بصیرت: مذاکرات سه جانبه سران آمریکا، پاکستان و افغانستان آشکارا به سود حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان بوده است. گویا افغانها موفق شده اند، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا را قانع کنند که کلید شکست یا پیروزی آمریکا و ناتو در جنگ افغانستان، در مناطق قبایلی پاکستان نهفته است و اگر آمریکا می خواهد تجربه روسها را در افغانستان تکرار نکند، تروریسم را در جایی خارج از افغانستان و در مناطق قبایلی پاکستان جستجو کند. حامد کرزای ظاهراً موفق شده است، اوباما را قانع کند که پایگاه اصلی تروریسم و قدرت گرفتن مجدد طالبان و القاعده، در شمال پاکستان قرار دارد و هدف اصلی باید پایگاه ها و پناهگاه های طالبان و القاعده در این مناطق باشد.
با توجه به این موضوع می توان تصور کرد که جنوب آسیا در آستانه یک تحول مهم، سرنوشت ساز و تاریخی جدیدی قرار گرفته باشد. تحولی که می تواند نقش جدیدی را برای پاکستان رقم بزند تا به فروپاشی قدرت ملی این کشور و تجزیه اش منتهی گردد.
حامد کرزای امیدوار است، نشست واشنگتن آغازی برای پایان یافتن نقشی باشد که پاکستان در بیش از شصت سال حیات سیاسی اش از سال 1947 به این طرف برای دخالت در امور داخلی افغانستان، تلاش برای استقرار حکومت دست نشانده اسلام آباد در کابل و نیز تحمیل خط «دیوراند» به عنوان مرز بین المللی پاکستان و افغانستان ایفا کرده است. اکنون از نظر افغانستان دوره پایانی این نقش پاکستان فرا رسیده است و اوباما می تواند با تشدید فشارها بر اسلام آباد و حمایت از کابل وضعیتی به وجود بیاورد که در آن پاکستان و افغانستان مسایل تاریخی را کنار بگذارند و با هم زندگی مسالمت آمیز دو همسایه معقول را بیابند، اما اینکه چنین انتظار حامد کرزای به تمامی برآوردنی باشد یا نه بحث دیگری است.
البته دولت افغانستان و شخص کرزای تنها برندگان مذاکرات واشنگتن نیستند. در تغییر رفتار و راهبرد پاکستان و هندوستان نیز سود خواهد برد و در پیروزی افغانها شریک است.
پاکستان درگیر جنگ داخلی با ارتشی است که اساساً بر مبنای تضاد با هند سازماندهی شده و آموزش ایدئولوژیک گرفته است و اکنون با مردم خودش به عنوان دشمن وارد جنگ می شود و هند را از یاد می برد که می تواند دستاوردی تاریخی برای هند داشته باشد. احتمالاً در پایان کار با پاکستان متفاوتی از گذشته شش دهه آن رو به رو خواهیم بود. پاکستانی که ارتش آن فلسفه جهاد علیه هند و آزادی کشمیر را فراموش خواهد کرد ولو آنکه این فراموشی دشوار و با فلسفه وجودی اش در تضاد قرار گیرد، می تواند در کنار هند زندگی آرامی داشته باشد و دیگر از لشکرهای جهادی رنگارنگ و جهاد کشمیری که می توانند حوادثی نظیر واقعه بمبئی را خلق نمایند، خبری نخواهد بود. همچنان که پاکستان جدید می تواند از تربیت جهادگران رنگارنگ طالبانی، حکمتیاری، حقانی که آنها را وسیله تسلیم افغانستان قرار دهد نیز می تواند فاصله بگیرد و در موضع برابر و منافع مشترک با افغانها وارد معامله شود.
شکی وجود ندارد، اگر مذاکرات واشنگتن در نهایت به تولد چنین پاکستان بی آزادی منتهی گردد؛ کرزای برنده اصلی است و چه بسا که تردیدها از جایگزین کردن فرد دیگری به جای وی را در انتخابات آینده برطرف نماید. در هر حال حامد کرزای خیلی هوشیارانه باراک اوباما را قانع کرد که مشکل طالبان در پاکستان است نه در افغانستان و این مهمترین دستاورد کرزای به شمار می آید.
بانموهان سینگ، دومین برنده آن خواهد بود، اما شک نباید داشت که پاکستان و آقای آصف علی زرداری با باختی تاریخی رو به رو خواهند شد. باختی که نتیجه سیاستهای تبعیت سال گذشته مجموعه صاحبان قدرت سیاسی و نظامی است و منصفانه نیست که تنها به پای کسانی نوشته شود که هنوز چندان زمانی از روی کار آمدن آنها نمی گذرد.