بصیرت: در روزهایی که همه بازیگران خاورمیانه از ارائه هر گونه طرح و استراتژی جدید برای حل مناقشات این منطقه بازماندهاند، رهبران جبهه مقاومت در نشست مهم شان در دمشق راهبردی نو ارائه کردهاند. نشست مشترک محمود احمدی نژاد و بشار اسد با بزرگان جبهه مقاومت از این جهت به محور بحث رسانهها تبدیل شد که ایدههای تازه برای گروههای جهادی بویژه در دو جبهه لبنان و فلسطین ارائه کرد. آن گونه که از نتایج مذاکرات مهم دمشق پیداست محورهای این استراتژی مشترک را چند اصل تشکیل میدهد: «شکستن محاصره غزه، ارائه پاسخی راهگشا برای طرحهای آشتی جویانه که مستقیم یا با واسطه به سران جبهه مقاومت ارائه شده و بالاخره تشکیل ائتلافهای نیرومند در انتخاباتی که قرار است با حضور نیروهای مقاومت بزودی در کشورهای همجوار ایران و سوریه برپا شود.»
بنابراین حفظ موقعیت برتر جبهه مقاومت که در طول دو جنگ بزرگ با ارتش صهیونیستی بهدست آمد، دغدغه اصلی تهران و دمشق است. رهبران ایران و سوریه در سایه تجربه طولانی همپیمانی دریافتهاند که میدان دیپلماسی خاورمیانه بسی سختتر از کارزار جنگ است و نیروهای مقاومت که از آزمون رویارویی نظامی با موفقیت عبور کردند، اکنون با موقعیت خطیر در عرصه دیپلماسی مواجه هستند.
خاورمیانه جدید که کانون بحث رهبران مقاومت با سران ایران و سوریه است مختصاتی تازه دارد که برای برداشتن هر گام لاجرم این معادلات باید سنجیده و ملاحظه شود:
1- آرایش سیاسی در خاورمیانه عصر نومحافظه کاران بر مبنای تعریف کاندولیزارایس شکل گرفته بود. در این تعریف کشورهای منطقه خاورمیانه اصطلاحاً به دو گروه میانه روها یا رادیکالها تقسیم میشدند یا به عبارت بهتر به دو طیف همراهان سیاست امریکا و مخالفان این سیاست. مرز این دوستی یا دشمنی را یک چیز تعیین میکرد و آن موضع کشورها در قبال پروژه مهم سازش و تجسم و تبلور این اندیشه اجلاس آناپولیس بود که در آخرین روزهای دولت بوش با هدف ایجاد سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی برپا شد. طبق منشور این اجلاس که هنوز هم روی میز اوباما قرار دارد اعراب میبایست در قبال پذیرش طرح تشکیل نظام دولت اسرائیلی – فلسطینی، موجودیت رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت میشناختند. به باور طراحان این پروژه تنها مانع جدی در برابر این طرح، جنبش حماس بود که اولمرت و لیونی وعده دادند این مانع را از راه محاصره اقتصادی و سرکوب نظامی از سر راه بردارند. یکی از اهداف پنهان جنگ 22 روزه غزه نیز همین بود که همه رهبران عربی میهمان آناپولیس، با سکوت در قبال این تجاوز طرح حذف حماس را امضا کرده بودند. اما با شکست ارتش صهیونیستی در جنگ غزه همه معادلات دگرگون شد و با سقوط جناح بوش در انتخابات و پیروزی افراطیون اسرائیل در انتخابات کنیست عملاً طرح سازش یا فرمول آناپولیس نیز به کما رفت.
2- قریب پنج ماه پس از جنگ غزه رویارویی از میدان نظامی به جبهه دیپلماتیک منتقل شده است. رویارویی نمادین هواداران «وضعموجود» با مدافعان «تغییر وضع موجود». این رویارویی دو جنبه آشکار دارد: دولتهای عربی شریک امریکا شدیداً از تغییر سیاست امریکا در خاورمیانه بیمناک هستند. آنها دریافتهاند که میل به یک تغییر در نگاه غرب به خاورمیانه پس از جنگ غزه پدیدار شده است و دست کم دیپلماتهای امریکا و اروپا حول این مسئله اتفاق نظر یافتهاند که پروژه مذاکرات در خاورمیانه را دیگر با چند بازیگر ورشکسته مثل مصر و اردن نمیتوانند پیش ببرند، علاوه بر این افکار عمومی و ملتهای منطقه پس از دو جنگ به قدرت و برتری جنبشهای مقاومت در برابر جبهه صهیونیسم ایمان پیدا کردهاند. به همین دلیل سران عرب در شرایط کنونی بشدت نگران گشودن باب تعامل امریکا با جنبشهای مقاومت و نیز تعامل غرب با ایران و سوریه هستند تا حدی که آنها این نگرانی خویش را در سفر سه مقام ارشد امریکا (هیلاری کلینتون، جورج میشل و رابرت گیتس) پنهان نکردند. البته فرستادگان اوباما بویژه گیتس در قاهره حاضر نشد به این خواسته که امریکا روابطش با اعراب را به موضوع ایران موکول کند، تن دهد.به همین ترتیب آنها نسبت به گشایش روابط دمشق و بیروت و سفر میشل سلیمان واکنش تند نشان دادند همینطور به سفر فرستادگان اوباما به دمشق.
البته تهران و دمشق از ورود در این بازی پرهیز کردهاند، آنان از ابتدا گفتهاند که تنها دغدغه مشترک آنها رژیم صهیونیستی است. بیانیه مشترک آنها در پایان دیدار اخیرشان نیز این پیام را به طرفهای نگران عرب منعکس میکند.
در کل شواهد حاکی از آن است که ارادهای جدی برای بازگرداندن خاورمیانه به شرایط قبل از جنگ وجود دارد و لابی یهودیان و اعراب حامی سازش در اقدامی هماهنگ سد راه تغییر شدهاند، همین اراده لابیها است که مانع از شناسایی نیروی حزب الله و حماس نزد غرب است. با نگاه به این بخش از مشکلات و سختی دوران گذار خاورمیانه، تهران و دمشق در مذاکرات خویش موضوع «انسجام جبهه مقاومت» را حیاتیترین راهبرد مطرح کردند.
از نگاه ناظران شاید لولههای تفنگ در امتداد مرزهای لبنان - فلسطین قدری سرد شده باشد اما جبهه جنگ دیپلماتیک روز به روز داغتر میشود. واقعیت این است که نگاه هیچ یک از بازیگران پروژهسازش تغییر نکرده است، مصر همچنان مانع از برداشتن حصار انزوای غزه است، تلآویو تن به آتش بس نداده و ارتش خویش را همچنان در امتداد مرزهای لبنان و فلسطین در آماده باش نگه داشته و به گفته نصرالله در پی یک فرصت غفلت نشستهاند تا به محض بروز یک حفره، تهاجم خویش را آغاز کند. در لبنان نیز سعودیها با تزریق میلیاردی دلار نفت تمام قد در برابر مقاومت صف آراستهاند. پس دلیلی ندارد خانواده مقاومت در غزه یا بیروت معطل مذاکرات سازش بمانند و گوی و میدان را به میانجیهای نامطمئن واگذار کنند.