سران هشت کشور صنعتى جهان موسوم به “جى 8” در پایان نشست اخیر خود در بندر هایلیگندام آلمان با انتشار بیانیهاى از تهران خواستهاند تا فعالیتهاى صلحآمیز و تحقیقاتى خود را به حال تعلیق درآورد.در سال 2003 شاهد بودیم که گروه هشت در اویان (فرانسه) تشکیل جلسه دادند و از ایران خواستند تا با امضاى پروتکل جدیدى با آژانس بینالمللى انرژى اتمی، به نگرانى کاذب زورمداران نظام تک قطبى جهان پایان دهد. این بیانیه در سالهاى بعدى و در نشستهایى که به ترتیب در آمریکا، اسکاتلند و روسیه برگزار شد، شدت بیشترى یافت تا به وضعیت کنونى رسید. بررسى تاریخی- تحلیلى نشستهاى برگزار شده نشان مىدهد که پس از وقوع جنگ عراق شاهد شکلگیرى “زنجیره هدایت شده ضدایرانی” در میان 8 کشور صنعتى جهان بودهایم. از این رو به راحتى مىتوان بیانیههاى اویان (2003) و هایلیگندام (2007) را دو جزء از یک “کل مدون” و طرحریزى شده دانست و میان آن دو ارتباطى هدفمند برقرار نمود. از این رو بیانیه خصمانه صادر شده علیه ایران در نشست اخیر 8 کشور صنعتى جهان معلول وجود یک نگاه واحد آمریکایی- صهیونیستى در معادلات کلان و مبانى کشورهاى صنعتى جهان است. همان گونه که به راحتى مىتوان استنباط نمود، این “نگاه واحد” در طول 4 سال اخیر حفظ شده است و درهم شکستن آن از سوى کشورهاى 1+5 و “جى 8” نوعى تجاوز آشکار محسوب مىشود. جابهجایى ظاهرى مهرهها نیز تاثیرى در کلیت این نگاه نداشته است. از این رو افرادى مانند گرهارد شرودر، برلوسکونی،ژاک شیراک و کویزومى و جانشینان آنها هم در قالبى گام برداشتهاند که شاکله و ابعاد آن از سال 2003 تاکنون ثابت مانده است. اما “جنس” و “ماهیت”این قالب و نگاه واحدى که فلسفه تشکیل این قالب محسوب مىشود چگونه است؟ پاسخ این سوال را مىتوان در لابهلاى اظهارات “عامى آیالون”یکى از چهار نامزد اصلى ریاست حزب کاردر اسرائیل جستجو نمود که درسایت صهیونیستى “ید یهوت آحارونوت” بیان شده است:“تهدید ایران مستلزم برخوردى بسیار جدى در همه سطوح سیاسی، نظامى و امنیتى است... اسرائیل ابزارهاى بسیارى براى حل این مشکل در اختیار دارد. اما همه کارها باید در سکوت انجام شود و به رسانهها کشیده نشود. کسى که باید این مبارزه را رهبرى کند آمریکاست و اسرائیل بایداز پشت پرده فعالیت کند.”جنس نگاه غالبى که بر فضاى “جى 8” و کشورهاى 1+5 حکمفرما شده است را باید از تلفیق اظهارات مشابه “عامى آیالون”، فضاى حاکم بر اتاق فکرى نومحافظهکاران آمریکا، سردرگمى اروپا و اشتباهات استراتژیک روسیه جستجو نمود. در چنین فضاى مسمومى است که کاخ کرملین به راحتى در مقابل کاخ سفید تعظیم مىکند و همه ظرفیتهاى نهفته خود در تقابل با دشمن دیرینه خود را نادیده مىانگارد. پیشنهاد خفتبار اخیر پوتین در حاشیه نشست “جى 8”مبنى بر همکارى مشترک با آمریکا در قبال ایران تائید کننده همین حقیقت است. بیانیههاى کاغذى “جى 8” و قطعنامههاى شوراى امنیت نیز در چنین فضاى مسمومى صادر مىشوند. این بیانیهها محصول استقلال کشورهاى صنعتى و قدرتمند جهان نیست و تنها مىتوان آنها را جلوهاى شوم از انعکاس نگاه صهیونیستی- آمریکایى در سازمانهاى بینالمللى دانست. اما پاشنه آشیل این “نگاه مسخ کننده”کشورهاى اروپایى و روسیه را باید در کجا و چگونه جستجو نمود؟ پاسخ این سوال را باید در چهار محدوده جغرافیایى و سیاسى جستجو نمود:ایران، اروپا، کاخ کرملین و خاورمیانه. استقامت ایران اسلامى بر سر مواضع حقه خود، حرکت اروپا به سمت گذار از آمریکا، گذار کاخ کرملین از دوران حاکمیت سیاستمداران سردرگم و خودفروختهاى مانند ولادیمیر پوتین و بازگشت به دوران قدرت جنگ سرد و پررنگ شدن اسلام گرایى در خاورمیانه عوامل نابودکننده نگاه شوم آمریکایی- صهیونیستى در دل سازمانهاى بینالمللى محسوب مىشوند. نکته جالب توجه اینکه تحقق هر یک از عوامل چهارگانه فوقالذکر به خودى خود مانع از تحقق اهداف آمریکا و اسرائیل در جهان خواهد شد و جمع همزمان 4 عامل با یکدیگر موجب نابودى کامل این نگاه مسخ کننده مىشود. شواهد موجود در نظام بینالملل و خصوصا آنچه درخاورمیانه مىگذرد جملگى مواردى در تائید آخرین نفسهاى صهیونیسم، کاخ سفید و دیگر دشمنان ایران در جهان به شمار مىآیند.