هنوز اما و اگرهاى فراوانى در مورد فتح الاسلام در اذهان ناظران مسائل لبنان باقى بود که گروه دیگرى منسوب به القاعده در جنوب لبنان جبهه تازه اى را فراروى ارتش لبنان قرار داد. نزدیک به ۳ هفته از آغاز درگیرى هاى گسترده میان شبه نظامیان فتح الاسلام منسوب به القاعده که در اردوگاه فلسطینى نشین نهرالبارد در شمال لبنان ساکنند مى گذرد که گروه دیگرى در اردوگاه فلسطینى دیگر این بار در جنوب لبنان و در نزدیکى شهر زیباى صیدا سر به شورش بر ضد ارتش لبنان برداشته اند و بر دامنه بحران در لبنان افزوده اند. بدین ترتیب هم اکنون ارتش لبنان که در ۳ هفته گذشته در سرکوب فتح الاسلامى ها چهره ناکامى را به خود گرفته و دولت سنیوره ناچار دست نیاز به سوى کمک هاى نظامى غرب دراز کرده بود با ۲ گروه ناشناخته دست به گریبان است: « فتح الاسلام در شمال و جند الشام در جنوب.»
اهمیت اردوگاه عین الحلوه براى دستگاه امنیتى و ارتش لبنان شاید بسى بیشتر از اردوگاه نهرالبارد باشد. ارتش لبنان در حالى به اردوگاه نهرالبارد حمله ور شد که از سوى برخى محافل داخلى فلسطین متهم به تلاش براى سرکوب فلسطینیان شد و فتح الاسلامى ها فلسطینیان ساکن در نهرالبارد را در واقع پوششى براى خود قرار دادند و از آنها به عنوان سپر انسانى در برابر ارتش لبنان استفاده کردند. این امر ارتش لبنان را با برخى ملاحظات در برخورد با فتح الاسلامى ها مواجه کرده بود و تردید چند روزه ارتش براى ورود به نهرالبارد هم از این امر حکایت مى کرد.
اردوگاه عین الحلوه که جندالشامى ها آن را به اتاق جنگ خود با ارتش لبنان تبدیل کرده اند با نزدیک به ۶۵ هزار نفر جمعیت ، بزرگترین اردوگاه فلسطینیان ساکن در لبنان محسوب مى شود و به دلیل حضور جندالشامى ها در ساختار اجتماعى این اردوگاه و پناه گرفتن آنان در میان ساکنان اردوگاه برخورد با شورشیان جندالشام چندان ساده نیست مگر با ورود تانک هاى ارتش لبنان به این اردوگاه فلسطینى نشین که این امر نیز با توجه به قرارداد سال ۱۹۶۹ میان اعراب امرى محال به نظر مى رسد. از هم اکنون قابل تصور است که ورود ارتش لبنان به عین الحلوه حتى مى تواند اسباب مخالفت رسمى گروه هاى فلسطینى را در بر داشته باشد که در نهایت در شدیدترین وضع آن مى تواند این اردوگاه را پاشنه آشیلى براى ارتش لبنان قرار دهد. هم اکنون عمده نگرانى فرماندهان ارتش لبنان از ورود دیگر نیروهاى تندروى مسلح پناه گرفته در دیگر اردوگاه هاى فلسطینى است. اردوگاه هایى چون الرشیدیه و برج الشمالى که شمار زیادى از فلسطینیان را در خود جاى داده اند در محور تمرکز نیروهاى امنیتى و ارتش لبنان قرار گرفته است. مهمترین گروه مسلح ساکن در اردوگاه عین الحلوه گروه عصبه الانصار است، که سابقه تأسیس اش به سال هاى میانى دهه ۱۹۸۰ میلادى باز مى گردد. این گروه نیز همانند فتح الاسلامى ها ناشناخته و مرموزند و اطلاعات اندکى در مورد آنها در آرشیو ها موجود است. گفته مى شود رهبرى این گروه در ابتدا با شخصى به نام هشام شریدى بوده که از چهره هاى با نفوذ در میان فلسطینیان محسوب مى شده است. شریدى از چهره هایى بود که مدعى اتحاد همه گروههاى فلسطینى بر ضد اسرائیل بود. شریدى در سال ۱۹۹۱ به دست چهره هاى ناشناسى ترور شد. برخى قاتلان او را جوخه هاى ترور اسرائیل اعلام کرده اند و برخى نیز قتل او را نوعى تسویه حساب رایج میان گروه هاى فلسطینى دانسته اند. جانشینان شریدى اما ترجیح مى دادند که راهى مستقل در مبارزه با اسرائیل را برگزینند.
عصبه الاسلامى ها انتقاداتى را هم به کشورهاى عربى دارند و اینک اصلى ترین منتقدان حکومت هاى عربى همچون عربستان، مصر و اردن محسوب مى شوند. آنها حتى این شعار مبارزان را تکرار مى کنند که در شرایطى که حملات اسرائیل به مناطق فلسطینى نشین ادامه دارد، سخن از صلح با اسرائیل خیانت به آرمان هاى مردم فلسطین محسوب مى شود. در سال ۲۰۰۲ میلادى، جند الشام - که به معناى «سپاه سوریه بزرگ» است - از عصبه الاسلامى ها جدا شد و یک گروه جدید را تشکیل داد.
این گروه مدعى شد که سوریه، لبنان و فلسطین یک سرزمین اسلامى واحد را تشکیل مى دهند اما واقعیت این بود که این جریان نیز در راستاى تشکیلات نوظهور القاعده شکل گرفته بود. برهمین اساس ناظران معتقدند، جدال روزهاى اخیر این گروه با ارتش لبنان تلاش براى تحقق این آرمان بلکه همان طورى که اشاره شد تلاشى براى خارج کردن فتح الاسلام از فشار ارتش لبنان است. اینک شاهد آن هستیم که طیف هاى تندروى این گروه همزمان با درگیرى ارتش لبنان با گروه فتح الاسلام به هوادارى همرزمان خود برخاسته و براى جلوگیرى از توفیق ارتش لبنان در سرکوب فتح الاسلام جبهه جدیدى را در جنوب براى ارتش لبنان گشوده اند.
با آغاز عملیات این گروه بر ضد ارتش لبنان برخى طیف هاى وابسته به جناح حاکم لبنان موسوم به ۱۴ مارس براى این که از این رهگذر تسویه حسابى هم با مخالفان خود و در رأس آن حزب الله کرده باشند این گروه را به همکارى با سوریه در سال هاى گذشته متهم مى کنند و این امر در حالى است که عملکرد فتح الاسلام و جندالشام از ابتداى بحران اخیر بشدت از سوى سوریه و ۸ مارسى ها و حزب الله محکوم شده است.
فتح الاسلام و جندالشام را چه عضوى از هزارپاى القاعده بدانیم و چه بخشى تندرو از گروه هاى بریده فلسطینى، باید به سرگردانى ارتش لبنان در برخورد با این گروه ها اعتراف کنیم. این ۲ گروه هم اکنون با اطمینان از بى میلى احزاب و طیف هاى لبنانى نسبت به ورود به این داستان، مى کوشند بیشترین ضربه را بر ارتش لبنان وارد کنند. ناتوانى در مدیریت بحران از سوى دولت سنیوره از سویى و ناتوانى و نداشتن آموزش کافى ارتش لبنان از سوى دیگر دست به دست هم داده تا شاهد ناکامى لبنانى ها در سرکوب گروه هایى که خود به چندصدنفره بودن آن اشاره مى کنند، باشیم.