چند روز پیش در چهلمین سالروز جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، نمایندگان کنگره آمریکا طی قطعنامه ای خطاب به رژیم صهیونیستی، خاطره پیروزی در آن جنگ را که با اشغال تقریبا تمامی سرزمین فلسطین و بخش هایی از سرزمین کشورهای عربی همجوار، همراه بود، گرامی داشتند و به سردمداران این رژیم متجاوز تبریک گفتند.
در این جنگ که در سال 1967 میلادی (1346 شمسی) میان اسرائیل از یکسو و ارتش های مصر و سوریه و حمایت یگان هایی از ارتش عراق، لیبی و یمن برپا شد، اسرائیل با حمایت مستقیم کشورهای غربی به ویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه و حتی کمک های غیرمستقیم شوروی و همچنین با استفاده از ضعف نظامی و فرماندهی و خیانت هایی که از درون و از ناحیه عناصر رخنه کرده موساد و بعضی سران و دولت های منطقه در جبهه مقابل وجود داشت، با دست زدن به جنایات بی شمار و غیرقابل وصف موفق شد بلندی های جولان را از سوریه، صحرای سینا را از مصر، کرانه باختری رود اردن را از اردن و بالاخره نوار غزه را از فلسطین به اشغال درآورده و به متصرفات اصلی و قبلی خود (سرزمین فلسطین) اضافه کند و روحیه تجاوزگری و جنایتکارانه خود را بیش از گذشته آشکار و عینیت بیشتری ببخشد. رژیم غاصب اسرائیل با تکیه بر این پیروزی ها و همچنین دلگرمی هایی که از ناحیه حمایت و تشویق کشورهای سلطه گر و قدرتمند غربی- که اصولا خود پایه گذار و موسس این رژیم بودند- به دست می آورد، بدون توجه به اعتراض های جهانی و قطعنامه های سازمان ملل از آن پس با قلدری و صراحت بیشتری به تعقیب نقشه های شوم و پیاده کردن ایده های بلندپروازانه خود که بیش از هر جا در شعار «از نیل تا فرات» مستتر و نمایان بود، پرداخت و شش سال بعد یعنی در رمضان سال 1973 جنگ دیگری را علیه دولت های مصر و سوریه تدارک دید... و روند اشغالگری و قدرت طلبی خود را تداوم و به آن عمق و وسعت بیشتری بخشید.
این رژیم نامشروع و غده سرطانی که امروز یکی از بزرگترین دلایل ناامنی و آتش افروزی ها در منطقه و جهان است، از بدو تاسیس از حمایت قدرت های سلطه گر جهانی و مدعی حقوق بشر و دموکراسی و... برخوردار بود و در سایه این حمایت برای تحقق اهداف وقیحانه و ضد بشری خود از ارتکاب هیچ جنایتی دریغ نمی ورزید، کماکان امروز هم مورد تایید و حمایت قدرت های ضد بشری و مروج ظلم و ستم و بیداد است و همان طور که اشاره شد کنگره آمریکا همین چند روز پیش به بهانه سالروز جنگی که چهل سال پیش اتفاق افتاده، این رژیم غاصب را مورد نوازش قرار می دهد و خوی اشغالگری و جنایت او را می ستاید و آن را برای ادامه اشغالگری و تداوم حیات ننگین تشویق می کند و در مقابل مقاومت های روزافزون مسلمانان و اعتراض های جهانی، روحیه می دهد.
و این بیش از هر چیز از واقعیت های روزگار و مناسبات حاکم بر جهان امروز پرده برمی دارد به طوری که همه چیز برای اهل انصاف و آگاهی و هر کسی که خود را به خواب و کوری نزده نمایان و قابل مشاهده است و چه ساده لوح و از مرحله پرت هستند کسانی که برای احیاء حقوق مردم ستمدیده فلسطین هرگونه مقاومت و پایداری را طرد و نفی می کنند و چاره کار را در سازش و مذاکره با قدرت ها و سازمان هایی می دانند که خود علت پیدایش موجودی به نام اسرائیل هستند. برای مثال کافی است به بیانیه اتحادیه عرب که در واکنش به قطعنامه اخیر نمایندگان کنگره آمریکا منتشر شده است، نگاهی بیاندازیم، آنجا که آورده است: «موضع مجلس نمایندگان آمریکا با توافق بین المللی و حقوق بشر، همچنین قطعنامه شورای امنیت در تناقض کامل است» و در پایان درباره پیامدهای اتخاذ چنین مواضعی که احساسات مردمی را جریحه دار می سازد، به واشنگتن هشدار می دهد و آن را برای منافع آمریکا در منطقه زیانبار می شمارد. نکته اینجاست که اتحادیه عرب برای محکوم کردن قطعنامه نمایندگان آمریکا به مفاهیم و بهانه هایی متوسل می شود که خود قدرت های بزرگ آنها را ساخته و بر سر زبان ها انداخته اند تا راه سلطه و تجاوزگری خود را هموار و به ضرب این شعارها (اومانیسم، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، سازمان ملل و... ) روح تسلیم و انقیاد را در ملت ها تزریق کنند! در حالی که عملا به هیچکدام آنها پای بند نیستند و فقط به اسم آنها جنایت ها و زیاده خواهی های خود را مشروع جلوه می دهند و توجیه می کنند. چه خوب بود اتحادیه عرب قبل از هشدار به نمایندگان آمریکا برای اتخاذ چنان مواضعی، به خود و سایر دولت های سرسپرده و منفعل عربی به خاطر اتخاذ مواضع سازشکارانه و روحیه ذلت پذیر که بیش از مواضع آمریکایی ها و جنایات اسرائیلی ها، با روحیات و غرور و احساسات مردم منطقه بازی می کند، هشدار می داد و در بیانیه خود به راهکارهای عملی و شجاعانه برای ریشه کن کردن غده سرطانی اسرائیل اشاره می کرد.
در این میان نمایندگان کنگره آمریکا در حالی به اسرائیل به خاطر پیروزی های 40سال قبل تبریک می گویند که هرچه می گذرد ملت های جهان و منطقه یکصدا اصل وجودی و ادامه حیات رژیم نامشروع و غیرقانونی اسرائیل را زیر سؤال برده و آن را برنمی تابند و خواهان محو و نابودی این رژیم و احقاق حقوق ملت مظلوم فلسطین هستند. همین دیروز در سراسر جهان در انگلستان، استرالیا، اسپانیا، ایتالیا، آفریقای جنوبی و... حتی در شهر تل آویو تظاهرات گسترده ای علیه اشغالگری اسرائیل برپا شد. حمایت آمریکا و سایر قدرت های سلطه گر در حالی به شکل لجوجانه از اشغالگران قدس ادامه پیدا می کند که به نظر بسیاری از متفکران و اندیشمندان دنیا از جمله کشورهای غربی، عمر رژیم غاصب اسرائیل به خاطر مقاومت روزافزون فلسطینی ها و به ویژه اوج گیری بیداری اسلامی در جهان اسلام رو به افول است و انحطاط و سقوط نهایی آن نزدیک است.
این حمایت ها در حالی انجام می شود که به دنبال جنگ 33روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان- که نمادی از خیزش مسلمانان منطقه و فقط بخشی از دریای مواج غیرت به جوش آمده اسلامی است- و شکست مفتضحانه آن رژیم از حزب الله، اقتدار و هیبت پوشالی این رژیم متجاوز در نزد مردم منطقه و سراسر جهان درهم شکسته و اختلافات و شکاف های شدید و غیرقابل ترسیمی در ساختار حکومتی آن به وجود آمده است.
درباره پدیده نامشروع و ننگین رژیم صهیونیستی، خوشبختانه تکلیف ملت ایران از ابتدا روشن بوده است. ملت مسلمان ایران که در طول تاریخ همواره ظالم ستیز و مدافع مظلوم بوده است از ابتدای تشکیل دولت غاصب و غیرقانونی اسرائیل به آن معترض و با آن مخالف بوده و در مقاطع مختلف به هر بهانه ای با شکل ها و شیوه های مختلف اعتراض و مخالفت خود را ابراز کرده است. این در حالی است که نزدیک به سه دهه از عمر ننگین این رژیم در حالی سپری شد که در ایران حکومتی دست نشانده حاکم بوده است. رژیمی که در دهه سی و پس از کودتای آمریکایی و ننگین 28مرداد، به طور دربست و تمام عیار به نوکر حلقه به گوش آمریکایی ها تبدیل شد و یکی از ماموریت های اصلی آن کمک به پیشبرد اهداف و سیاست های این ابرقدرت در منطقه، از جمله درباره مساله فلسطین بود. خوشبختانه با ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) که یکی از اصلی ترین شعارها و محوری ترین آرمان های آن محو و نابودی اسرائیل بود و متعاقب آن سقوط رژیم آمریکایی پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و برداشته شدن فاصله میان دولت و ملت، ایران اسلامی یکپارچه و متحد به یکی از اصلی ترین مخالفان ادامه حیات نامشروع اسرائیل و تکیه گاه بزرگ ملت های منطقه و به ویژه مردم مظلوم فلسطین تبدیل شد و... صدالبته به همین جرم ! مورد دشمنی و کینه عمیق قدرت های سلطه گر قرار گرفت ظهور انقلاب اسلامی که با شعار «بازگشت به اسلام» خواهان وحدت و اجتماع مسلمین در برابر زیاده خواهی ها و زورگویی ها و تاراجگری ابرقدرت ها بود، و پیروزی ها و موفقیت های بزرگی که به برکت این انقلاب و علی رغم مخالفت ها و کارشکنی های قدرت های سلطه گر در عرصه های مختلف نصیب ملت ایران شد، رفته رفته موجی از بیداری اسلامی در منطقه و جهان اسلام به راه انداخت و به مسلمانان برای تحقق مطالبات و خواسته های به حقشان از جمله محو اسرائیل و احقاق حقوق ملت فلسطین اعتماد به نفس و دل و جرات بخشید. نماد این بیداری روحیه بخش به طور برجسته و ملموس بیش از هر جا در دفاع فاتحانه حزب الله لبنان و شکست مفتضحانه و خردکننده رژیم متجاوز اسرائیل در نبرد تابستان سال گذشته پیش چشم چهانیان به نمایش درآمد و شگفتی و تحسین دنیا را برانگیخت. بنابراین در حالی که از یکسو اسرائیل علی رغم حمایت قدرت های ضدبشری و طرح های سازشکارانه برخی سردمداران کشورهای منطقه سیر زوال و انحطاط را می پیماید، جهان امروز شاهد اوج گیری بیداری اسلامی و خیزش انقلابی و جهادی مسلمانان جهان است. بیداری و خیزشی که ریشه و منبع الهام آن انقلاب اسلامی است.
انقلابی که همچنان زنده و پویا و خروشان به سیر خود ادامه می دهد و به دنبال تحقق آرمان هایی است که تک تک آنها، از جمله محو اسرائیل و دفاع از فلسطین، از آموزه های مکتب ظلم ستیز و عدالتخواه اسلام ناب سرچشمه می گیرد و تامین کننده منافع مسلمانان جهان و ضامن امنیت ملی و در مسیر دفاع از تمامیت ارضی ایران عزیز است.
انقلابی که تا تحقق همه آرمان های خود از جمله محو و نابودی کامل اسرائیل پابرجا ایستاده است تا آنجا که به قول رهبرکبیر و فقید خود «اگر آمریکا و اسرائیل لا اله الاالله بگویند، ما قبول نداریم، چرا که آنها می خواهند سر ما کلاه بگذارند» و باز به قول آن بزرگ سفر کرده «دنیا خود را برای نابودی و مرگ... اسرائیل غاصب آماده کند... » انقلابی که در راه تحقق آرمان های خود و عمدتاً رفع ظلم و فتنه و حاکمیت عدالت، از هیچ قدرتی واهمه و باک ندارد و شهادت طلبانه، «رؤیت خورشید» را «انتظار» می کشد که «الیس الصبح بقریب...»