علی امینی
منطقه کوهستانی سوات پاکستان یکی از مناطق سوق الجیشی شرق آسیا است که پس از عراق در خاورمیانه، هدف استراتژی نظامی آمریکا قرار گرفته است. بهانه ایالات متحده آمریکا برای دخالت در این منطقه، حضور نیروهای طالبان است که اینک این منطقه را در تصرف خود دارند و با ارتش 700 هزار نفری پاکستان وارد یک جنگ چریکی شده اند.
منطقه سوات در بین مناطق مرزی پاکستان و افغانستان قرار دارد که پیش از این یا حاکمیت دولت در آن وجود نداشت و یا اینکه دولت، حاکمیتی ضعیف داشت اما در هر صورت این منطقه با قوانین قبایلی اداره شده است. پس از تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان در سال 2001 و سقوط دولت طالبان در کابل، طالبان این منطقه را پناهگاه نیروهای خود کرد و طی 8 سال گذشته به آموزش و سازماندهی مجدد نیروهای شبه نظامی خود و اجرای برخی عملیات های نظامی و چریکی در داخل افغانستان و پاکستان اهتمام داشته است. واقعیت آن است که آنچه در منطقه سوات می گذرد دقیقاً در راستای اهداف راهبردی آمریکا برای حضور بیشتر در منطقه و دخالت در امور سیاسی و امنیتی منطقه است.
به زعم مقامات آمریکایی، با بحرانی تر شدن اوضاع منطقه سوات و امنیتی تر شدن فضای پاکستان و افغانستان، آمریکا به راحتی می تواند بهانه حضور نظامی خود را در منطقه توجیه کند و حتی به بهانه حفظ تأسیسات هسته ای پاکستان و ناتوانی اسلام آباد برای مقابله با طالبان، به این کشور تهاجم نظامی کند. از این رو به منظور فراهم شدن زمینه های لازم مقامات نظامی و سیاسی ایالات متحده، به طور مستمر نگرانی خود را ارتقای قدرت نظامی طالبان در مناطق قبایلی پاکستان اظهار می کنند و حتی در پاره ای از موارد از برچیدن تأسیسات هسته ای پاکستان برای عدم دسترسی طالبان به آن در صورت سقوط اسلام آباد سخن گفته اند!
مسلم آن است که حضور نظامی آمریکا برای کنترل منطقه شرق آسیا و نظارت بر روابط پاکستان و افغانستان با چین و هند و ایران و روسیه یک هدف استراتژیک برای واشنگتن است. زیرا آمریکا از دیرزمان چهار کشور اخیر را از جمله تهدیدات خود در قرن 21 معرفی کرده و لذا حضور نظامی آمریکا در سرحدات مرزی آنها می تواند این کشورها را با چالش های عدیده امنیتی مواجه نماید. کما اینکه چندی پیش یکی از مقامات آمریکایی گفته بود که اگر ایران دخالت های خود را در امور عراق استمرار بخشد ممکن است بلوچستان این کشور با بحران های امنیتی مواجه شود. این تهدید از یک واقعیت سخن می گوید و آن این است که آمریکا برای به چالش کشاندن چهار قدرت مذکور برنامه های استراتژیک سیاسی و نظامی دارد.
البته این سخن به منزله رها کردن عراق از سوی آمریکایی ها نیست، بلکه عراق نیز در دستور کار آمریکا و کشورهای عربی متحد آمریکا قرار دارد و کما اینکه اخیراً روزنامه عراقی البینه الجدیده فاش کرد که دولت عربستان برای تغییر روند انتخابات آینده در عراق و کمرنگ کردن نقش مرجعیت و جریان های قدرتمند شیعی در این کشور و در نهایت ساقط کردن دولت نوری مالکی 6 میلیارد دلار اختصاص داده است. بدیهی است که عربستان سعودی این کار را بدون هماهنگی با آمریکا نمی تواند انجام دهد و اختصاص این بودجه برای تضعیف جریان شیعی در عراق بخشی از استراتژی پنهان نظامی آمریکا در عراق و کل منطقه است تا به بهانه استمرار بحران های امنیتی همچنان حضور نظامی خود را توجیه کند.
در هر صورت پاکستان هدف استراتژی نظامی آمریکا در سال جاری و سال های آینده است و در پشت تقویت نیروهای طالبان بدون شک آمریکایی ها قرار دارند زیرا تقویت آنها تنها منافع آمریکا را در منطقه تأمین می کند. سفر حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان و آصف علی زرداری، رئیس جمهور پاکستان به آمریکا موید همین نکته کلیدی است که آمریکا با بحرانی کردن منطقه، تلاش می کند روسای کشورهای پاکستان و افغانستان را بیش از پیش به خود وابسته کند تا از طریق آنها گام به گام اهداف استراتژیک خود را دنبال نماید.