گزارشى از : دا هر جمایل ـ ترجمه و تنظیم : پوراندخت مجلسى
ابو خلیل کارگر ساختمانى که در جنگ تابستان گذشته با ترکش بمب زخمى شده است مى گوید: ما به حزب الله و به کشورهایى که به ما کمک مى کنند متکى هستیم و به آنها اعتماد داریم. من و ابوخلیل بیرون از روستاى او واقع در جنوب لبنان که به وسیله اسرائیل ویران شده ، در آفتاب سوزان بهارى به گفت و گو ایستاده بودیم که او احساس خود درباره حزب الله را با این جمله ابراز داشت و اضافه کرد:«ما براى در امان بودن از تهاجم بعدى اسرائیل به حزب الله اتکا داریم، زیرا دولت ما این کار را نمى تواند و نخواهد کرد.»
اسرائیل در یورش وحشیانه ۳۳ روزه خود به لبنان امیدوار بود که دقیقاً چنین احساسى را از بین ببرد. یکى از هدف هاى مشخص این جنگ که در آن بیش از هزار لبنانى و حدود ۴۰اسرائیلى کشته شدند، برگرداندن نظر لبنانى ها علیه حزب الله بود، به این دلیل که در ظاهر و به ادعاى تل آویو این سازمان آغازگر جنگ بود. خیال باطل تغییر نظر مردم نسبت به حزب الله با توجه به این امر در اسرائیلى ها ایجاد شده بود که اصولاً به وجود آمدن حزب الله ، واکنش مستقیم حمله پیشین اسرائیل به لبنان بوده است.
حزب الله که در سال ۱۹۸۲و براى مقاومت در برابر اشغال جنوب لبنان ، تشکیل شد ، در سال ۱۹۸۵ به سازمانى سیاسى تبدیل شد. واشنگتن به این حزب به عنوان دشمن قسم خورده اسرائیل- متحد وفادار آمریکا - برچسب «سازمان تروریستى» زده است. تبلیغات پیگیر و مستمر و موضع ستیزه جویانه دولت آمریکا درباره این تشکیلات، سبب شده است بیشتر آمریکاییان از طبیعت واقعى این حزب بى اطلاع بمانند و از این واقعیت اطلاع نداشته باشند که بسیارى از لبنانى ها در حال حاضر با حزب الله متحدند و با دعوت حزب الله براى بى اثر کردن سیاستى که دولت بوش در لبنان بر آن پافشارى مى کند موافق هستند.
شگفت این است که تقریباً نیمى از کسانى که متحد حزب الله علیه دولت لبنانى مورد حمایت آمریکا هستند، مسیحى اند. مایکل سماهه یک مسیحى مارونى است که از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ وزیر اطلاعات لبنان بوده است ، او جزو مسیحیان دروزى است که در حرکت حزب الله براى تشکیل یک حکومت دموکراتیک در لبنان، به شیعیان لبنان پیوسته اند. دلایل او براى این کار نظیر بقیه این استنباط بوده است که سیاست آمریکا نسبت به کشورشان مداخله جویانه و توهین آمیز است.
سماهه مى گوید، فؤاد سنیوره نخست وزیر لبنان و وزراى کابینه او سعد حریرى و ولید جنبلاط بر آنند که با همراهى و تطبیق دادن خود با اولویت هاى نو محافظه کاران آمریکا و باز هاى اسرائیلى، موقعیت خود را در اداره لبنان، تقویت کنند. سماهه مى گوید، شیعیانى که در لبنان از حزب الله طرفدارى مى کنند، برخلاف ادعاى آمریکا ایرانى نیستند. آنها لبنانى اند و برنامه و هدف هاى مستقل خود را دارند. آن طور که در جنگ دوم اسرائیل همه شاهد بودیم شکست اسرائیل در خود اسرائیل بود. این ایرانى ها نیستند بلکه جنگجویان لبنانى اند، مجاهدان لبنانى که در این کارزار مهم جنگیدند و پیروزى به دست آوردند.
امروز اعتبار حزب الله چنان است که خیلى بالاتر از یک جنبش مقاومت مشروع قرار مى گیرد. برنامه هاى وسیع اجتماعى در زمان صلح و تلاش براى نوسازى و مرمت خرابى هاى پس از جنگ، جایگاه حزب الله را بالا تر از احزابى که فقط تحسین و هورا کشیدن مردم رادرانتخابات شاهدند قرار داده است.
غیر نظامیان لبنان تشکیل شده اند از افراد فقیرى که با زراعت زندگى را مى گذرانند و حمایت دولتى از آنها، اگر هم باشد بسیار اندک و در حد هیچ است. این حزب الله است که براى آنها آموزش و پرورش، خدمات درمانى و سایر خدمات حمایتى را فراهم مى آورد، بویژه در دوران اشغال اسرائیل که تا ماه مه ۲۰۰۰ به طول انجامید. ظاهراً ارتش اسرائیل براى این که درسى فراموش نشدنى به حزب الله و تهران بدهد، با تأیید دولت بوش در جنوب لبنان ۱۰۰ هزار نارنجک و یک میلیون بمب خوشه اى کاشته است. این نارنجک ها و بمب هاى منفجر نشده، خطر زیادى را ایجاد مى کنند و عملاً زراعت را در آن منطقه غیر ممکن ساخته اند.
نیروى هوایى اسرائیل که با سلاح هاى ساخت آمریکا و با هواپیماهاى اف ۱۶ مجهز شده اند، در حمله به لبنان در هر ساعت در ۱۴ مأموریت جنگى به جاهاى مختلف حمله مى کردند و ویرانى به بار مى آوردند. از جمله این اقدام ها مى توان ویران کردن ۷۳پل، ۴۰۰ مایل جاده، ۲۵ جایگاه فروش بنزین، ۹۰ ساختمان تجارى، ۲ بیمارستان، ۳۵۰ مدرسه و ۱۵هزار خانه مسکونى را نام برد. نتایج سیاسى این جنگ در اسرائیل بسیار فاجعه بار بوده است، به طورى که از میزان مقبولیت نخست وزیر ایهود اولمرت پس از این جنگ بسیار کاسته شده و تا مرحله سقوط پیش رفته است. در روزهاى اخیر یک کمیسیون تحقیق اسرائیلى در بررسى هاى مقدماتى خود در باره جنگ لبنان، شواهد و مدارک محکمى منتشر کرده است مبنى براین که: «تصمیم اولمرت در مورد حمله هوایى، دریایى و زمینى کاملاً شتاب زده و بدون مطالعه بوده است.» این کمیسیون او را متهم کرده است به «ضعف و ناتوانى در تصمیم ، مسئولیت و دور اندیشى» و هدف هاى اعلام شده او را که آزاد کردن دو سرباز اسرائیلى اسیر و از هم پاشیدن حزب الله بود « بیش از حد بلند پروازانه و دستیابى به هدفى
غیر ممکن» دانسته است.
تابستان گذشته وزیر دادگسترى اسرائیل حییم ریمون ، در رادیو ارتش اسرائیل اعلام کرد: «همه کسانى که در جنوب لبنانند تروریست هایى هستند که به نحوى با حزب الله مربوطند و... روستاهاى جنوب لبنان باید پیش از این که نیروهاى زمینى وارد لبنان شوند ، با خاک یکسان شوند.» این لفاظى ها و عملیاتى که پس از آن انجام شد نتیجه مطلوبى را که آمریکا و اسرائیل خواهان آن بودند به دست نیاورد و به جاى این که حزب الله محبوبیت خود را از دست بدهد ، متحدان زیادتر و تازه ترى به آن پیوستند.
سماهه مى گوید: « من یک مسیحى هستم ولى یک لبنانى هم هستم و نمى توانم هنگام رویارویى با اسرائیل خودم را از شیعیان جدا بدانم .... براى من این غیر قابل قبول است که نهضت مقاومت از تصمیم گیرى محروم شود. ممکن است که این نهضت مقاومت از طرف مجاهدان شیعه باشد ولى این مقاومتى لبنانى است و ریشه در جامعه لبنان دارد که مسیحیان ، دروزى ها و سنى ها سنگ بستر آن هستند. سیاست دولت بوش در مورد لبنان و حمایت خارج از اندازه و بى وقفه آن از اسرائیل، مخالفت شدیدى را با دولت لبنان که مورد حمایت امریکا است بر مى انگیزد.
جورج دبلیو بوش پس از جنگ لبنان در یک کنفرانس خبرى در ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ ، روزى که با دخالت سازمان ملل آتش بس میان حزب الله و اسرائیل برپا شد، به دروغ شرم آورى متوسل شد. او اظهار داشت
«حزب الله بود که در این بحران دچار شکست شد» .او خطاب به حزب الله گفت:« چگونه مى توانید ادعاى پیروزى کنید، در حالى که در جنوب لبنان دولتى درون یک دولت دیگر هستید و قرار است یک نیروى بین المللى جایگزین شما شود؟». او همچنین اضافه کرد: نیروى جدیدى در جنوب لبنان ایجاد خواهد شد. بوش در این اظهارات خود به نیروهاى UNIFILاشاره داشت، یعنى نیروهاى موقت سازمان ملل در لبنان که قرار بود به ارتش لبنان در کنترل منطقه کمک کنند.
من که تازه از لبنان بازگشته ام مى توانم بگویم که این نیروها به هیچ عنوانى جانشین حزب الله نشده اند. درجه وفادارى نسبت به حزب الله وعلاقه به کشورهایى نظیر ایران که به بازسازى پس از جنگ کمک انسانى مى کنند به شکل بى سابقه اى بسیار بالاست و سربازان سست و بى حال سازمان ملل در جاهاى عمومى ایستاده اند و فقط رفت و آمد اتومبیل ها را زیر نظر دارند. این سربازان سازمان ملل را بسیارى از لبنانى ها علامت غیرمستقیمى از تبعیض و جانبدارى از اسرائیل تلقى مى کنند.
محمد کاندلى یک دانش آموز ۱۷ ساله دبیرستانى که از او درباره این نیروها سؤال کردم گفت: «.... نیروهاى سازمان ملل اگر مى خواهند کار خوبى انجام دهند، زمین هاى ما را از رژیم غاصب اسرائیل پس بگیرند. ما از آنها چیز دیگرى نمى خواهیم.»