در اوج جنگ سرد دوم بود که ریگان رئیسجمهور وقت آمریکا طرحى را از پنتاگون دریافت کرد که بر اساس آن به آمریکا این امکان داده مىشد که در هر لحظه مجموعهاى از حملات موشکى خود را متوجه موشکهاى قارهپیماى بالستیکى کند که قابلیت هدف قرار دادن منافع ایالات متحده را در محدودهاى وسیع دارا مىباشند. این طرح به آمریکا این توان را مىداد که این قبیل موشکها را پیش یا به هنگام شلیک و یا حتى به هنگام پرواز به سمت هدف مورد اصابت قرار دهد. این طرح مىتوانست بالانس یا معادله موشکى بین دو ابر قدرت دهه 80 را به هم بزند یا ظهور نسل موشک هاى قارهپیما در اوایل دهه 60، توازن موشکهاى قارهپیماى دو ابر قدرت زمان به عنوان یک مسئله مهم درآمد. آمریکا موشکهایى را طراحى کرد که مىتوانستند موشکهاى بالستیک قارهپیما را هدف قرار دهد. در نهایت مذاکراتى بین طرفین تحت عنوان مذاکرات کنترل تسلیحات و موازنه موشکى صورت گرفت که در سال 1972 به معاهدهاى بین طرفین منجر شد که بر اساس آن طرفین توازن گذشته خود در دارا بودن تعداد موشکهایى که مىتوانند موشکهاى قاره پیماى طرف مقابل را مورد اصابت قرار دهد در یک سطح کنترل شدهاى قرار دهند که مبناى آن مذاکرات سالت بود، مذاکرهاى که توسعه توانمندىهاى موشکى طرفین را محدود مىکرد. این داستان تا اواسط دهه 80 که دولت ریگان طرح جنگ ستارگان را مطرح کرد ادامه داشت و درست مصادف با فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى شد.
روسها در آخرین مذاکرات کنترل توان استراتژیک هدفشان این بود که سطح توان موشکى یکدیگر را از 3500 پایینتر بیاورند و به 1500 برسانند. اما آمریکایىها در آن زمان روى 2500 تاکید داشتند . از سال 1992 و با روى کارآمدن دولت کلینتون طرحى به نام سپر دفاع ملى مطرح شد. وضعیتى که هماینک ما شاهد آن هستیم در واقع ادامه وضعیتى است که در زمان دولت کلینتون براى ادامه جنگ ستارگان مجددا به منظور تسلط بر فضا و مقابله با حملات احتمالى موشکى از ناحیه موشکهاى قارهپیماى بالستیک شکل گرفته بود. در سال 2002 یک اتفاق مهم رخ داد و آن اقدام آمریکا براى توسعه سپر دفاع موشکى ملى بود که با مخالفتهاى داخلى و خارجى روبرو شد. در زمان کلینتون که این طرح از سوى پنتاگون مطرح شده بود بامخالفت جمهوریخواهان و دموکراتها مواجه شد. بناى مخالفت آنها نیز این بود که این طرح مىتواند مذاکرات سالت و معاهده کنترل موشکهاى ضد موشک قاره پیماى بالستیک را نقض و از بین ببرد واگر چنین نقضى صورت بگیرد امکان توسعه جنگ تسلیحاتى در سطح موشکهاى قارهپیما به وجود خواهد آمد و معادله امنیتى دنیا را به هم خواهد زد.
طرح سپر دفاع موشکى اساسا به گونهاى از سوى آمریکایىها طراحى شده بود که مىخواستند تا سال 2007 یکصد سامانه موشکى را در نقاط مشخصى که عمدتا سه نقطه معین در خاک ایالات متحده از جمله آلاسکا بود، مستقر کنند. اما از زمانى که توسعه این طرح در خاک اروپا مطرح شد هم حساسیتهاى ویژهاى را توسط دولت روسیه برانگیخت و هم اروپایىها و هم چین و حتى کشورهایى چون هند و برزیل نسبت به آن موضعگیرى کردند. علت این بود که آنها نیز اعتقاد داشتند که توسعه سپردفاع موشکى ایالات متحده مىتواند موازنه امنیتى موشکى را در سطح دنیا برهم بزند. اساسا از زمانى که موضوع استقرار دو سیستم رادارى در چک و ده پایگاه موشکى در لهستان مطرح شد اولین حساسیتها از ناحیه روسیه بود که بروز پیدا کرد. به طور مشخص روسها تهدید کردند که اگر چنانچه آمریکا این طرح را به طور جدى دنبال کند آنها مجددا توسعه موشکهاى قارهپیما و توسعه موشکهاى ضد موشکهاى قارهپیماى خود را در دستور کار قرار خواهند داد. روسها به دنبال این موضعگیرى یک کلاس جدید از موشکهاى ضد موشکهاى قارهپیماى خود را آزمایش کردند. در اواخر دوران کلینتون نیز که طرح گسترش سامانه سپر موشکى توسعه پیدا کرده بود روسها یک مجموعه آزمایشهاى موشکى قاره پیما و ضد موشک قارهپیما را در اواخر 1999 به طور بىسابقهاى در فاصله 14 هزار کیلومترى انجام دادند که در این فاصله موشکهاى قارهپیماى خود را با موشکهاى ضدموشکهاى قارهپیما هدف قرار دادند و تهدید کردند که این کار را توسعه خواهند داد.
آمریکایىها از اوایل سال 2001 که برنامه توسعه سپردفاع موشکى را مطرح کردند مصادف بود با حملات 11 سپتامبر دقیقا در ژانویه 2002 بود که رئیسجمهور آمریکا عین محور شرارت را مطرح کرد. قبل از آن ادبیاتى مطرح شده بود که توسعه توانمندى سپر موشکى روسیه را هدف قرار نداده است بلکه هدف کشورهایى هستند که مىتوانند بالقوه داراى پتانسیل زدن ضربات استراتژیک باشند. هیچ کارشناس استراتژى در ایالات متحده در چین و روسیه و اروپا نپذیرفتند که این استدلال منطقى است. حتى در بهار 2006 در کنفرانس امنیتى مونیخ آقاى پوتین شدیدترین تهدیدات را نسبت به آنچه که توسعه سپر دفاع موشکى خوانده مىشد اعلام کرد. این امر شرایط را حساستر کرد.اساسا به لحاظ فنى این ادعاى آمریکا معنا نمىدهد. بسیارى از کارشناسان معتقدند که هدف آمریکا از استقرار این سامانه در اروپا دخالت دادن اتحادیه اروپا در هزینههاى امنیتى ایالات متحده است . قطعا هدف اصلى آمریکایىها از این طرح کنترل روسیه و چین است. به همین دلیل شمال شرق اروپا اشغال شده است. اولا مرکز پیمان و رشد براى استقرار سامانه انتخاب شده است که خود پیامهاى سیاسى - امنیتى خاص براى روسها دارد.
چینىها نیز از دهه 60 با توسعه سیستم سپر دفاع موشکى آمریکا مشکل داشتند. آنها معتقد بودند که این امر آنها را مجبور خواهد کرد تا وارد یک رقابت تسلیحاتى گسترده شوند. هم اکنون نیز چینىها با استقرار سامانه ضدموشکى آمریکا در اروپا به شدت مخالف هستند و از آن ابراز نگرانى کردهاند. اروپاى غربى نیز به شدت معترض موضوع است. اروپایىها از آمریکا این سوال را پرسیدهاند که اگر این سیستم مربوط به دفاع از منافع اروپا و توسعه امنیت در این قاره است پس یک موضوع اروپایى است لذا باید در کنفرانس امنیت اروپا مطرح شود یا حداقل باید در قالب ناتو تصمیمگیرى شود.آنان به این وضع معترضند که آمریکا به چه دلیل به خود اجازه داده است که در امنیت اروپا دخالت کند.