژاد بر آغاز شمارش معکوس براى نابودى رژیم صهیونیستى نوشت: “احمدىنژاد گفت که کلید نابودى اسرائیل تابستان گذشته توسط حزبالله لبنان زده شد.” این پایگاه خبرى ضمن اشاره به اظهارات رئیس جمهورى کشورمان مبنى بر محو اسرائیل از صفحه روزگار افزود: “اظهارات پیشین احمدىنژاد درباره محو اسرائیل نقل مستقیم از سخنان [امام] خمینی(ره) بود” واقعیت همین است اظهارات رئیس جمهور چیزى جز تاکیدات مکرر بنیانگذار انقلاب اسلامى حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبرى و مواضع بیست و هشت ساله نظام جمهورى اسلامى مبنى بر نابودى غده سرطانى اسرائیل نبوده و نیست. اما سوال اینجاست چرا روزنامههاى اصلاح طلب روز گذشته در نقش دایه عزیزتر از مادر براى این مولود نامشروع ظاهر شدند. ظاهرا توجیه اصلى این روزنامهها مسئله منافع ملى است و باطن امر، در بهترین حالت تضعیف رئیس جمهور؛ اگر نخواهیم به بدترین حالت در این مجال بپرازیم. مواضع ضداسرائیلى جمهورى اسلامى از ابتداى انقلاب اسلامى همواره واکنش کشورهاى مختلف غربى را برانگیخته است اما مسئله اینجاست چرا وقتى احمدىنژاد دم از لحظه شمارى براى نابودى رژیم صهیونیستى مىزند اینگونه مورد تهاجم و حمله جریانات دوم خردادى و پراگماتیستى در کشور واقع مىشود.
برکسى پوشیده نیست که دولت احمدىنژاد در دوره دو ساله خود سیاست خارجى فعالى را به نمایش گذاشته است. براى جریانات سیاسى مختلف کشور پرواضح است تنش زدایى واقعى در عرصه سیاست خارجى با ابتکارات دیپلماتیک دولت نهم محقق شده است. آنهایى که حداقل آگاهى از سیاست خارجى دارند مىدانندکشورى که در پى یک جایگاه و شان منطقهاى و بینالمللى است ناگزیر ازدافعه است و اساسا منافع ملى از حاصل جمع جاذبه و دافعه یک کشور در عرصه بینالمللى محقق مىشود. این سوال را باید از جریانات اصلاحطلب پرسیدکه آیا تصور آنها از منشور آرمانى جمهورى اسلامى و جایگاه آتى ترسیم شده براى نظام سیاسى و اجتماعى ایران چیزى شبیه یک کشور بى طرف مانند سوئیس است؟
از سویى مگر نه این است که صهیونیسم ستیزى جمهورى اسلامى از ابتداى امر تاکنون به عنوان برگ برندهاى در معادلات منطقهاى و فرامنطقهاى ایران مطرح بوده و جمهورى اسلامى از این منظر در خاورمیانه به متحدان استراتژیکى دست یافته است. این در حالى است که عمروموسى به عنوان نماینده ارتجاعىترین طیفهاى عربى دیروز گفت: “زمان کوتاهى اعراب در برابر قلدرىهاى اسرائیل به سر رسیده است” اما واقعا جاى بسى تعجب است که چگونه ارگان نیمه رسمى احزاب کارگزاران و اصلاحات اینگونه بر آشفتهاند ودم از منافع ملى مىزنند.
کوته بینى است که تصور کنیم غربىها نسبت به مواضع ضد اسرائیلى جمهورى اسلامى آگاه نیستند و اظهارات احمدىنژاد را حمل بر یک برنامه از پیش طراحى شده مىکنند. در نهایت به زعم نگارنده سران احزاب دوم خردادى وکارگزاران باید در نحوه موضعگیرى روزنامههاى وابسته به خود و منش گردانندگان آنها دقت بیشترى از خود نشان دهند تا با اینگونه حرکتهاى غیرکارشناسی، منافع ملى کشور را با چالش مواجه نکنند و خداى ناخواسته زبان دشمن در داخل کشور نگردند.
والسلام