آمریکا با حمله به افغانستان نظم جدیدى (خاورمیانه بزرگ) را دنبال کرد و با اعلام این ابتکار در اجلاس سران گروه 8 در ژوئن 2004 به دنبال کسب تائید اروپا بر آمد قطعا در چند سال آینده خاورمیانه کانون ژئوپلتیک بینالمللى خواهد شد و در نتیجه تا حد زیادى تفاوتى بین اروپا و آمریکا را تعیین خواهد کرد. “دولت آمریکا خاورمیانه بزرگ را در برگیرنده اسرائیل، ترکیه، ایران، پاکستان، افغانستان، کشورهاى عربى و نیز تمام آسیاى مرکزى و قفقاز را در راس آن مىگنجاند.” این طرح بخشى از راهبرد و دکترین پیشگیرانه امنیت ملى آمریکا را تشکیل مىدهد که برخورد با حزبالله لبنان، ایران و سوریه را در آن تعقیب مىکنند که در وراى آن نیز اسرائیل را به عنوان تنها کشور آزاد و دموکرات منطقه معرفى مىکنند که مىتواند الگوى مناسبى براى کشورهاى منطقه باشد.
به طور کلى خاورمیانه از سه زاویه براى نومحافظهکاران اهمیت دارد:
“1- خاورمیانه محل تعیین کننده نظام آینده است و عامل حفظ برترى آمریکا محسوب مىشود .
2- امنیت اسرائیل با تغییرات در خاورمیانه تامین مىشود.
3- براى پیشگیرى از جنگ تمدنها، جهان اسلام بایستى وارد فرآیند مدرنیزاسیون شود.”
اهداف آمریکا و غرب به طور کلى از طرح خاورمیانه بزرگ عبارتند از:
1- مشروعیت و مشارکت اسرائیل در منطقه خاورمیانه
2- پیگیرى الگوى مشارکتگرایى تامین امنیت براى کاهش هزینهها
3- دستیابى به نفت و فشار به دیگر کشورها
4- اهداف اجتماعى و فرهنگى و سکولار کردن منطقه
5- تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى ایران، و محاصره انقلاب اسلامی. مقام معظم رهبرى در این رابطه مىفرمایند:
... خوب؛ طبعا بخشى از این رویکرد، مربوط به ایران مىشود. یعنى جزء کشورهایى هستیم که نگاه این حوزه زیادهطلبی، در بخشى متوجه ما هم هست؛ چون نگاه عمده آمریکا در این رویکرد و حرکت سیاسی، بیشتر به خاورمیانه است. ما هم با خصوصیات برجستهاى که در کشورمان هست، در این منطقهایم. چرا ایران در این چالش، طرف توجه قدرت متجاوز و کانون متجاوز یعنى آمریکاست؟ همان طور که گفتیم، اولا به این دلیل که ایران کشورى بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسیار مهم زیرزمینى است. دوماًذخیره گازى در سطح دنیا متعلق به کشور ماست . ذخیره بسیار ارزشمند نفت و خیلى از منابع زیرزمینى دیگر متعلق به ایران است. کشورى با جمعیت زیاد، موقعیت جغرافیایى حساس، مرز طولانى در خلیج فارس و دریاى عمان؛ اینها همه امتیازات یک کشور است.
“... اینکه در نقطهاى از دنیا، نظامى سر کار بیاید که معتقد به نفى ظلم باشد، معتقد به نفى استبداد باشد، متکى و معتقد به مردمسالارى باشد و همه این مفاهیم را هم از مبانى دینى و اعتقادى گرفته باشد، خیلى مهم است. بخصوص در منطقهاى که کانون توجه آمریکا از لحاظ منافع است، بدیهى است بین اینها تضاد و چالش، یک امر قمرى و حتمى و اجتنابناپذیر است.”
6- ترسیم خاورمیانه بزرگ به گونهاى که صهیونیسم بازیگر اصلى منطقه باشد و کاخ سفید همواره در معاملات سیاسى کشورهاى غربى اعمال نفوذ کند و در این روند امنیت دائمى اسرائیل حفظ شود. مقام معظم رهبرى در این باره مىفرمایند: “امروز دشمن اهداف خود را صریح بیان مىکند. صریحا مىگویند با بیدارى اسلامى مخالفند و مىخواهند آن را درهم بکوبند، صریحا مىگویند که مىخواهند نقشه خاورمیانه را عوض کنند. تغییر نقشه خاورمیانه به چه معناست؟ معنایش این است که صهیونیستهاى ظالم عامل دست استکبار جهانى را همه کاره منطقه کنند و در این منطقه هیچ کشور و دولت و قدرت و ملتى نباشد که در پنجه استعمار صهیونیستها نباشد.”
7- تسلط بر منطقه و بعد جهان با نفوذ در این منطقه ژئواستراتژیک و به قول چامسکى این طرح تنها یک ژست لفظى است. رهبر انقلاب در این رابطه معتقدند: “آنها به رژیمهاى سرسپردهاى احتیاج دارند که ظاهر دموکراسى هم داشته باشد. خطر آمریکا مخصوص عراق نیست. بسیارى از رژیمهاى منطقه که با آمریکا روابط خوبى دارند، از آنجایى که رژیمهاى مورد پسند و متکى به آراى مردم نیستند، در آینده مورد چالش آمریکا قرار خواهند گرفت”. و در جاى دیگر مىفرمایند:
“اظهارات مسئولان دولت استکبارى آمریکا نشان مىدهد که اینها در منطقه خاورمیانه، علیه همه ملتهاى این منطقه مقاصد و نقشههایى دارند؛ این ایجاب مىکند که ملتهاى منطقه بیدار شوند. حقیقت قضیه این است که آنها به دنبال سلطه بر کشورهاى منطقهاند. مگر نمىبینید که مىگویند نقشه سیاسى خاورمیانه باید عوض شود! دیروز یکى از مسئولان سیاسى عرب گفت که اینها مىخواهند اتحادیه عرب را منحل کنند و اتحادیه دیگرى به وجود بیاورند که رژیم صهیونیستى هم جزء آن باشد! یعنى عامل خودشان در منطقه، وسیله فشار دائمى بر دولتهاى منطقه باشد، به کمتر از این قانع نیستند، دوست و دشمن هم نمىشناسند.”
معظمله ادامه مىدهند: “این حمله ابعادى دارد و وسیعتر از عراق است، موضوع فقط حمله به عراق نیست، در اهداف آمریکایىها در مرحله اول، کشورهاى عربى و در مرحله دوم کشورهاى اسلامى قرار دارند.”
“در واقع این طرح، یک کاسه کردن همه منافع موجود در این منطقه و ریختن در جهنم پر شدنى معده قدرتطلب استکبار آمریکایى است، آنها سلطه مطلق را مىخواهند، دنبال قدرت مطلقه بر همه دنیا هستند.”
8- در عرصه آموزشى هدف آنها تبدیل اسلام به دینى غیر سیاسى و فاقد آموزههاى مبارزاتی، حکومتى و جهادى است تا شرایط براى پذیرش فرهنگ، الگوها و ایدئولوژى لیبرال دموکراسى فراهم شود.