بصیرت: نبرد ارتش پاکستان و طالبان محلی در دره سوات وضعیت امنیتی و معیشتی ساکنان منطقه را به مرز بحران کشانده است. در دومین هفته از دور جدید این نبردها که بر نواحی «بونر» و «مینگورا» متمرکز شده، دولت به مردم توصیه کرده تا بار سفر ببندند و خانه و کاشانهشان را تا مدت نامعینی ترک کنند.
دولت زرداری روز سهشنبه منع آمد و شد را لغو کرد تا مردم با ترک منطقه میدان وسیع و کممانعتری برای رویارویی ارتش و طالبان ایجاد کنند. به گفته منابع دولتی تاکنون بیش از نیم میلیون نفر از ساکنان سوات دره سرسبزشان را که یکی از مناطق گردشگری پاکستان است، به سوی مناطق امنتر ترک کردهاند.
خورشیدخان بلندپایهترین مقام حکومتی در سوات، گفته که طالبان به سوی سوات یورش آورده و در آنجا مینگذاری کردهاند.
بنا به اظهارات دولتمردان پاکستان، طالبان همچنین از مردم بهعنوان سپر انسانی استفاده میکنند. شاهدان عینی هم در گزارش اوضاع نابسامان شهر مینگورا گفتهاند شبهنظامیان سیاهجامه طالبان در بسیاری از خیابانهای شهر مستقر شده و برخی دیگر هم روی ساختمانهای بلند کمین کردهاند و در طول روز به تبادل آتش با ارتش میپردازند.
مسلمخان سخنگوی طالبان محلی مدعی است که شبهنظامیان بر 90 درصد از دره سوات کنترل دارند و آماده هرگونه پاسخگویی به ارتش هستند. در چنین شرایط هولناکی ساکنان تمام مایحتاج و زندگی خود را در وسایطنقلیه کوچک و بزرگ خود خلاصه کرده و از مهلکه گریختهاند.
سیداقبال 35 ساله از تاجران محلی میگوید: «میرویم تا جانمان را نجات داده باشیم. دولت گفته مردم باید بروند. حرفی نمانده که بزنیم. دیگر اختیاری نداریم.»
دولت محلی ایالت سرحد تدابیری برای پذیرایی از آوارگان سوات اندیشیده است و در نظر دارند آنان را در مناطقی از این ایالت اسکان دهد. در این میان افتخارحسین وزیر اطلاعرسانی دولت سرحد میگوید: «هزینهها و بودجه اضطراری برای این مورد درنظر گرفته شده و همچنین 6 اردوگاه را برای اسکان این نیم میلیون نفر آماده میکنیم.»
بسیاری از کسانی که از سوات گریختهاند، اگرچه تمایلی به ترک محل سکونتشان ندارند، اما امیدوارند که پس از پایان درگیریها به سواتی بازگردند که امنیت آن باثبات باشد. برخی از آنان حتی ارتش را تشویق به مقابله با طالبان میکنند.
تحولات داخلی در مناطق قبایلی ترس فراوانی را در میان مردم برانگیخته است. در ماههای اخیر افکار عمومی پاکستان دولت را تحت فشار قرار داده تا سیاستهای کارآمدی در اینباره اتخاذ کند. ناامنیهای ماههای اخیر که حالتی زنجیرهای دارد، افکار مردم پاکستان را علیه طالبان برانگیخته که حاصل آن استقبال شماری از ساکنان از حمله ارتش علیه این گروه است. تجربه چند روز حکومتداری طالبان در سوات در ذهن پاکستانیها الگوی مخوف حکومت طالبان در کابل را زنده کرد، زیرا شیوخ و رهبران این گروه در اولین گام باب بسیاری فعالیتهای اجتماعی زنان و جوانان را بستند. فعالیت گروههای افراطی، در سالیان اخیر، کارکردی دوگانه برای دولت پاکستان داشته است. اسلامآباد بهمنظور مقابله با تهدید کمونیستهای افغانستان و نیز ایجاد سدی بازدارنده در مقابل هند از آنان استفاده کرده است، اما برای جلوگیری از زیادهخواهی طالبان هم به امضای قراردادهای صلح و همکاری با آنان مبادرت کرده است. طبق این قراردادها این گروه اجازه مییافت در سوات نظام قضایی خاص خود را مستقر کند، اما فشار غرب بویژه امریکا و همچنین گسترش سلطه طالبان به بونر موجب شد تا دولت پاکستان از قالب یک مصالحهجو به در آید و گزینه نظامی را بیازماید.
اکنون آوارگی بیش از نیم میلیون نفر در سوات و بروز دور جدید درگیریها درحالی رخ داده که باراک اوباما رئیس جمهور امریکا میزبان آصف علی زرداری و حامد کرزای رؤسای جمهور پاکستان و افغانستان است، تا راهبرد تازه امریکا در قبال این دو کشور را به گفتوگویی جامع بگذارد. اوباما، طالبان محلی پاکستان را عامل تداوم ناآرامیهای افغانستان میداند و شدت عمل در مقابل آنان را بهترین گزینه برای ریشهکنی افراطگرایی و کاستن از ناآرامیهای منطقه تلقی میکند. زرداری، کرزای، اوباما و نمایندگان امریکا در چهار محور سیاستگذاری امریکا در وزارت خارجه، FBI، سیا و ساختمان کنگره امریکا دیدار میکنند و طرح نهایی برخورد با طالبان را تدوین خواهند کرد. امریکا بر آن است تا توجه پاکستان را از هند و رقابت دیرینه دو کشور بردارد و متوجه بحرانهای نواحی قبایلی خود و افغانستان کند. با این حال، افت محبوبیت کرزای و زرداری تحقق یک رابطه راهبردی میان آن دو را دشوار میکند. البته اوباما در کابل تاکتیکی متفاوت از اسلامآباد پیش گرفته است، افزایش نیرو در افغانستان و حمایت فزاینده اوباما از کرزای ترفند تازهای برای تقویت کرزای است.
در صحنه پاکستان احتمال میرود که واشنگتن نواز شریف، رقیب زرداری را ترغیب به همکاری با رئیس جمهور کند. نواز شریف بهدلیل رابطه محکمی که در دوران نخستوزیریاش با طالبان داشته هنوز یک اهرم حیاتی در عقبراندن طالبان بهشمار میآید.
راهبرد تازه امریکا در قبال این دو کشور از یک نقصان اساسی رنج میبرد. این راهبرد تا به امروز بر گفتوگو با رهبران پاکستان و افغانستان متمرکز بوده، اما افکار عمومی و خواستههای مردم را نادیده گرفته است. فقدان کانال ارتباط مستقیم امریکا با مردم دو کشور، عملکرد زرداری، کرزای و اقدامات امریکا را فاقد مشروعیت خواهد ساخت. مردم پاکستان و افغانستان به نیات امریکا بدبین هستند و تاکنون از راهبرد واشنگتن در قبال کشورشان حمایت نکردهاند. به همین دلیل است که در تعاملات اسلامآباد و واشنگتن یا همکاریهای نظامی افغانستان و ناتو یا امریکا عموماً غیرنظامیان قربانی شدهاند. مردمی که گرفتار حملات هواپیماهای ناتو و امریکا در افغانستان شدهاند، بهسادگی جان خود را از دست دادهاند و آنان که در پاکستان صدای زنگ خطر را شنیدهاند، برای حفظ جان خود به آوارگی رضایت دادهاند.